This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
حرف هایی که،
نمی توان گفت را، باید نوشت.
حرف هایی که،
نمی توان نوشت را، باید سرود
حرف هایی که،
نمی توان سرود را، باید نواخت
حرف هایی که،
نمی توان نواخت را، باید گریست.
#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
حرف هایی که،
نمی توان گفت را، باید نوشت.
حرف هایی که،
نمی توان نوشت را، باید سرود
حرف هایی که،
نمی توان سرود را، باید نواخت
حرف هایی که،
نمی توان نواخت را، باید گریست.
#محسن_حسینی_طاها
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم 🤍❤️🤍 با امید آغازی دگرگون بسوی نور و روشنایی شروع هفته ای سرشار از لحظات و رویدادهای خوش برایتان آرزو دارم
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه. ☀️🪴
☀️ ۱۶ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۹ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۶ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
قدم هایتان در مسیری پویا و شکوفا 💚هفت روز هفته تان به رویدادهای خوش 💛
------------------------------
الهی!
یاری ام کن! تا در مسیری زاینده و
پویا قدم بر دارم و با دم به دم
نفس هایم شور و عشق و زندگی
بر شاخسار باورهایی خوش سبز شود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز شنبه. ☀️🪴
☀️ ۱۶ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۹ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۶ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی
قدم هایتان در مسیری پویا و شکوفا 💚هفت روز هفته تان به رویدادهای خوش 💛
------------------------------
الهی!
یاری ام کن! تا در مسیری زاینده و
پویا قدم بر دارم و با دم به دم
نفس هایم شور و عشق و زندگی
بر شاخسار باورهایی خوش سبز شود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
ساقیا صبح است؛
می از شیشه درپیمانه کن
حشـر خـواب آلودگان
از نعـره ی مستانه کن
می رود فیض صبوح
ازدست،تادم می زنی
پیش این دریای رحمت،
دست راپیمانه کن ...!
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
درود دوستانم صبح تان به خیر و
حلاوت مهر و دوستی 🤍❤️🤍
○
ساقیا صبح است؛
می از شیشه درپیمانه کن
حشـر خـواب آلودگان
از نعـره ی مستانه کن
می رود فیض صبوح
ازدست،تادم می زنی
پیش این دریای رحمت،
دست راپیمانه کن ...!
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
درود دوستانم صبح تان به خیر و
حلاوت مهر و دوستی 🤍❤️🤍
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
صبح
سوار بر قطار ستارگان سحرگاهی از راه رسید
تو نیامدی
گنجشک های منتظر
دور خانه ی من نشستند
و به هر سایه به خود لرزیدند
تو نیامدی
شعر از دلم به دهانم
از لب هایم به دلم پر کشید
تو نیامدی
آفتاب
از سر سروها به انتهای خیابان سر کشید
تو نیامدی.
مه میداند
که باید برخیزد
و به خانه ی خود بیاید
در سینه ی من.
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
صبح
سوار بر قطار ستارگان سحرگاهی از راه رسید
تو نیامدی
گنجشک های منتظر
دور خانه ی من نشستند
و به هر سایه به خود لرزیدند
تو نیامدی
شعر از دلم به دهانم
از لب هایم به دلم پر کشید
تو نیامدی
آفتاب
از سر سروها به انتهای خیابان سر کشید
تو نیامدی.
مه میداند
که باید برخیزد
و به خانه ی خود بیاید
در سینه ی من.
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
❤2👌1
○
در این مکتب که رمزِ عاشقی
آموخت استادم
منممجنون تر از مجنون و
عاشق تر ز فرهادم
بسان تکدرختی تشنه لب در
دامنِ صحرا
گهی سوزد تن از گرما و
گه بر سر زند بادم
منم آن سرنشینِ قایق موج
دل دریا....
که هر دم می رسد
بر ساحل آرام فریادم
خدا را...رحمتی ای آشنایان
سوختم از غم
که همچون طایر بشکسته پر
در دام صیادم
من از سیل غم عشقِ جمالِ
یار می ترسم
که این بیدادگر، آخر کَند
از بیخ بنیادم
نباشد بیمِ سر بر دار گردیدن
صداقت را
که چون منصور از قید هوای
نفس، آزادم...
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
در این مکتب که رمزِ عاشقی
آموخت استادم
منممجنون تر از مجنون و
عاشق تر ز فرهادم
بسان تکدرختی تشنه لب در
دامنِ صحرا
گهی سوزد تن از گرما و
گه بر سر زند بادم
منم آن سرنشینِ قایق موج
دل دریا....
که هر دم می رسد
بر ساحل آرام فریادم
خدا را...رحمتی ای آشنایان
سوختم از غم
که همچون طایر بشکسته پر
در دام صیادم
من از سیل غم عشقِ جمالِ
یار می ترسم
که این بیدادگر، آخر کَند
از بیخ بنیادم
نباشد بیمِ سر بر دار گردیدن
صداقت را
که چون منصور از قید هوای
نفس، آزادم...
#ح_صداقت_اشک_قلم۱
🍏🍎🍃
❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
در گذارِ جاده یِ بی فصل
آهسته تر،،، قدم بگذار
بگذار، نفس هایت در باد
حادثه یِ عشق شود؛
و دست هایت،
طرحی نو در اندازد
در وادیِ کبودِ این همه
تردید و غربت و درد
و آفتاب گردان ها؛
بوسه هایِ آفتاب را
بر لبانِ دقایق سرد باور کنند
و عشق، مصحفِ
دوباره یِ ایمان شود!!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
در گذارِ جاده یِ بی فصل
آهسته تر،،، قدم بگذار
بگذار، نفس هایت در باد
حادثه یِ عشق شود؛
و دست هایت،
طرحی نو در اندازد
در وادیِ کبودِ این همه
تردید و غربت و درد
و آفتاب گردان ها؛
بوسه هایِ آفتاب را
بر لبانِ دقایق سرد باور کنند
و عشق، مصحفِ
دوباره یِ ایمان شود!!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
○
بزرگترین خوشبختی زندگی،فقدان عقل سلیم است...
هر کس خوب می داند که شیرین ترین و مطبوع ترین سالهای زندگی،اولین سالهای کودکی است.
اکنون سوال می کنم، اگر جاذبه دیوانگی نباشد کودکان چه دارند که مستحق این همه ناز و نوازش و بوسه و پرستاری باشند.!!؟
#امانوئل_کانت
🍏🍎🍃
بزرگترین خوشبختی زندگی،فقدان عقل سلیم است...
هر کس خوب می داند که شیرین ترین و مطبوع ترین سالهای زندگی،اولین سالهای کودکی است.
اکنون سوال می کنم، اگر جاذبه دیوانگی نباشد کودکان چه دارند که مستحق این همه ناز و نوازش و بوسه و پرستاری باشند.!!؟
#امانوئل_کانت
🍏🍎🍃
👌2
○
درود دوستانم عصرتان شاد
به امید تیک تاک عقربه های سبز زمان بر محور ضرباهنگی خوش🍒 و با آرزوی رستاخیز عشق و امید و شادی و تحولی پویا و شکوفا بر شاخسار خزان زده یِ این سرزمین کهن والای اهورایی...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود دوستانم عصرتان شاد
به امید تیک تاک عقربه های سبز زمان بر محور ضرباهنگی خوش🍒 و با آرزوی رستاخیز عشق و امید و شادی و تحولی پویا و شکوفا بر شاخسار خزان زده یِ این سرزمین کهن والای اهورایی...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Dalile Zendegim
Mohammadreza Hedayati
🎼❤️🎼
🗣#محمد_رضا_هدایتی
🎼دلیل_زندگی ...
اگر یک روز ، یک ساعت ، قرار باشد همه چیز به یک چیز تبدیل شود ؛ برترینِ
آنها "عشق ورزیدن" است ...
#فئودور_داستایوفسکی
🍏🍎🍃
🗣#محمد_رضا_هدایتی
🎼دلیل_زندگی ...
اگر یک روز ، یک ساعت ، قرار باشد همه چیز به یک چیز تبدیل شود ؛ برترینِ
آنها "عشق ورزیدن" است ...
#فئودور_داستایوفسکی
🍏🍎🍃
❤1
📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃