○
آه، ادبیات چیز شگفتی است، وارنکا!
یک چیز خیلی شگفت.
من این را پریروز در کنار این آدمها کشف کردم.
ادبیات چیز عمیقی است!
ادبیات دل آدمها را قوی میکند
و به آنها خیلی چیزها یاد میدهد
و در هر کتاب کوچکی که اینها دارند چیزهای شگفت زیادی هست.
چه عالی نوشته شدهاند!
ادبیات یک تصویر است،
یا به تعبیری هم یک تصویر است
هم یک آینه،
بیان احساسات است،
شکل ظریفی از انتقاد است،
یک درس پندآموز و یک سند است...
📕#بیچارگان
✍#فئودور_داستایفسکی
🍏🍎🍃
آه، ادبیات چیز شگفتی است، وارنکا!
یک چیز خیلی شگفت.
من این را پریروز در کنار این آدمها کشف کردم.
ادبیات چیز عمیقی است!
ادبیات دل آدمها را قوی میکند
و به آنها خیلی چیزها یاد میدهد
و در هر کتاب کوچکی که اینها دارند چیزهای شگفت زیادی هست.
چه عالی نوشته شدهاند!
ادبیات یک تصویر است،
یا به تعبیری هم یک تصویر است
هم یک آینه،
بیان احساسات است،
شکل ظریفی از انتقاد است،
یک درس پندآموز و یک سند است...
📕#بیچارگان
✍#فئودور_داستایفسکی
🍏🍎🍃
👌1
حبیب
بزن باران
🎼❤️🎼
بزن باران
بهاران فصل خون است
بزن باران
که صحرا لاله گون است
بزن باران
که به چشمان یاران، جهان
تاریک و دریا واژگون است
بزن باران
که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن بارن
به نام هرچه خوبی ست ...
🗣#حبیب
یادش سبز سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
بزن باران
بهاران فصل خون است
بزن باران
که صحرا لاله گون است
بزن باران
که به چشمان یاران، جهان
تاریک و دریا واژگون است
بزن باران
که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
بزن بارن
به نام هرچه خوبی ست ...
🗣#حبیب
یادش سبز سالروز سفرش گرامی🕊
🍏🍎🍃
👍1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
شب اگر چه تار و تاریک و سیاه...
شب اگر چه در تب و بهت سکوت؛
شب اگر چه ابری و دلتنگ و بارانی
شب اگر چه شب ...
دوست اش دارم؛
که در بغضِ سکوتش؛
با تو نجوا می کنم ...
که در خلوتِ تنهایی اش؛
برویِ شانه هایِ
سبزِ ماه، سر می گذارم
که در کوچه هایِ
تنگِ دلتنگ اش؛
تمام تو را، قدم می زنم؛
شب اگر چه شب ...
تنهایی ام را؛
با تو؛ قسمت می کنم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
شب اگر چه تار و تاریک و سیاه...
شب اگر چه در تب و بهت سکوت؛
شب اگر چه ابری و دلتنگ و بارانی
شب اگر چه شب ...
دوست اش دارم؛
که در بغضِ سکوتش؛
با تو نجوا می کنم ...
که در خلوتِ تنهایی اش؛
برویِ شانه هایِ
سبزِ ماه، سر می گذارم
که در کوچه هایِ
تنگِ دلتنگ اش؛
تمام تو را، قدم می زنم؛
شب اگر چه شب ...
تنهایی ام را؛
با تو؛ قسمت می کنم...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🐓
☀️ ۲۲ خرداد ۱۴۰۳
🌙 ۴ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۱۱ ژوئن ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
-------------🍃---🍃---------
تیک تاک لحظه هایتان به ضرباهنگ خوش زندگی
---------------------🍃---🍃--✨
شاید
دوباره گلی بروید ؛
شبیه آنچه در بهار بوییدی !
پس به نام زندگی ،
هرگز مگو ،
هرگز . . .
#پل_الوار
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز سه شنبه ☀️🐓
☀️ ۲۲ خرداد ۱۴۰۳
🌙 ۴ ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۱۱ ژوئن ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
-------------🍃---🍃---------
تیک تاک لحظه هایتان به ضرباهنگ خوش زندگی
---------------------🍃---🍃--✨
شاید
دوباره گلی بروید ؛
شبیه آنچه در بهار بوییدی !
پس به نام زندگی ،
هرگز مگو ،
هرگز . . .
#پل_الوار
🍏🍎🍃
۱۷: سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
حافظ - فریدون فرح اندوز/حافظ - فریدون فرح اندوز
سینه از آتش ِ دل در غم ِ جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهی دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتش ِ مِهر ِ رُخِ جانانه بسوخت
سوز ِ دل بین که ز بس آتش ِ اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سَر ِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز ِ من است
چون من از خویش برفتم دلِ بیگانه بسوخت
خرقهی زهد ِ مرا آب ِ خرابات ببُرد
خانهی عقلِ مرا آتش ِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی مِی و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم ِ چشم
خرقه از سَر به درآورد و به شُکرانه بسوخت
تَرک ِ افسانه بگو حافظ و مِی نوش دَمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت!
✍#حضرت_حافظ
🎤#فریدون_فرح اندوز
🍏🍎🍃
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهی دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتش ِ مِهر ِ رُخِ جانانه بسوخت
سوز ِ دل بین که ز بس آتش ِ اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سَر ِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز ِ من است
چون من از خویش برفتم دلِ بیگانه بسوخت
خرقهی زهد ِ مرا آب ِ خرابات ببُرد
خانهی عقلِ مرا آتش ِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی مِی و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم ِ چشم
خرقه از سَر به درآورد و به شُکرانه بسوخت
تَرک ِ افسانه بگو حافظ و مِی نوش دَمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت!
✍#حضرت_حافظ
🎤#فریدون_فرح اندوز
🍏🍎🍃
👌1
○
آنچه آموختیم این بود که همه جزئی از یک کل واحد و عظیم جهانی هستیم، اگر خیال میکنیم که میتوانیم شخص دیگری یا موجود زندهی دیگری را بدون اینکه به خود صدمه وارد آوریم آزار دهیم، کاملا در اشتباهیم.
به جنگل، گل یا پرنده نگاه میکنم و میگویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدمهای خوشبختی خواهیم بود.
📕جهان_هولوگرافیک
✍🏻 #مایکل_تالبوت
🍏🍎🍃
آنچه آموختیم این بود که همه جزئی از یک کل واحد و عظیم جهانی هستیم، اگر خیال میکنیم که میتوانیم شخص دیگری یا موجود زندهی دیگری را بدون اینکه به خود صدمه وارد آوریم آزار دهیم، کاملا در اشتباهیم.
به جنگل، گل یا پرنده نگاه میکنم و میگویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدمهای خوشبختی خواهیم بود.
📕جهان_هولوگرافیک
✍🏻 #مایکل_تالبوت
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
درود دوستانم 💚 صبح سه شنبه تان تابنده به طلوعی خوش و روشن💛 روزتان سرشار از لحظات شاد و آرام
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود دوستانم 💚 صبح سه شنبه تان تابنده به طلوعی خوش و روشن💛 روزتان سرشار از لحظات شاد و آرام
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
○
آفتابِ من باش!
و در صبحِ آغوش ام بتاب؛
زنجره ها؛
در باد پریشانند
و شاپرک هایِ خیالِ تو
بی قرارِ پرواز...
و پوپکِ چشمان ام
در قابِ عریانِ پنجره؛
خیسِ انتظار...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
آفتابِ من باش!
و در صبحِ آغوش ام بتاب؛
زنجره ها؛
در باد پریشانند
و شاپرک هایِ خیالِ تو
بی قرارِ پرواز...
و پوپکِ چشمان ام
در قابِ عریانِ پنجره؛
خیسِ انتظار...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🙏1
○
گفتم
که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم
خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
گفتم
که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم
خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👌2