📕
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
این داستان درست از همانجایی که کتاب "نان و شراب" به اتمام میرسد، ادامه می یابد. قصه مربوط به دوره حکومت موسولینی است که دهقانهای فقیر و تهی دست ایتالیایی، زندگی بسیار سختی را پشت سر میگذارند. زندگانی چنان بر آنها تنگ آمده که دیگر نمیتوانند به هیچ کار اقدام کنند. در داستان"نان و شراب" قهرمان کتاب یعنی"پیترو سپینا"در صدد بود که به آنها یاری برساند اما همانطور که در آن کتاب آمده،او وادار به فرار کردن شد.
با فرار او،"کریستینا"هم به دنبال او عازم کوهستان مدفون در برف شد و این چنین قصه"نان و شراب"به اتمام رسید.اما در"دانه زیر برف"یک جسد در کوه یافت شده است.همگان بر این باورند که جسد متعلق به پیترو سپینا است چرا که کسی از فرار کریستینا به دنبال او آگاه نیست. افرادی هم که از موضوع با خبرند، با پیدا نشدن جنازه اش، گمان میکنند که او زنده است. از جمله این افراد، مادربزرگش یعنی"دنا ماریا وینچنزا سپینا"میباشد که به جستجوی او اقدام می کند.
🍏🍎🍃
○
بزرگداشت و ارجداشت صائب تبریزی در واقع پاسداشت بخشی بزرگ از شعر و ادب فارسی است که به تحول ساختار و بافت غزل فارسی مربوط میشود.
با همه آنچه در باره سبک صایب و شعر دوره صفویه گفتهاند، راست این است که کار و ابتکار او در بنیاد نهادن این شیوه از غزل، بهترین تدبیر و حتی ترفند برای رهاشدن از مضامین و تصاویر همیشه مکرر و نخنمای شعر فارسی است (مرور شعر دوره تیموری و عهد شاهرخ گواه روشن این سخن است) ضمن این به راه حافظ و سعدی نرفتن امثال صائب تبریزی و کلیم کاشانی، خود گرامیترین خدمت به شعر فارسی است.
شعر صائب آیینه تمامنمای اندیشه و نگرش حاکم بر دربار و جامعه شیعی است و خواص این دوره بهتر از این نمیتوانستهاند رفتار کنند. از این رو همین شعرهای رنگین و خیالانگیز بهترین اسناد جامعهشناسی و روانشناسی است که میتوان روش و منش افراد را در ساحت متنوع جامعه مرور کرد.
شعر و هنر صایب بی آن که ناشی از ناتوانی شاعر باشد؛ رنگین و برجسته و البته کوتاه و فشرده است و به همین سبب است که او ابیات پراکنده را با مضامین متفاوت به صرف وزن و قافیه و ردیف کنار هم قرار میدهد. مگر نه این است که در دوره صفویه؛ میدان چوگان و کاخ عشرت و مسجد و شربتخانه و.... هم در یک مجموعه و در کنار هم هستند؟
این هم که نه صایب سرزمین هند را مناسب حال و هوای شاعری خود دانست و نه شاعران آن دیار او را در حد انتظار گرامی داشتند، بدان معنی است که شاعر ِمضمونسازیهای رنگین پیش از آن که مخاطب برایش مهم باشد، خاستگاه و زادگاه اجتماعی و فرهنگی مضمون را ارج مینهد وگرنه صائب از امثال عرفی شیرازی چیزی کم ندارد که نتواند مضمونسراییهای کشمیری را در شعر خود جای دهد.
با همه انتقادی که به شاه صفوی در کوچدادن ناچاری اقوام ایرانی هست: اما عجالتا در این یک فقره، حضور خاندان صایب در اصفهان موجب شکوفایی شعر این شاعر در شهری شد که پیشهها و اندیشهها زندهتر و روشنتر از همانندان خود در تبریز آن روزگاران بود.
شاید اگر امثال رضاقلیخان هدایت کمی ذهن و ذوق خود را از چارچوب بسته مکررات تذکرهای رها میکردند، مجبور نبودند از دهها هزار بیت صایب به دشواری ده بیت را برگزینند و در عمل کسی چون صائب را به چیزی نشمارند.
این نگرش صاحب تذکره مجمعالفصحا البته تا عهد دایر شدن دانشکده ادبیات هم البته خالی از هوادار نبود، اما این یکسونگریهای آلوده به تعصب ( و شاید کجذوقی) مانع بهرهمندی دوستداران شعر فارسی از سخن صایب تبریزی نیست.
۱۰ تیر، نکوداشت#صائب تبریزی
دکتر#عبدالرضا_مدرس زاده
🍏🍎🍃
بزرگداشت و ارجداشت صائب تبریزی در واقع پاسداشت بخشی بزرگ از شعر و ادب فارسی است که به تحول ساختار و بافت غزل فارسی مربوط میشود.
با همه آنچه در باره سبک صایب و شعر دوره صفویه گفتهاند، راست این است که کار و ابتکار او در بنیاد نهادن این شیوه از غزل، بهترین تدبیر و حتی ترفند برای رهاشدن از مضامین و تصاویر همیشه مکرر و نخنمای شعر فارسی است (مرور شعر دوره تیموری و عهد شاهرخ گواه روشن این سخن است) ضمن این به راه حافظ و سعدی نرفتن امثال صائب تبریزی و کلیم کاشانی، خود گرامیترین خدمت به شعر فارسی است.
شعر صائب آیینه تمامنمای اندیشه و نگرش حاکم بر دربار و جامعه شیعی است و خواص این دوره بهتر از این نمیتوانستهاند رفتار کنند. از این رو همین شعرهای رنگین و خیالانگیز بهترین اسناد جامعهشناسی و روانشناسی است که میتوان روش و منش افراد را در ساحت متنوع جامعه مرور کرد.
شعر و هنر صایب بی آن که ناشی از ناتوانی شاعر باشد؛ رنگین و برجسته و البته کوتاه و فشرده است و به همین سبب است که او ابیات پراکنده را با مضامین متفاوت به صرف وزن و قافیه و ردیف کنار هم قرار میدهد. مگر نه این است که در دوره صفویه؛ میدان چوگان و کاخ عشرت و مسجد و شربتخانه و.... هم در یک مجموعه و در کنار هم هستند؟
این هم که نه صایب سرزمین هند را مناسب حال و هوای شاعری خود دانست و نه شاعران آن دیار او را در حد انتظار گرامی داشتند، بدان معنی است که شاعر ِمضمونسازیهای رنگین پیش از آن که مخاطب برایش مهم باشد، خاستگاه و زادگاه اجتماعی و فرهنگی مضمون را ارج مینهد وگرنه صائب از امثال عرفی شیرازی چیزی کم ندارد که نتواند مضمونسراییهای کشمیری را در شعر خود جای دهد.
با همه انتقادی که به شاه صفوی در کوچدادن ناچاری اقوام ایرانی هست: اما عجالتا در این یک فقره، حضور خاندان صایب در اصفهان موجب شکوفایی شعر این شاعر در شهری شد که پیشهها و اندیشهها زندهتر و روشنتر از همانندان خود در تبریز آن روزگاران بود.
شاید اگر امثال رضاقلیخان هدایت کمی ذهن و ذوق خود را از چارچوب بسته مکررات تذکرهای رها میکردند، مجبور نبودند از دهها هزار بیت صایب به دشواری ده بیت را برگزینند و در عمل کسی چون صائب را به چیزی نشمارند.
این نگرش صاحب تذکره مجمعالفصحا البته تا عهد دایر شدن دانشکده ادبیات هم البته خالی از هوادار نبود، اما این یکسونگریهای آلوده به تعصب ( و شاید کجذوقی) مانع بهرهمندی دوستداران شعر فارسی از سخن صایب تبریزی نیست.
۱۰ تیر، نکوداشت#صائب تبریزی
دکتر#عبدالرضا_مدرس زاده
🍏🍎🍃
👌1
○
ناشنیدن میشود
مهر دهانم، بی سخن
گر غباری هست
بر خاطر ز گفتارم تو را
از رهایی هر زمان،
بودم اسیر عالمی
فارغم از هر دو عالم
تا گرفتارم تو را
ای که میپرسی
چه پیش آمد که پیدا نیستی؟
خویشتن را کرده ام گم،
تا طلبکارم تو را
از من ای آرام جان،
احوال صائب را مپرس
خاطر آسوده ای داری،
چه آزارم تو را؟
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
ناشنیدن میشود
مهر دهانم، بی سخن
گر غباری هست
بر خاطر ز گفتارم تو را
از رهایی هر زمان،
بودم اسیر عالمی
فارغم از هر دو عالم
تا گرفتارم تو را
ای که میپرسی
چه پیش آمد که پیدا نیستی؟
خویشتن را کرده ام گم،
تا طلبکارم تو را
از من ای آرام جان،
احوال صائب را مپرس
خاطر آسوده ای داری،
چه آزارم تو را؟
✍#صائب_تبریزی
🍏🍎🍃
👌1
دیوانهتر شدم- پرواز همای
@Kooche_bathe_sher
🎼❤️🎼
🗣#پرواز_همای
------------------------------
به جُز عشق!
هیچ مروارید دیگری
در چینهای تاریک
زندگی پیدا نمیشود.
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
🗣#پرواز_همای
------------------------------
به جُز عشق!
هیچ مروارید دیگری
در چینهای تاریک
زندگی پیدا نمیشود.
✍#ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
👌1
○
مرا
تا انتظارِ
یک شبِ مهتاب؛
مرا تا صبحِ، یک فردا
مرا تا چشمه هایِ نور
مرا تا ریشه هایِ خاک
مرا تا رود ... تا دریا
مرا تا بیشه هایِ بغضِ یک اندوه
مرا تا دشتِ تاکستانِ مستی برد
مرا تا عشق؛
تا کوچِ پرستوهایِ
عاشق برد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
مرا
تا انتظارِ
یک شبِ مهتاب؛
مرا تا صبحِ، یک فردا
مرا تا چشمه هایِ نور
مرا تا ریشه هایِ خاک
مرا تا رود ... تا دریا
مرا تا بیشه هایِ بغضِ یک اندوه
مرا تا دشتِ تاکستانِ مستی برد
مرا تا عشق؛
تا کوچِ پرستوهایِ
عاشق برد!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
آسمان ابری بود
تو پشتِ کدامین ابر
پنهان شده بودی؛
که شب راهش را گم
کرده بود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آسمان ابری بود
تو پشتِ کدامین ابر
پنهان شده بودی؛
که شب راهش را گم
کرده بود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه ☀️🪴
☀️ ۱۱ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۴ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۱ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
قدم های زندگی به رویشی سبز
-------------------------
با آرزوی ضرباهنگ خوش زندگی
-------------------------------
مهربان باشیم!
دست های من؛
با دست های تو؛
پلی می شود ؛
برای گذر از این همه غربت
برای عبور از این همه دیوار__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه ☀️🪴
☀️ ۱۱ تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۴ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۱ ژوئیه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
قدم های زندگی به رویشی سبز
-------------------------
با آرزوی ضرباهنگ خوش زندگی
-------------------------------
مهربان باشیم!
دست های من؛
با دست های تو؛
پلی می شود ؛
برای گذر از این همه غربت
برای عبور از این همه دیوار__
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1👌1
○
الهی!
مرا در صعود و سقوط هایِ
قله هایِ صعبِ زندگی؛
مرا در هوایِ مه آلوده یِ اندوه؛
مرا در شرجیِ بغض هایِ
پنهانِ درونم
مرا در امواجِ پرتلاطمِ روزهایِ
بی قراری ام....
مرا پشتِ درهایِ بسته یِ امید
و ناامیدی... یار و یاور باش!
مرا در سردترین و بلندترین؛
شب هایِ تیره یِ ظلمانی،
آفتاب باش؛
و در برداشتنِ قدم هایم
در جاده هایِ پرپیچ و خم و
سنگلاخِ زندگی؛ دستم را بگیر
من بدونِ آغوش ِ پرمهر تو
پرنده ای بی بالم؛
و بدونِ نگاهِ سبز تو ...
برگ برگی زرد و خزان زده ام...
مرا در بهارِ باورهایم بارور کن!
و در شکوفایی جوانه هایِ بذر
حضورم ... بارانِ مهر باش!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی!
مرا در صعود و سقوط هایِ
قله هایِ صعبِ زندگی؛
مرا در هوایِ مه آلوده یِ اندوه؛
مرا در شرجیِ بغض هایِ
پنهانِ درونم
مرا در امواجِ پرتلاطمِ روزهایِ
بی قراری ام....
مرا پشتِ درهایِ بسته یِ امید
و ناامیدی... یار و یاور باش!
مرا در سردترین و بلندترین؛
شب هایِ تیره یِ ظلمانی،
آفتاب باش؛
و در برداشتنِ قدم هایم
در جاده هایِ پرپیچ و خم و
سنگلاخِ زندگی؛ دستم را بگیر
من بدونِ آغوش ِ پرمهر تو
پرنده ای بی بالم؛
و بدونِ نگاهِ سبز تو ...
برگ برگی زرد و خزان زده ام...
مرا در بهارِ باورهایم بارور کن!
و در شکوفایی جوانه هایِ بذر
حضورم ... بارانِ مهر باش!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏2👌1
○
آدمی اگر هیچ چیز در این دنیا نداشته باشد، باز هم چیزی هست که باید بابت آن هر ثانیه شادی کرد و آن "وجود داشتن" است.
وجود داشتن برای عشق ورزیدن به تمام کسانی که ما را در زندگیشان پذیرفتهاند.
✍ #فردریک_بکمن
🍏🍎🍃
آدمی اگر هیچ چیز در این دنیا نداشته باشد، باز هم چیزی هست که باید بابت آن هر ثانیه شادی کرد و آن "وجود داشتن" است.
وجود داشتن برای عشق ورزیدن به تمام کسانی که ما را در زندگیشان پذیرفتهاند.
✍ #فردریک_بکمن
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
درود بیکران دوستانم صبح روز دوشنبه تان به نغمه های خوش دوستی و مهر 💖 ضربان قلب زندگی تپنده به عشق و امید و شادی 🤍💛 پنجره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش سبز الهی... باورهایتان بارور و شکوفا...
روزتان شاد ❤️
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود بیکران دوستانم صبح روز دوشنبه تان به نغمه های خوش دوستی و مهر 💖 ضربان قلب زندگی تپنده به عشق و امید و شادی 🤍💛 پنجره ی آرزوهایتان گشوده به آغوش سبز الهی... باورهایتان بارور و شکوفا...
روزتان شاد ❤️
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃