●
کرم شب تاب گفت:
رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
اولدوز و عروسک سخنگو
#صمد_بهرنگی
تاثیر عشق
شمس تبریزی در مقالات، سخنی در باب عشق دارد که به نظر من یکی از عمیقترین جملاتی است که در طول تاریخ بشری گفته شده است و آن این که «اگر معشوقی یافتی که یافتی، اگر نیافتی چوبی بتراش و معشوق خود کن.» و به تعبیر بودا، «بت بتراشید و هر که بت میتراشد اخلاقی زندگی میکند.»
منتها بتتراشی نه به معنای شرک، بلکه بدین معنا که محور عالم را از خودت به بیرون منتقل کن و این نفیِ خودمحوری، آغاز اخلاقی زیستن است. بنابراین مهم نیست که چه کسی معشوق باشد، مهم این است که تمام توجهات معطوف به خودت نباشد. از این رو، از زمان بودا تا زمان ما بسیاری از کسانی که در روانشناسی اخلاق کار کردهاند، عشق را کمککار اخلاق دانستهاند و گفتهاند.
#استاد_ملکیان
🍏🍎🍃
کرم شب تاب گفت:
رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
اولدوز و عروسک سخنگو
#صمد_بهرنگی
تاثیر عشق
شمس تبریزی در مقالات، سخنی در باب عشق دارد که به نظر من یکی از عمیقترین جملاتی است که در طول تاریخ بشری گفته شده است و آن این که «اگر معشوقی یافتی که یافتی، اگر نیافتی چوبی بتراش و معشوق خود کن.» و به تعبیر بودا، «بت بتراشید و هر که بت میتراشد اخلاقی زندگی میکند.»
منتها بتتراشی نه به معنای شرک، بلکه بدین معنا که محور عالم را از خودت به بیرون منتقل کن و این نفیِ خودمحوری، آغاز اخلاقی زیستن است. بنابراین مهم نیست که چه کسی معشوق باشد، مهم این است که تمام توجهات معطوف به خودت نباشد. از این رو، از زمان بودا تا زمان ما بسیاری از کسانی که در روانشناسی اخلاق کار کردهاند، عشق را کمککار اخلاق دانستهاند و گفتهاند.
#استاد_ملکیان
🍏🍎🍃
👌2👍1
●
دیدار خاموش با بهرنگ
من او را دوبار دیده بودم و به یاد دارم. یک بار در یک کتابفروشی بود و کتابفروشی گفت : آقای بهرنگ .
من بی آنکه به نام او گوش بدهم، سرتکان دادم. خوب نگاهش کردم. سبیل هایش، موهای کوتاه و ساده اش، شانه های کمی خمیده و حجبی که در تمام وجود او ملاحظه می شد...
یک لحظه، سکوت کتابفروش را پر کرد و من نمیدانستم چه باید بگویم. چون، پیش از آن، هرگز نام بهرنگ را نشنیده و او را ندیده بودم . از هم جدا شدیم .
به نظر من، بعد از تماشای پشت جلد کتاب. خداحافظی کردم و - دریغا که - رفتم .
اما چهره او در یاد من مانده بود تا اینکه یک بار دیگر، دو تائی کنار نرده های یک پارکینگ - از آن ها که پاپتی های بهرنگ در پیاده رو هایش شیر یا خط بازی می کنند - با هم سر درسر شدیم و هر دو بلاتکلیف و نمیدانم چرا خجالتی، یک لحظه کوتاه، فقط به فاصله یک نگاه، مقابل هم ماندیم و بعد فهمیدم که فقط یک سلام خاموش، بین ما رد و بدل شده بوده است !
او که رفت، من برگشتم و از پشت سر نگاهش کردم، با شانه های کمی خمیده و سر فرو افتاده، داشت دور می شد و به چپ می رفت و من رفتن او را مینگریستم. رفت و دیگر ندیدمش. جای پایش لابد هست.
او دریغا که دیگر نیست. صمد نجیب مُرد. امید آن که نجابت نمیرد !
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که درِ خانه تزویر و ریا بگشایند
اما این آرزوی من و توست. میخانه از آن رو بسته میشود، که تزویر در بگشاید! مزورّان، دیدیم که چه زود درِ تزویر و ریا گشودند و کرکره دکان هائی به نام «ادبیات کودکان» را بالا زدند!
#صمد_بهرنگی به یاد این انبوه درماندگان آورده بود که : کودکان هم هستند !
#محمود_دولت_آبادی
بیاد سالروز صمد_ بهرنگی
🍏🍎🍃
دیدار خاموش با بهرنگ
من او را دوبار دیده بودم و به یاد دارم. یک بار در یک کتابفروشی بود و کتابفروشی گفت : آقای بهرنگ .
من بی آنکه به نام او گوش بدهم، سرتکان دادم. خوب نگاهش کردم. سبیل هایش، موهای کوتاه و ساده اش، شانه های کمی خمیده و حجبی که در تمام وجود او ملاحظه می شد...
یک لحظه، سکوت کتابفروش را پر کرد و من نمیدانستم چه باید بگویم. چون، پیش از آن، هرگز نام بهرنگ را نشنیده و او را ندیده بودم . از هم جدا شدیم .
به نظر من، بعد از تماشای پشت جلد کتاب. خداحافظی کردم و - دریغا که - رفتم .
اما چهره او در یاد من مانده بود تا اینکه یک بار دیگر، دو تائی کنار نرده های یک پارکینگ - از آن ها که پاپتی های بهرنگ در پیاده رو هایش شیر یا خط بازی می کنند - با هم سر درسر شدیم و هر دو بلاتکلیف و نمیدانم چرا خجالتی، یک لحظه کوتاه، فقط به فاصله یک نگاه، مقابل هم ماندیم و بعد فهمیدم که فقط یک سلام خاموش، بین ما رد و بدل شده بوده است !
او که رفت، من برگشتم و از پشت سر نگاهش کردم، با شانه های کمی خمیده و سر فرو افتاده، داشت دور می شد و به چپ می رفت و من رفتن او را مینگریستم. رفت و دیگر ندیدمش. جای پایش لابد هست.
او دریغا که دیگر نیست. صمد نجیب مُرد. امید آن که نجابت نمیرد !
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که درِ خانه تزویر و ریا بگشایند
اما این آرزوی من و توست. میخانه از آن رو بسته میشود، که تزویر در بگشاید! مزورّان، دیدیم که چه زود درِ تزویر و ریا گشودند و کرکره دکان هائی به نام «ادبیات کودکان» را بالا زدند!
#صمد_بهرنگی به یاد این انبوه درماندگان آورده بود که : کودکان هم هستند !
#محمود_دولت_آبادی
بیاد سالروز صمد_ بهرنگی
🍏🍎🍃
👌2👍1
Je T'aime
Efisio Cross
🎼❤️🎼
je T'aime
دوستت دارم
-------------------------------
جمعه ها دلگیر نیست
اگر...
یاد تو باشد و
یاد تو باشد و
یادِ تو.....
جمعه ها دلگیر نیست
اگر،،، در یادِ تو باشم و
با یادِ تو باشم و
هر تپشِ قلبِ تو .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
je T'aime
دوستت دارم
-------------------------------
جمعه ها دلگیر نیست
اگر...
یاد تو باشد و
یاد تو باشد و
یادِ تو.....
جمعه ها دلگیر نیست
اگر،،، در یادِ تو باشم و
با یادِ تو باشم و
هر تپشِ قلبِ تو .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
باید تو را
از آسمانِ شب؛ بدزدم
و عشق را؛
در ماه چشمان ات، خواب کنم؛
شاید
اخترانِ لولی وشِ کولی
در دشت سبزِ سینه ات
به رویایی خوش بشکفند! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ّشب خوش دوستانم 💫⭐️
باید تو را
از آسمانِ شب؛ بدزدم
و عشق را؛
در ماه چشمان ات، خواب کنم؛
شاید
اخترانِ لولی وشِ کولی
در دشت سبزِ سینه ات
به رویایی خوش بشکفند! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ّشب خوش دوستانم 💫⭐️
❤3👌1
اشک مهتاب_شجریان
@bazmemusighi
🎼❤️🎼
به من گفتی که
دل دریا کن ای دوست
همه دریا
از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون
پروا کن ای دوست
کنار چشمه ای
بودیم در خواب
تو با جامی
ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم
از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی
من اشک مهتاب ...
✍#سیاوش_کسرایی
🍏🍎🍃
به من گفتی که
دل دریا کن ای دوست
همه دریا
از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون
پروا کن ای دوست
کنار چشمه ای
بودیم در خواب
تو با جامی
ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم
از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی
من اشک مهتاب ...
✍#سیاوش_کسرایی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آن سودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم ...
--------------------
محمد علی بهمنی شاعر و غزلسرا
زادهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۳۱
وی دربارهٔ تولّد خود میگوید: «دو ماه به زمان تولّدم باقیمانده بود، که برادرم در دزفول بیمار میشود. خانواده هم از این فرصت استفاده میکنند تا به عیادتش بروند. این است که در قطار بهدنیا آمدم و در شناسنامهام درج شد «متولد دزفول»،
با تاسف و تاثر و تسلیت 🥀🖤
سفر شاعر گرانقدر و دوست داشتنی
محمد علی_ بهمنی سبز و شادان
🕊🖤🕊
می روم در جهانی که درد نیست
اندوه نیست، فریاد نیست و زخم ها؛
قلب و روح ات را نمی خراشند ...
در ایستگاه آخرین قطار پیاده شده
ام
سفر به پایان رسید و اینک به
منزلگه مقصود رسیده ام ...
می دانم که واژه هایم
بال پرواز رویاهای تلخ و شیرین
من خواهد بود ...
در دفتر خاطراتِ روزها و شب های
دنیایی که رویاهای خواب و بیداری ام
زیر آسمانی کبود ، افسانه ای کوتاه
بیش نبود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آن سودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم ...
--------------------
محمد علی بهمنی شاعر و غزلسرا
زادهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۳۱
وی دربارهٔ تولّد خود میگوید: «دو ماه به زمان تولّدم باقیمانده بود، که برادرم در دزفول بیمار میشود. خانواده هم از این فرصت استفاده میکنند تا به عیادتش بروند. این است که در قطار بهدنیا آمدم و در شناسنامهام درج شد «متولد دزفول»،
با تاسف و تاثر و تسلیت 🥀🖤
سفر شاعر گرانقدر و دوست داشتنی
محمد علی_ بهمنی سبز و شادان
🕊🖤🕊
می روم در جهانی که درد نیست
اندوه نیست، فریاد نیست و زخم ها؛
قلب و روح ات را نمی خراشند ...
در ایستگاه آخرین قطار پیاده شده
ام
سفر به پایان رسید و اینک به
منزلگه مقصود رسیده ام ...
می دانم که واژه هایم
بال پرواز رویاهای تلخ و شیرین
من خواهد بود ...
در دفتر خاطراتِ روزها و شب های
دنیایی که رویاهای خواب و بیداری ام
زیر آسمانی کبود ، افسانه ای کوتاه
بیش نبود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1👍1👌1🕊1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه ☀️🪴
☀️۱۰ شهریور ۱۴۰۳
🌙۲۶ صفر ۱۴۴۶
🌲۳۱ اوت ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴---------
-----------------------------
شروع هفته خوشی را برایتان
آرزو دارم 🌸 ۷ روز هفته تان
به شادی و آرامش
--------------🌻---🌻------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
🍃🌻🍃🍇 نگاه
پروردگار یکتا بدرقه ی راهتان
--------------------------
Time heals almost everything, give it time, sad things just fade away.
زمان تقریباً همه چیز رو درمان میکنه، بهش زمان بدید، چیزهای غمانگیز فقط محو میشند.
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه ☀️🪴
☀️۱۰ شهریور ۱۴۰۳
🌙۲۶ صفر ۱۴۴۶
🌲۳۱ اوت ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴---------
-----------------------------
شروع هفته خوشی را برایتان
آرزو دارم 🌸 ۷ روز هفته تان
به شادی و آرامش
--------------🌻---🌻------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
🍃🌻🍃🍇 نگاه
پروردگار یکتا بدرقه ی راهتان
--------------------------
Time heals almost everything, give it time, sad things just fade away.
زمان تقریباً همه چیز رو درمان میکنه، بهش زمان بدید، چیزهای غمانگیز فقط محو میشند.
🍏🍎🍃
❤2❤🔥1
نقش فرش دل... با صدای علیرضا قربانی.. شعر محمد علی بهمنی
🎼🖤🎼
«نقش فرش دل» ( وضعیت سفید)
🗣#علیرضا_قربانی
✍#محمدعلی_بهمنی🕊
🎼#سهراب_پورناظری
گفتم بدوم
تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه
گویم گله ها را ...
🍏🍎🍃
«نقش فرش دل» ( وضعیت سفید)
🗣#علیرضا_قربانی
✍#محمدعلی_بهمنی🕊
🎼#سهراب_پورناظری
گفتم بدوم
تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه
گویم گله ها را ...
🍏🍎🍃
❤1🕊1
Yek shabe mahtab
farhad.@weed_lash
🎼❤️🎼
آرزوها؛
در غبار گم شدند
وقتی، پاکی و نجابت؛
طعمه یِ حریقِ
بی کسی می شد
و سرزمین پاکان؛
طعمه یِ کرکسانِ
بی هویتِ کور
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آرزوها؛
در غبار گم شدند
وقتی، پاکی و نجابت؛
طعمه یِ حریقِ
بی کسی می شد
و سرزمین پاکان؛
طعمه یِ کرکسانِ
بی هویتِ کور
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1