○
انقلاب نبود انفجار بود. چيزي منفجر شد كه ملت ما را تكه پاره كرد. حالا يكي دنبال دستش ميگردد، يكي دنبال چشمش، يكي دنبال پاهاش، و ديگري دنبال بچه اش ...
📕 تماما مخصوص
✍🏻 #عباس_معروفی
🍏🍎🍃
انقلاب نبود انفجار بود. چيزي منفجر شد كه ملت ما را تكه پاره كرد. حالا يكي دنبال دستش ميگردد، يكي دنبال چشمش، يكي دنبال پاهاش، و ديگري دنبال بچه اش ...
📕 تماما مخصوص
✍🏻 #عباس_معروفی
🍏🍎🍃
👌5👍1
○
ممکن است که لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار میتوان به وسیلهی گفتهها و نوشتههای دروغ مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس، عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعدههای پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست میدارند.
📕#سینوهه
---------------------------------
تا به کی به انتظارِ روشنایِ
فانوسی کور تمام راه های رفته را دوباره و دوباره باید کاوید و
ناباورانه لب به دندان حسرت گزید،
تا به کی باید خود را فریفت و از
پشت هزار هزار نقاب کین آلوده ی زشت... دامنِ پرچین هایِ امید را
با خونِ دل و اشک چشم ها آبیاری
کرد ؟ و به انتظاری عبث؛
به طلوعِ باوری خوش، به جاده ای
کور و بن بست چشم دوخت؟!...
تا به کی و تا کجایِ این روزهای
ابری و مه آلوده یِ بی باران؟! .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ممکن است که لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم عوض شود ولی حماقت آنها عوض نخواهد شد و در تمام اعصار میتوان به وسیلهی گفتهها و نوشتههای دروغ مردم را فریفت. زیرا همانطور که مگس، عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ریا و وعدههای پوچ را که هرگز عملی نخواهد شد دوست میدارند.
📕#سینوهه
---------------------------------
تا به کی به انتظارِ روشنایِ
فانوسی کور تمام راه های رفته را دوباره و دوباره باید کاوید و
ناباورانه لب به دندان حسرت گزید،
تا به کی باید خود را فریفت و از
پشت هزار هزار نقاب کین آلوده ی زشت... دامنِ پرچین هایِ امید را
با خونِ دل و اشک چشم ها آبیاری
کرد ؟ و به انتظاری عبث؛
به طلوعِ باوری خوش، به جاده ای
کور و بن بست چشم دوخت؟!...
تا به کی و تا کجایِ این روزهای
ابری و مه آلوده یِ بی باران؟! .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌3
○
چه غریبانه..
تو با یاد وطن مینالی؛
من چه گویم که غریب است؛
دلم در وطنم...!
امیر هوشنگ ابتهاج (زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶–درگذشته ۱۹ مرداد ۱۴۰۱) متخلص به سایه شاعر و پژوهشگر هماره در یاد ...
"شاعری که عشق را در چشم هایِ
خیسِ ارغوان تفسیر کرد
و سایه اش تا همیشه یِ عشق
باقی ست" ...
سالگرد سفرش گرامی
یادش سبز 💚🕊
🍏🍎🍃
چه غریبانه..
تو با یاد وطن مینالی؛
من چه گویم که غریب است؛
دلم در وطنم...!
امیر هوشنگ ابتهاج (زادهٔ ۶ اسفند ۱۳۰۶–درگذشته ۱۹ مرداد ۱۴۰۱) متخلص به سایه شاعر و پژوهشگر هماره در یاد ...
"شاعری که عشق را در چشم هایِ
خیسِ ارغوان تفسیر کرد
و سایه اش تا همیشه یِ عشق
باقی ست" ...
سالگرد سفرش گرامی
یادش سبز 💚🕊
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
**نوزدهم مرداد، سالگرد درگذشت استاد کورش صفوی (۱۳۳۵ - ۱۴۰۲)
🕊1
○
"از شوخطبعیهای استاد کورش
صفوی"
استادِ زندهیاد کورشِ صفوی هم نویسنده و مترجمِ برجسته و پرکاریبودند و هم معلّم و مدرّسی موفّق. از کلاسشان شوخطبعیهایشان بیشتر بهخاطرم مانده و از آثارشان سادهنویسی. در برخی از مقدمههایی که بر آثارِ گوناگونِ خویش نوشتهاند نیز، این هر دو مولفه را یکجا میتواندید. از میانِ مقدمههایشان فراوان میتوان نمونهآورد، ازجمله در مقدمهی بیستونه صفحهایشان بر ترجمهی بیستویکصفحهایِ "فنّ دستور" اثرِ دیونوسیوس تراکس (نوشتهشده در سدهی دومِ پیشاز میلاد):
"تاریخِ علم پُر از کاشفان و مخترعانِ خوشاقبال و بداقبال است. آیا بهراستی میتوان منکرِ این واقعیت شد؟ یکی از این بداقبالها، مخترعِ چرخ است. هیچکس از او خبری ندارد ولی اختراعش دنیا را دگرگون ساخت. بداقبالتر از او گالیله بود که بهخاطرِ اعتقاد به گشتنِ کرهی زمین به دورِ خورشید محاکمه شد و نزدیک بود جانش را از دست بدهد. اخفشِ اوسط از گالیله هم بداقبالتر بود و با تمامیِ پژوهشهایش در فنّ عروض معروف نشد ولی بزش به شهرت رسید. برخی از این بداقبالها بهخاطرِ کشف یا اختراعشان کشتهشدند، برخی دیگر به فراموشی سپردهشدند و دربرابرِ آنها، خوشاقبالها تمامیِ افتخارات را از آنِ خود کردند. میانِ خوشاقبالها هم تفاوتهایی دیدهمیشود. برخی هم خودشان معروف اند و هم اختراع یا اکتشافشان برای همگان شناختهشدهاست. ادیسون یکی از اینها است. برخی دیگر خودشان معروف اند ولی کشف یا اختراعشان برای همه شناختهشده نیست. کُخ یکی از اینها است. تعدادی از این خوشاقبالها معروفیتی شگفت یافتهاند. شیرِ پاستوریزه، نامِ پاستور را بههمراهدارد و بههنگامِ خریدِ لامپ، نامِ وات را بهکارمیبریم. برخی از این خوشاقبالها را دستِ روزگار به همهچیز رساندهاست. یکی خواسته به هندوستان سفرکند، آمریکا را کشفمیکند، و آنیکی در نامههایش دائماً به این نکته معترف است که دستانش میلرزد و رنگها را درست نمیتواند باهم قاطیکند، آنگاه بنیانگذارِ مکتبِ اکسپرسیونیسم در نقاشی معرفیمیشود".
(فنّ دستور، دیونوسیوس تراکس، ترجمهی کورش صفوی، هرمس، ۱۳۷۷، صص ۳_۲).
#دکتر احمد رضا_ بهرامپور
عمران
🍏🍎🍃
"از شوخطبعیهای استاد کورش
صفوی"
استادِ زندهیاد کورشِ صفوی هم نویسنده و مترجمِ برجسته و پرکاریبودند و هم معلّم و مدرّسی موفّق. از کلاسشان شوخطبعیهایشان بیشتر بهخاطرم مانده و از آثارشان سادهنویسی. در برخی از مقدمههایی که بر آثارِ گوناگونِ خویش نوشتهاند نیز، این هر دو مولفه را یکجا میتواندید. از میانِ مقدمههایشان فراوان میتوان نمونهآورد، ازجمله در مقدمهی بیستونه صفحهایشان بر ترجمهی بیستویکصفحهایِ "فنّ دستور" اثرِ دیونوسیوس تراکس (نوشتهشده در سدهی دومِ پیشاز میلاد):
"تاریخِ علم پُر از کاشفان و مخترعانِ خوشاقبال و بداقبال است. آیا بهراستی میتوان منکرِ این واقعیت شد؟ یکی از این بداقبالها، مخترعِ چرخ است. هیچکس از او خبری ندارد ولی اختراعش دنیا را دگرگون ساخت. بداقبالتر از او گالیله بود که بهخاطرِ اعتقاد به گشتنِ کرهی زمین به دورِ خورشید محاکمه شد و نزدیک بود جانش را از دست بدهد. اخفشِ اوسط از گالیله هم بداقبالتر بود و با تمامیِ پژوهشهایش در فنّ عروض معروف نشد ولی بزش به شهرت رسید. برخی از این بداقبالها بهخاطرِ کشف یا اختراعشان کشتهشدند، برخی دیگر به فراموشی سپردهشدند و دربرابرِ آنها، خوشاقبالها تمامیِ افتخارات را از آنِ خود کردند. میانِ خوشاقبالها هم تفاوتهایی دیدهمیشود. برخی هم خودشان معروف اند و هم اختراع یا اکتشافشان برای همگان شناختهشدهاست. ادیسون یکی از اینها است. برخی دیگر خودشان معروف اند ولی کشف یا اختراعشان برای همه شناختهشده نیست. کُخ یکی از اینها است. تعدادی از این خوشاقبالها معروفیتی شگفت یافتهاند. شیرِ پاستوریزه، نامِ پاستور را بههمراهدارد و بههنگامِ خریدِ لامپ، نامِ وات را بهکارمیبریم. برخی از این خوشاقبالها را دستِ روزگار به همهچیز رساندهاست. یکی خواسته به هندوستان سفرکند، آمریکا را کشفمیکند، و آنیکی در نامههایش دائماً به این نکته معترف است که دستانش میلرزد و رنگها را درست نمیتواند باهم قاطیکند، آنگاه بنیانگذارِ مکتبِ اکسپرسیونیسم در نقاشی معرفیمیشود".
(فنّ دستور، دیونوسیوس تراکس، ترجمهی کورش صفوی، هرمس، ۱۳۷۷، صص ۳_۲).
#دکتر احمد رضا_ بهرامپور
عمران
🍏🍎🍃
👌2
°
جمعه خیابانی یک طرفه ست؛
که مجالِ برگشت به قدم هایِ
رفته را ... نمی دهد
انگار جمعه ...
برزخِ همه یِ دلتنگی هاست؛
و انتظار ...
بهشتِ موعودی ست، که
در فریبِ باورها و
بهتِ خاکستریِ ناباوری؛
زیرِ یک چترِ کهنه یِ زنگ زده
خیسِ درد ... می شوی؛
جمعه رسالتِ بغضِ هفت روزِ
هفته یِ ابری ست ...
کاش جمعه؛
میعاد گاهِ رسولانِ عشق، شود
تا آسمانِ هفت روز هفته؛
طلوعِ یک باورِ خوش باشد! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
جمعه خیابانی یک طرفه ست؛
که مجالِ برگشت به قدم هایِ
رفته را ... نمی دهد
انگار جمعه ...
برزخِ همه یِ دلتنگی هاست؛
و انتظار ...
بهشتِ موعودی ست، که
در فریبِ باورها و
بهتِ خاکستریِ ناباوری؛
زیرِ یک چترِ کهنه یِ زنگ زده
خیسِ درد ... می شوی؛
جمعه رسالتِ بغضِ هفت روزِ
هفته یِ ابری ست ...
کاش جمعه؛
میعاد گاهِ رسولانِ عشق، شود
تا آسمانِ هفت روز هفته؛
طلوعِ یک باورِ خوش باشد! ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1
Ahmad Zahir Baz Amadi Ay Jani Man Jana Fedaye Jani Tu احمد ظاهر..
ahmad zahir
🎼❤️🎼
🗣#احمد_ظاهر
🎼#باز آمدی
باز آمدی، ای جان من
جان ها فدای جان تو
جان من و
صد هم چو من
قربان تو، قربان تو ...
🍏🍎🍃
🗣#احمد_ظاهر
🎼#باز آمدی
باز آمدی، ای جان من
جان ها فدای جان تو
جان من و
صد هم چو من
قربان تو، قربان تو ...
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
● 𝐑𝐚𝐩𝐢𝐝 𝐃𝐫𝐚𝐰𝐢𝐧𝐠
● 𝐖𝐚𝐭𝐞𝐫𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫
لذت نقاشی
🍏🍎🍃
● 𝐑𝐚𝐩𝐢𝐝 𝐃𝐫𝐚𝐰𝐢𝐧𝐠
● 𝐖𝐚𝐭𝐞𝐫𝐜𝐨𝐥𝐨𝐫
لذت نقاشی
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
چرا ما همدیگر را شناختیم؟
کدام اتفاق و تصادفی خواسته است
که ما با هم آشنا شویم؟ و تردیدی نیست همانطور که در آن دورها؛
دو شط روی زمین، آنقدر جریان پیدا میکند
تا بههم بپیوندند، سراشیبیهای مخصوص ما،
ما را بهسوی یکدیگر کشانده است.
📕 #مادام_بوواری
✍🏻 #گوستاو_فلوبر
🍏🍎🍃
چرا ما همدیگر را شناختیم؟
کدام اتفاق و تصادفی خواسته است
که ما با هم آشنا شویم؟ و تردیدی نیست همانطور که در آن دورها؛
دو شط روی زمین، آنقدر جریان پیدا میکند
تا بههم بپیوندند، سراشیبیهای مخصوص ما،
ما را بهسوی یکدیگر کشانده است.
📕 #مادام_بوواری
✍🏻 #گوستاو_فلوبر
🍏🍎🍃
👌2
حجت اشرف زاده-ماه و ماهی Hojat Ashrafzadeh - Mah o Mahi
@jmctv 🆔
🎼❤️🎼
🗣#حجت_اشرف_زاده
✍#علیرضا_بدیع
تو ماهی و من ماهیِ این برکهی کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی!
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجرهی فیروزه تراشی
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!
ای باد سبکسار! مرا بگذر و بگذار!
هشدار! که آرامش ما را نخراشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!
اندوه بزرگیست چه باشی.. چه نباشی..
🍏🍎🍃
🗣#حجت_اشرف_زاده
✍#علیرضا_بدیع
تو ماهی و من ماهیِ این برکهی کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی!
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجرهی فیروزه تراشی
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!
ای باد سبکسار! مرا بگذر و بگذار!
هشدار! که آرامش ما را نخراشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!
اندوه بزرگیست چه باشی.. چه نباشی..
🍏🍎🍃
❤1🥰1