○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🪴
☀️ ۱۳ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۳ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی و
لبخند و آرامش ❤️
-------------------------------
طوفان باعث مي شود ...
درخت ريشههایش را ،
عميقتر و قویتر كند ...!
در طوفانهاى زندگى ...
به برگ هايى كه ؛
از دست ميدهى فكر نكن !
به ريشه اى
فکر کن که قویتر میشود !
«تیموتی اوبراین»
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🪴
☀️ ۱۳ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۶ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۳ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قلب زندگی تپنده به عشق و امید
-------------------------
تیک تاک لحظه هایتان به شادی و
لبخند و آرامش ❤️
-------------------------------
طوفان باعث مي شود ...
درخت ريشههایش را ،
عميقتر و قویتر كند ...!
در طوفانهاى زندگى ...
به برگ هايى كه ؛
از دست ميدهى فكر نكن !
به ريشه اى
فکر کن که قویتر میشود !
«تیموتی اوبراین»
🍏🍎🍃
❤1👍1👌1
○
نسیم باد صبا ،
دوشم آگهی آورد
که روزمحنت وغم
رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی
دهیم جامه چاك
بدین نوید که
باد سحرگهی آورد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
نسیم باد صبا ،
دوشم آگهی آورد
که روزمحنت وغم
رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی
دهیم جامه چاك
بدین نوید که
باد سحرگهی آورد
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👌2
○
ای مزارع گسترده که در سپیدی سحر غوطه ورید ، من شما را بسی دیده ام ؛ ای دریاچه های آبی ، من در موجهایتان غوطه خورده ام . هر نوازش نسیم خندان ، مرا به تبسم واداشته ؛ و من از بازگو کردن آن برای تو خسته نمی شوم .
ای ناتانائیل، شوق را به تو خواهم آموخت .
اگر چیزهای زیباتری می شناختم ، همانها را برای تو می گفتم . همانها را ، مطمئنا همانها را ، نه چیزهای دیگر را . منالک ، تو عقل به من نیاموختی، عقل نه . عشق.
✍ #آندره_ژید
🍏🍎🍃
ای مزارع گسترده که در سپیدی سحر غوطه ورید ، من شما را بسی دیده ام ؛ ای دریاچه های آبی ، من در موجهایتان غوطه خورده ام . هر نوازش نسیم خندان ، مرا به تبسم واداشته ؛ و من از بازگو کردن آن برای تو خسته نمی شوم .
ای ناتانائیل، شوق را به تو خواهم آموخت .
اگر چیزهای زیباتری می شناختم ، همانها را برای تو می گفتم . همانها را ، مطمئنا همانها را ، نه چیزهای دیگر را . منالک ، تو عقل به من نیاموختی، عقل نه . عشق.
✍ #آندره_ژید
🍏🍎🍃
❤2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
درود دوستانم چهارشنبه تان به طلوعی خوش🌻 نبض زندگی تپنده به عشق و امید 🍃 با آرزوی بارش باران مهر و شکوفایی جوانه های امید و آرزوهایتان 🍃🌻 سلامت و سربلند باشید
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود دوستانم چهارشنبه تان به طلوعی خوش🌻 نبض زندگی تپنده به عشق و امید 🍃 با آرزوی بارش باران مهر و شکوفایی جوانه های امید و آرزوهایتان 🍃🌻 سلامت و سربلند باشید
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
چون دور عارض تو
برانداخت رسم عقل
ترسم که عشق
در سر سعدی جنون شود
🍏🍎🍃
چون دور عارض تو
برانداخت رسم عقل
ترسم که عشق
در سر سعدی جنون شود
🍏🍎🍃
👌2
Amigo - Roberto Carlos
🎶 @daricheh4
🎼❤️🎼
Amigo ~ Friend
یاد ها؛
فراموش نخواهد شد
حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند
حتی با سکوت...
🍏🍎🍃
Amigo ~ Friend
یاد ها؛
فراموش نخواهد شد
حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی اند
حتی با سکوت...
🍏🍎🍃
❤1
○
تابلوی #خداحافظی
+در تنگنای عبور
از هم میگذریم
اما جانهای مان...
درآغوش هم؛
تا ابد ...
خواهند گریست!...
#رمدیوس_وارو
🍏🍎🍃
تابلوی #خداحافظی
+در تنگنای عبور
از هم میگذریم
اما جانهای مان...
درآغوش هم؛
تا ابد ...
خواهند گریست!...
#رمدیوس_وارو
🍏🍎🍃
👌2🥰1
Setamgar
Reza Taher
🎼❤️🎼
🗣# رضا_طاهر
🎼#ستمگر
--------------------------------
سکوتِ توام من
شبی فراموش شده در خاطرِ خویش
و وعدهی دیداری که هر بار تکرار میشود
دریوزهگرِ درب خانهات
آنکه انتظار دیدارت، رنجش میدهد
آنکه جان میسپارد
اگر انتظارش به دیرگاه برسد.
✍#لوئی_آراگون
🍏🍎🍃
🗣# رضا_طاهر
🎼#ستمگر
--------------------------------
سکوتِ توام من
شبی فراموش شده در خاطرِ خویش
و وعدهی دیداری که هر بار تکرار میشود
دریوزهگرِ درب خانهات
آنکه انتظار دیدارت، رنجش میدهد
آنکه جان میسپارد
اگر انتظارش به دیرگاه برسد.
✍#لوئی_آراگون
🍏🍎🍃
❤1👌1
📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
❌✅
ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻔﺘﺎﺩ، ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ!
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ!
ﭼﻘﺪﺭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ میمیرم ﻭ ﻏﻮﺍﺻﯽ
ﺩﺭ ﻋﻤﻖﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ نمیکنم!
میمیرم ﻭ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮐﺮﻩ
ﻣﺎﻩ نمیبینم!
ﺩﻟﻢ میخوﺍﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻣﻌﺒﺪ ﻭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ میدیدم!
ﻭ ﺩﻟﻢ میخواست ﯾﮑﺒﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ
ﺍﺭﺗﻔﺎﻋﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺮﻭﺍﺯ میکردم!
ﺩﻟﻢ میخواست ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ،
ﺑﻠﻨﺪﻧﺪ، ﻃﻮﻻﻧﯽﺍﻧﺪ.
ﺍﻣﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺩﻟﻢ میخواستﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ:
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ
ﺷﻮﻡ!
ﭼﻘﺪﺭ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻬﺮ
ﺑﻮﺭﺯﻡ، ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ!
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ!
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ ﻫﻤﻪٔ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽﻫﺎ ﺭﺍ!
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
میگویم:
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎشند، ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺳﺖ.
ﺗﻮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺵ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ:
ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛
ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ،
ﺯﻭﺩ میبخشد
ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ، ﺳﺎﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮑﻦ!
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ
ﺁﺩﻣﯿﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻔﺲ میکشد ...
❌فروغ فرخزاد ❌❌
✅✅ اوژن یونسکو (نویسنده و نمایشنامهنویس) فرانسوی
🍏🍎🍃
ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻔﺘﺎﺩ، ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ!
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ!
ﭼﻘﺪﺭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ میمیرم ﻭ ﻏﻮﺍﺻﯽ
ﺩﺭ ﻋﻤﻖﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ نمیکنم!
میمیرم ﻭ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮐﺮﻩ
ﻣﺎﻩ نمیبینم!
ﺩﻟﻢ میخوﺍﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻣﻌﺒﺪ ﻭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ میدیدم!
ﻭ ﺩﻟﻢ میخواست ﯾﮑﺒﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ
ﺍﺭﺗﻔﺎﻋﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺮﻭﺍﺯ میکردم!
ﺩﻟﻢ میخواست ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ،
ﺑﻠﻨﺪﻧﺪ، ﻃﻮﻻﻧﯽﺍﻧﺪ.
ﺍﻣﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺩﻟﻢ میخواستﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ:
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ
ﺷﻮﻡ!
ﭼﻘﺪﺭ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻬﺮ
ﺑﻮﺭﺯﻡ، ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ!
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ!
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ ﻫﻤﻪٔ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽﻫﺎ ﺭﺍ!
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
میگویم:
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎشند، ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻬﺸﺖ
ﺍﺳﺖ.
ﺗﻮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺵ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ:
ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛
ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ،
ﺯﻭﺩ میبخشد
ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ، ﺳﺎﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮑﻦ!
ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ
ﺁﺩﻣﯿﺖ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻔﺲ میکشد ...
❌فروغ فرخزاد ❌❌
✅✅ اوژن یونسکو (نویسنده و نمایشنامهنویس) فرانسوی
🍏🍎🍃
👌2