گل ناز من
علی رضا افتخاری
🎼❤️🎼
🗣#علیرض_افتخاری
🎼#گل_ناز_من
ای گل ناز من نغمه ساز من؛ بی خبر مانده ای از من و راز من
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل
ز رنگ روی تو، دل خونم ای گل
منِ عاشق ز عشقت بیقرارم؛ تو چو لیلی و من مجنونم ای گل
دل ما بی تو دائم بی قراره به جز آزار ما کاری نداره
سرو آزاد من کی کنی یادِ من ....
🍏🍎🍃
🗣#علیرض_افتخاری
🎼#گل_ناز_من
ای گل ناز من نغمه ساز من؛ بی خبر مانده ای از من و راز من
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل
ز رنگ روی تو، دل خونم ای گل
منِ عاشق ز عشقت بیقرارم؛ تو چو لیلی و من مجنونم ای گل
دل ما بی تو دائم بی قراره به جز آزار ما کاری نداره
سرو آزاد من کی کنی یادِ من ....
🍏🍎🍃
❤2
○
اگر میخواهید شجاعان را بیابید، کسانی را جستجو کنید که قادر به بخشودن هستند و اگر میخواهید قهرمانان را بیابید، کسانی را بجویید که قادرند در مقابل نفرت عشق بورزند.
👤#بهاگا_وادگیتا
🍏🍎🍃
اگر میخواهید شجاعان را بیابید، کسانی را جستجو کنید که قادر به بخشودن هستند و اگر میخواهید قهرمانان را بیابید، کسانی را بجویید که قادرند در مقابل نفرت عشق بورزند.
👤#بهاگا_وادگیتا
🍏🍎🍃
👌3
○
من غلام قمرم
غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن
شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو
جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری
رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن
جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق
من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست
دگر هیچ مگو
من به گوش تو
سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی
جز که به سر هیچ مگو
حضرت_ #مولانا » دیوان شمس »
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
🍏🍎🍃
من غلام قمرم
غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن
شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو
جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری
رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن
جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق
من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست
دگر هیچ مگو
من به گوش تو
سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی
جز که به سر هیچ مگو
حضرت_ #مولانا » دیوان شمس »
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
🍏🍎🍃
❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
نام ایران زیبا
بدون اصفهان مگر می شود
نام ایران زیبا
بدون اصفهان مگر می شود
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
__
با نغمه یِ باد ، با لرزش برگ؛
با بوسه هایِ شبنم، بر گونه هایِ گلبرگ؛
برقص آی ...
تا رقصِ ساحل و موج
در چشمِ ابریِ ماه؛
تا بیقراریِ راه ...
با اشکِ سبزِ باران؛
تا کوچه هایِ بی فصل؛
تا غربتِ خیابان ... __
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
عصرتون دلپذیر دوستانم
نبض زندگی تپنده به عشق و شادی و آرامش❤️
🍏🍎🍃
__
با نغمه یِ باد ، با لرزش برگ؛
با بوسه هایِ شبنم، بر گونه هایِ گلبرگ؛
برقص آی ...
تا رقصِ ساحل و موج
در چشمِ ابریِ ماه؛
تا بیقراریِ راه ...
با اشکِ سبزِ باران؛
تا کوچه هایِ بی فصل؛
تا غربتِ خیابان ... __
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
عصرتون دلپذیر دوستانم
نبض زندگی تپنده به عشق و شادی و آرامش❤️
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
محمود دولت آبادی Mahmoud Dowlatabadi نویسندهی مشهور ایرانی متولد دهم مردادماه سال 1310 است. او در روستای دولت آباد سبزوار به دنیا آمد. او تحصیلات ابتداییاش را در دولتآباد گذراند و بعد از آن به مشهد رفت. دولت آبادی در زمان زندگیاش در مشهد با سینما و نمایش آشنا شد. او برای تکمیل دانش سینماییاش به تهران آمد و در تئاتر پارس مشغول به کار شد. دولت آبادی اولین تجربههای نویسندگیاش را با شرکت در کلاسهای بازیگری آناهیتا تجربه کرد، او در نمایشهای مهمی از برتولت برشت، بهرام بیضایی و اکبر رادی بازیگر بود. دقیقا در همان سالها یعنی حدود دههی چهل شمسی بود که دولت آبادی نوشتن را آغاز کرد. اولین داستان او به نام «ته شب» سال 1341 در مجلهای در تهران منتشر شد. بعد از انتشار اولین داستانش بود که دولت آبادی به نوشتن روی آورد و این کار را به صورت حرفهای دنبال کرد.
رمان دهجلدیِ کلیدر نامآورترین اثر اوست.
داستانِ بیشترِ نوشتههای دولتآبادی در
روستاهای خراسان رخ میدهد
و راوی رنج و محنت روستاییان شرق
ایران است.
"زاد روزش فرخنده و مبارک🎂
🍏🍎🍃
محمود دولت آبادی Mahmoud Dowlatabadi نویسندهی مشهور ایرانی متولد دهم مردادماه سال 1310 است. او در روستای دولت آباد سبزوار به دنیا آمد. او تحصیلات ابتداییاش را در دولتآباد گذراند و بعد از آن به مشهد رفت. دولت آبادی در زمان زندگیاش در مشهد با سینما و نمایش آشنا شد. او برای تکمیل دانش سینماییاش به تهران آمد و در تئاتر پارس مشغول به کار شد. دولت آبادی اولین تجربههای نویسندگیاش را با شرکت در کلاسهای بازیگری آناهیتا تجربه کرد، او در نمایشهای مهمی از برتولت برشت، بهرام بیضایی و اکبر رادی بازیگر بود. دقیقا در همان سالها یعنی حدود دههی چهل شمسی بود که دولت آبادی نوشتن را آغاز کرد. اولین داستان او به نام «ته شب» سال 1341 در مجلهای در تهران منتشر شد. بعد از انتشار اولین داستانش بود که دولت آبادی به نوشتن روی آورد و این کار را به صورت حرفهای دنبال کرد.
رمان دهجلدیِ کلیدر نامآورترین اثر اوست.
داستانِ بیشترِ نوشتههای دولتآبادی در
روستاهای خراسان رخ میدهد
و راوی رنج و محنت روستاییان شرق
ایران است.
"زاد روزش فرخنده و مبارک🎂
🍏🍎🍃
👌2❤1
○
مگر می شود
در یک نقطه ماند ؟
مگر می توان ؟
تا کی و تا چند می توانی
چون سگی کتک خورده
درون ِ لانه ات کز کنی؟
در این دنیای بزرگ،
جایی هم آخر برای تو هست
راهی هم آخر برای تو هست؛
در ِ زندگانی را که گِل نگرفته اند !
✍#محمود_دولت_آبادی
"جوانی محمود_ دولت آبادی"
زاد روزش گرامی و خجسته 🎂
🍏🍎🍃
مگر می شود
در یک نقطه ماند ؟
مگر می توان ؟
تا کی و تا چند می توانی
چون سگی کتک خورده
درون ِ لانه ات کز کنی؟
در این دنیای بزرگ،
جایی هم آخر برای تو هست
راهی هم آخر برای تو هست؛
در ِ زندگانی را که گِل نگرفته اند !
✍#محمود_دولت_آبادی
"جوانی محمود_ دولت آبادی"
زاد روزش گرامی و خجسته 🎂
🍏🍎🍃
👌2
Vaziri Amir Hasanak
بخشی از داستان حسنک وزیر ، با خوانش محمود دولت آبادی
📕✨📕
بخشی از داستان
حسنک وزیر
با صدای محمود دولتآبادی
🍏🍎🍃
بخشی از داستان
حسنک وزیر
با صدای محمود دولتآبادی
🍏🍎🍃