معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
.
فردی که از قدرت نفوذ کلام آگاه باشد، هنگام بر زبان راندن کلام بسیار دقت می‌کند، از آن‌جا که او به این موضوع معتقد است که بازتاب سخنش به خودش باز می‌گردد، همیشه واکنش کلام خویش را به راحتی می‌بیند.

او با بیان هر کلام، قانونی برای خویش وضع می‌کند، نعل اسب یا مهرهٔ مار هیچ قدرتی ندارد ولی کلام و عقاید انسان در ذهن نیمه هشیار، آرزو و امید می‌آفریند و همان برای او موفقیت و شانس می‌آورد و موقعیت خوب یعنی اقبال را به سوی فرد هدایت می‌کند

.

📒 #چهار_اثر
#فلورانس_اسکاول_شین

🍏🍎🍃

برای جیره ی روزانه ام
به من عشق بده
و قلب غمگینم را سنگین نکن
حتی با ذره ای کوچک
لمسم کن
و گل سرخ را از من دریغ مدار
بر خطاهای من چشم ببند
و رسولانت را بفرست
پیش از آن که پا به جهان من بگذاری

#مرام_المصری

🍏🍎🍃
دو ضربی_کامکارها
@bazmemusighi
«دو ضربی بیات ترک»

ساخته: #ابوالحسن_صبا

نوازندگان:
#اردشیر_کامکار: کمانچه
#پشنگ_کامکار: سنتور
#ارژنگ_کامکار: تنبک
🍏🍎🍃


به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی
وقتی نگذاری دیگران به تو كمک كنند

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده‏‌ی عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تكراری بروی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی

 به آرامی آغاز به مردن می‏‌كنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند
دوری كنی...

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل یک بار در تمام زندگی‌‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی ...

امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!

نگذار كه به آرامی بمیری ...


#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
۰

بیرون از پنجره، بارانی که پاییز برای باریدنش، از صبح تا آن لحظه، این دست آن دست کرده بود، بالاخره بارید
و ملیحه در سه‌شنبه‌ای خیس، زیر چتر آبی و در چادری که روی سرتا سر لاغریش ریخته شده بود از خانه بیرون رفت.

باران با صدای پارچه روی چتر می‌بارید. پاییز خودش را به آبی می‌زد.
باد، چادر را از تن ملیحه دور می‌کرد و چتر را از دستش می‌کشید
و او که نمی‌توانست هم چتر
و هم چادر را نگه‌دارد
و نمی‌خواست هیچکس مگر پدربزرگ،
او را در پیرهنی پر از برگ نارنج ببیند، دسته چتر را ول کرد.

همین که پدربزرگ در را وا کرد
ملیحه احساس کرد در تمام دنیا
چیزی بنام لبخند وجود دارد ...

یوزپلنگانی که با من دویده‌اند
| #بیژن_نجدی
🍏🍎🍃
۰

جنگیدن بهتر از برنده شدن است،
سفر کردن زیباتر از به مقصد رسیدن است.
وقتی می‌بری یا می‌رسی،
دچار خلأ بزرگی می‌شوی
و برای غلبه بر این خلأ باید عازم سفری
نو شوی یا اهداف جدیدی
برای خود برگزینی....



✍🏽 #اوریانا_فالاچی
📕 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

🍏🍎🍃
کنسرتو آرانخوئز-سان-باسیلیو
@injaZanVojuddarad
" کنسرتو آرانخوئز "

🎤 #پالوما_سان_باسیلیو

🎹 #CONCERTO_DE_ARANJUEZ
🎙 #PALOMA_SAN_BASILIO

اگر تو موسیقی بودی
بی‌وقفه به تو گوش می‌سپردم،
و اندوهم به شادی بدل می‌شد...


#آنا_آخماتووا
🍏🍎🍃


منع خویش از گریه و زاری نمی‌آید
ز من
طفل اشکم خویشتن داری نمی‌آید
ز من

آتشی بویی ز دلجویی نمی‌آید ز تو
چشمه‌ام کاری به جز زاری نمی‌آید
ز من

ای دل رنجور
از من چشم همدردی مدار
خسته دردم پرستاری نمیآید
ز من .‌‌..


#رهی_معیری
🍏🍎🍃
‌۰

ومن هم‌چنان می‌روم:
در زندانی که با خویش
در زنجیری که با پای
در شتابی که با چشم
در یقینی که با فتحِ من می‌رود

دوش‌بادوش
از غنچه‌ی لبخندِ تصویرِ کودنی
که بر دیوارِ دیروز
تا شکوفه‌ی سُرخِ یک پیراهن
بر بوته‌ی یک اعدام:
تا فردا!...

#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
👍1
.

می‌خواهمت
چنان که
شب خسته
خواب را
میجویمت چنان که لب تشنه آب را

#قیصر_امین پور
🍏🍎🍃
۰
خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد
گرو عشق و جنون شد گهر بحر صفا شد

مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شد
به کرم بحر گهر شد به روش باد صبا شد

چو شه عشق کشیدش ز همه خلق بریدش
نظر عشق گزیدش همه حاجات روا شد

به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شد
به نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد

دل تو کرد چرایی به برون ز آخر قالب
وگر آن نیست به هر شب به چراگاه چرا شد

خنک آنگه که کند حق گنهت طاعت مطلق
خنک آن دم که جنایات عنایات خدا شد

سفر مشکل و دورش بشد و ماند حضورش
ز درون قوت نورش مدد نور سما شد

#مولانای جان
#غزل_شماره۷۶۰

🍏🍎🍃
۰

ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
وی آینهٔ جمال شاهی که توئی

بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی



#مولانای_جان
🍏🍎🍃
°

سپیده می‌گشود آهسته
جعدِ گیسوانِ تاب دارِ صبح

سحر لبخند می زد سرد!
«طلسم رنج من پوسید»

چنین احساس کردم من...!

#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰

گویند
مرا
که
بند
بر
پاش
نهید
دیوانه؛ دل است
بند ، در پای، چه سود ...!


#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
°

عمرم گذشت و
یک نفسم بیشتر نماند


خوش باش
کز جفای تو، این نیز بگذرد

آیی و بگذری به من و باز ننگری

ای جان من
فدای تو، این نیز بگذرد ...


#عراقی
🍏🍎🍃
۰

با خود می‌خواند.
آوایی به درد در ژرفاهای جان،
و گاه خروشی به خشم که در
تنوره‌ی دل در‌می‌پیچید.
دیگر صدا نیست؛
تن و هفت بندِ تن، خودِ صداست.
فریادی خاموش...
انبانی از هیاهوی در هم فرو کوفته؛
تیره‌ی پشت از درد تیر می‌کشد: "غم"!


" کلیدر "
" محمود دولت آبادی "
🍏🍎🍃
۰

نگذشته است
دوره ی الاکلنگ ها
با اسب های چوبی و چوب تفنگ ها
ای ماه شانه های خودت را تکان نده
خوابیده اند
پشت تو بچه پلنگ ها ...
بال فرشته های زمینی شکسته شد
سنگی پرید از طرفِ نا قشنگ ها

یک روز ؛ باد بازی ما را
مچاله کرد
پاشید توی حوضچه
بسیار سنگ ها
بازی تمام ؛ وقت خدا حافظی رسید
پیدا شو و ببین
که تمام فشنگ ها ....

#زهرا _ رستمی
🍏🍎🍃
۰

که ما همچنان می‌نویسیم 
‏که ما همچنان در اینجا مانده‌ایم 
‏مثل درخت 
‏که مانده است 
‏مثل گرسنگی 
‏که اینجا مانده است 
‏مثل سنگ‌ها که مانده‌اند 
‏مثل درد که مانده است 
‏مثل زخم
‏مثل شعر 
‏مثل دوست داشتن 
‏مثل پرنده 
‏مثل فکر 
‏مثل آرزوی آزادی و 
‏مثل هر چیز که از ما نشانه‌ای دارد...


‏ 
‏⁧ # محمّد مختاری
یادش سبز و خاطره اش جاودان

🍏🍎🍃
۰

پاتریا او موئرته! یا مرگ یا وطن !

با همه‌ی شور انقلابی‌ام تو را در آغوش می‌کشم.

چه ...




#چه گوارا
نامه خداحافظی با فیدل

🍏🍎🍃