۱۷: سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
حافظ - فریدون فرح اندوز/حافظ - فریدون فرح اندوز
سینه از آتش ِ دل در غم ِ جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهی دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتش ِ مِهر ِ رُخِ جانانه بسوخت
سوز ِ دل بین که ز بس آتش ِ اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سَر ِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز ِ من است
چون من از خویش برفتم دلِ بیگانه بسوخت
خرقهی زهد ِ مرا آب ِ خرابات ببُرد
خانهی عقلِ مرا آتش ِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی مِی و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم ِ چشم
خرقه از سَر به درآورد و به شُکرانه بسوخت
تَرک ِ افسانه بگو حافظ و مِی نوش دَمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت!
✍#حضرت_ﺣﺎﻓﻆ
🎤#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطهی دوریِ دلبر بگداخت
جانم از آتش ِ مِهر ِ رُخِ جانانه بسوخت
سوز ِ دل بین که ز بس آتش ِ اشکم، دلِ شمع
دوش بر من ز سَر ِ مِهر، چو پروانه بسوخت
آشنایی نه غریب است که دلسوز ِ من است
چون من از خویش برفتم دلِ بیگانه بسوخت
خرقهی زهد ِ مرا آب ِ خرابات ببُرد
خانهی عقلِ مرا آتش ِ میخانه بسوخت
چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بی مِی و خُمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم ِ چشم
خرقه از سَر به درآورد و به شُکرانه بسوخت
تَرک ِ افسانه بگو حافظ و مِی نوش دَمی
که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت!
✍#حضرت_ﺣﺎﻓﻆ
🎤#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🐓
☀️ ۹ خرداد ۱۴۰۳
🌙 ۲۰ ذی القعده ۱۴۴۵
🌲 ۲۹ مه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
برگ برگ خرداد ماه به آرامش و امید و به اجابت آرزوهایتان 🍃🌻🍃
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
-------------🍃---🍃-----------
فصل ها در گذرند...
لحظه ها را دریاب .....
🌴🌲🌴
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
-----------🍃-----🍃------
کاش زندگی را
آن چنان زندگی کنیم
که هرگز نگوییم؛
"کاش" .....
حسرت؛
بالِ پرنده یِ زخمی ست
سبز شو؛
بهار منتظر نمی ماند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز چهار شنبه ☀️🐓
☀️ ۹ خرداد ۱۴۰۳
🌙 ۲۰ ذی القعده ۱۴۴۵
🌲 ۲۹ مه ۲۰۲۴
--------🪴--------🪴------
برگ برگ خرداد ماه به آرامش و امید و به اجابت آرزوهایتان 🍃🌻🍃
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
-------------🍃---🍃-----------
فصل ها در گذرند...
لحظه ها را دریاب .....
🌴🌲🌴
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
-----------🍃-----🍃------
کاش زندگی را
آن چنان زندگی کنیم
که هرگز نگوییم؛
"کاش" .....
حسرت؛
بالِ پرنده یِ زخمی ست
سبز شو؛
بهار منتظر نمی ماند!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
○
این همه زیبایی؛
و این حجم، عظمت
و شگفتی در رازِ آفرینش؛
آموزگار لایزال هستی است؛
عشق و آیات پاک الهی؛
در ذره ذره یِ
حیات جاری ست...
طبیعت را، زندگی را ...
عشق را ...
در لایه لایه هایِ هستی ، ورق بزنیم...
خداوند در برگ برگ حضور
با من ؛ با تو ؛
سخن می گوید!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
چهارشنبه بهاری تان به لحظه لحظه هایی شاد و پرامید ❤️
این همه زیبایی؛
و این حجم، عظمت
و شگفتی در رازِ آفرینش؛
آموزگار لایزال هستی است؛
عشق و آیات پاک الهی؛
در ذره ذره یِ
حیات جاری ست...
طبیعت را، زندگی را ...
عشق را ...
در لایه لایه هایِ هستی ، ورق بزنیم...
خداوند در برگ برگ حضور
با من ؛ با تو ؛
سخن می گوید!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
چهارشنبه بهاری تان به لحظه لحظه هایی شاد و پرامید ❤️
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
گر چه مستیم و
خرابیم چو شب های دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
امشبی را
که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان،
نرسیدیم به فردای دگر
عهد کردم
که دگر می نخورم
در همه عمر
بجز از امشب و
فردا شب و
شب های دگر
مست مستم،
مشکن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه ام امشب
تو برو جای دگر
چه به میخانه
چه محراب، حرامم باشد.
گر به جز عشق توام
هست تمنای دگر
✍#عماد_خراسانی
🍏🍎🍃
گر چه مستیم و
خرابیم چو شب های دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
امشبی را
که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان،
نرسیدیم به فردای دگر
عهد کردم
که دگر می نخورم
در همه عمر
بجز از امشب و
فردا شب و
شب های دگر
مست مستم،
مشکن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه ام امشب
تو برو جای دگر
چه به میخانه
چه محراب، حرامم باشد.
گر به جز عشق توام
هست تمنای دگر
✍#عماد_خراسانی
🍏🍎🍃
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
صبا!
به لطف بگو آن غزالِ رعنا را
که سر به کوه و بیابان
تو دادهای ما را
شِکَرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی ِ شکرخا را
غرور حُسنت
اجازت مگر نداد ای گل!
که پرسشی نکنی عندلیب ِ شیدا را
به خُلق و
لطف توان کرد صید، اهل ِ نظر
به بند و دام نگیرند مرغ ِ دانا را
ندانم
از چه سبب رنگ ِ آشنایی نیست
سَهی قدان ِ سیه چشم ِ ماه سیما را
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار مُحبّان ِ بادپیما را
جز این قدر
نتوان گفت در جمال ِ تو عیب
که وضع ِمهر و وفا
نیست روی زیبا را
در آسمان نه عجب
گر به گفتهی حافظ
سرود ِ زهره به رقص آورد
مسیحا را
✍#حضرت_حافظ
🎤#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃
صبا!
به لطف بگو آن غزالِ رعنا را
که سر به کوه و بیابان
تو دادهای ما را
شِکَرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی ِ شکرخا را
غرور حُسنت
اجازت مگر نداد ای گل!
که پرسشی نکنی عندلیب ِ شیدا را
به خُلق و
لطف توان کرد صید، اهل ِ نظر
به بند و دام نگیرند مرغ ِ دانا را
ندانم
از چه سبب رنگ ِ آشنایی نیست
سَهی قدان ِ سیه چشم ِ ماه سیما را
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار مُحبّان ِ بادپیما را
جز این قدر
نتوان گفت در جمال ِ تو عیب
که وضع ِمهر و وفا
نیست روی زیبا را
در آسمان نه عجب
گر به گفتهی حافظ
سرود ِ زهره به رقص آورد
مسیحا را
✍#حضرت_حافظ
🎤#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃
Porteghale Man
Taher Ghoreishi
🎼❤️🎼
🗣#طاهر_قریشی
🎼#پرتقال_من
------------------------
بودنت هنوز مثل بارونه ...
تازه و خنک و ناز و آرومه
حتا الان
از پشتِ این دیوار
که ساختم
تا دوستت نداشته باشم ...
🍏🍎🍃
🗣#طاهر_قریشی
🎼#پرتقال_من
------------------------
بودنت هنوز مثل بارونه ...
تازه و خنک و ناز و آرومه
حتا الان
از پشتِ این دیوار
که ساختم
تا دوستت نداشته باشم ...
🍏🍎🍃
○
مانند مرگ یک پرنده
مانند یک کنیسهی متروکه فراموش میشوی
مثل عشق یک رهگذر
و مانند یک گل در شب، فراموش میشوی
من برای جاده هستم
آنجا که قدمهای دیگران از من پیشی گرفته
کسانی که رویاهایشان به رویاهای من دیکته میشود
جایی که کلام را به خُلقی خوش تزیین میکنند
تا به حکایتها وارد شود
یا روشنایییی باشد
برای آنها که دنبالش خواهند کرد
که اثری تغزلی خواهد شد
و خیالی
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
آدمیزاد باشی
یا متن
فراموش میشوی
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
خبری بوده باشی
و یا ردّی
فراموش میشوی
من برای جاده هستم
آنجا که ردپای کسان بر ردپای من وجود دارد
کسانی که رویای من را دنبال خواهند کرد
✍#محمود درویش
تنها رد پایِ عشق است؛
که در برگ برگ هستی جاودانه؛
سبز می ماند
🍏🍎🍃
مانند مرگ یک پرنده
مانند یک کنیسهی متروکه فراموش میشوی
مثل عشق یک رهگذر
و مانند یک گل در شب، فراموش میشوی
من برای جاده هستم
آنجا که قدمهای دیگران از من پیشی گرفته
کسانی که رویاهایشان به رویاهای من دیکته میشود
جایی که کلام را به خُلقی خوش تزیین میکنند
تا به حکایتها وارد شود
یا روشنایییی باشد
برای آنها که دنبالش خواهند کرد
که اثری تغزلی خواهد شد
و خیالی
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
آدمیزاد باشی
یا متن
فراموش میشوی
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
خبری بوده باشی
و یا ردّی
فراموش میشوی
من برای جاده هستم
آنجا که ردپای کسان بر ردپای من وجود دارد
کسانی که رویای من را دنبال خواهند کرد
✍#محمود درویش
تنها رد پایِ عشق است؛
که در برگ برگ هستی جاودانه؛
سبز می ماند
🍏🍎🍃
○
بگو دوستم داری
تا بر بالِ فرشتگان؛ پر بگیرم
بگو دوستمداری
تا هزار هزار پاییز
بهاری شوم؛
بگو دوستم داری
تا فصل فصلِ جدا مانده در باد
در تلاوتِ
قطره قطره هایِ باران
ما شود!
بگو دوستم داری؛
تا اکسیرِ عشق؛
با یادِ سبز تو
در آبیِ قلبِ خدا؛
کیمیا شود!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
بگو دوستم داری
تا بر بالِ فرشتگان؛ پر بگیرم
بگو دوستمداری
تا هزار هزار پاییز
بهاری شوم؛
بگو دوستم داری
تا فصل فصلِ جدا مانده در باد
در تلاوتِ
قطره قطره هایِ باران
ما شود!
بگو دوستم داری؛
تا اکسیرِ عشق؛
با یادِ سبز تو
در آبیِ قلبِ خدا؛
کیمیا شود!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
Gole Maryam @MuSic1Online
Reza Bahram @MuSic1Online
🎼❤️🎼
🗣#رضا_بهرام
-----------------------------
این گل مالِ منه، دست به شاخه هاش نزنید
این گل مالِ منه، از گل برگاش دل بکَنید
این گل مالِ منه، دست به شاخه هاش نزنید
این گل مالِ منه، از گل برگاش دل بکَنی .....
🍏🍎🍃
🗣#رضا_بهرام
-----------------------------
این گل مالِ منه، دست به شاخه هاش نزنید
این گل مالِ منه، از گل برگاش دل بکَنید
این گل مالِ منه، دست به شاخه هاش نزنید
این گل مالِ منه، از گل برگاش دل بکَنی .....
🍏🍎🍃
○
ما در اجتماعی زندگی میکنیم که در آن جایی برای آزادمردان نیست؛ تنها کشیشانی در امانند که مذهب را به خدمت حکومت و بانک بگمارند و هنرمندانی که هنر خود را بفروشند و حکیمانی که با دانش خود سوداگری کنند؛
بقیه هر قدر هم که معدود باشند به زندان میافتند، تبعید میشوند و تحت نظر قرار میگیرند! مشروط بر این که مأمور حاکم بنا به مقتضیات، سرشان را بیصدا زیر آب نکند.
✦ کتاب «نان و شراب»
✦ نوسنده: اینیاتسیو سیلونه
✦ مترجم: محمد قاضی
🍏🍎🍃
ما در اجتماعی زندگی میکنیم که در آن جایی برای آزادمردان نیست؛ تنها کشیشانی در امانند که مذهب را به خدمت حکومت و بانک بگمارند و هنرمندانی که هنر خود را بفروشند و حکیمانی که با دانش خود سوداگری کنند؛
بقیه هر قدر هم که معدود باشند به زندان میافتند، تبعید میشوند و تحت نظر قرار میگیرند! مشروط بر این که مأمور حاکم بنا به مقتضیات، سرشان را بیصدا زیر آب نکند.
✦ کتاب «نان و شراب»
✦ نوسنده: اینیاتسیو سیلونه
✦ مترجم: محمد قاضی
🍏🍎🍃