This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
من دل به زیبایی به خوبی میسپارم
دینم این است
من مهربانی را ستایش میکنم
آیینم این است
من رنج ها را با صبوری میپذیرم
من زندگی را دوست دارم
انسان و باران و چمن را میستایم
انسان و باران و چمن را میسرایم
در این گذرگاه
بگذار خود را گم کنم در عشق، در عشق
بگذار از این ره بگذرم با دوست، با دوست
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
من دل به زیبایی به خوبی میسپارم
دینم این است
من مهربانی را ستایش میکنم
آیینم این است
من رنج ها را با صبوری میپذیرم
من زندگی را دوست دارم
انسان و باران و چمن را میستایم
انسان و باران و چمن را میسرایم
در این گذرگاه
بگذار خود را گم کنم در عشق، در عشق
بگذار از این ره بگذرم با دوست، با دوست
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
○
و آنگاه زنی گفت با ما از شادی و اندوه سخن بگو. و او پاسخ داد: شادی شما همان اندوه بی نقاب شماست.
چاهی که خنده های شما از آن بر می آید؛ چه بسیار که با اشکهای شما پُر میشود. و آیا جز این چه میتواند بود؟
هرچه اندوه دورن شما را بیشتر بکاود جای شادی در شما بیشتر میشود. مگر کاسه ای که شراب شما را در بر دارد همان نیست که در کوره ی کوزه گر سوخته است؟ مگر آن نی که روح شما را تسکین میدهد همان چوبی نیست که درونش را با کارد خراشید اند؟
هرگاه شادی میکنید به ژرفای درون دل خود بنگرید تا ببینید سرچشمه شادی به جز سرچشمه اندوه نیست.
📕#پیامبر_و_دیوانه
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
و آنگاه زنی گفت با ما از شادی و اندوه سخن بگو. و او پاسخ داد: شادی شما همان اندوه بی نقاب شماست.
چاهی که خنده های شما از آن بر می آید؛ چه بسیار که با اشکهای شما پُر میشود. و آیا جز این چه میتواند بود؟
هرچه اندوه دورن شما را بیشتر بکاود جای شادی در شما بیشتر میشود. مگر کاسه ای که شراب شما را در بر دارد همان نیست که در کوره ی کوزه گر سوخته است؟ مگر آن نی که روح شما را تسکین میدهد همان چوبی نیست که درونش را با کارد خراشید اند؟
هرگاه شادی میکنید به ژرفای درون دل خود بنگرید تا ببینید سرچشمه شادی به جز سرچشمه اندوه نیست.
📕#پیامبر_و_دیوانه
✍#جبران_خلیل_جبران
🍏🍎🍃
○
بیماری همگانی بشـر ایـن اسـت کـه آدم ها چـنـان غـرق در رویدادها هستند، چنـان مـدهـوش جـهـان شـکل های گذرا هستند، چنـان بـه محتـوای زندگی شان معطـوف هستند کـه اصـل را، یعنی آنچه در. ورای محتـوا، شـكـل و فکـر اسـت، فراموش کرده اند. آدم هـا چنان زیرسلطه زمـان هستند که ابـدیـت را فراموش کرده اند. در حالی که ابدیت، منشأ، خانه و مقـصـد انسـان اسـت. ابدیت، واقعیت زنده آن کسی سـت کـه هستید.
دیـدن زیبایی یک گل، می توانـد شـمـا را بـرای لحظه ای، هـر چـنـد کـوتـاه، بـه آن زیبایی که بخشی اصیل از درونی تـریـن بـخـش بـودن. شما و طبیعت حقیقی تـان اسـت، آگاه کند. شـادی و عشـق، به طورذاتـی بـا ایـن آگاهی و شناخت در هـم تنیده اند. گل ها می تواننـد بازتاب دهنده آن والاتـریـن و مقدس ترین درون ما باشـنـد کـه در نهایت شکلی ندارد. گل هـا کـه عمـرشـان کـوتـاه تـر از گیاهانی سـت کـه آن ها را پرورانده انـد و لطیف تر و ظریف تر از آن ها هستند، همانند پیام آورانی از قلمروی دیگر و هـم چـون پـلـی میـان جـهـان شـکل های فیزیکی و جـهـان بی شکلی، عمـل می کنند. نه فقط رايحـه گـل هـا، لطيـف و خوشایند است، بلکـه عـطـر قـلمروى روح را نیز بـه هـمـراه دارند.
وقتـے شـما هـشـیـارانـه بـر گلی تمرکز می کنید، بی آن که در ذهن خـود برچسبی به آن بزنید، دری به سـوی بعد بی شـکـل بـه رویتان گشوده می شـود. روزنه ای درونی بـه بعـد روحانی، در دسترس شـمـا قـرار می گیرد.
✍ #اکهارت_تله
📕#یگانگی با کل زندگی
🍏🍎🍃
بیماری همگانی بشـر ایـن اسـت کـه آدم ها چـنـان غـرق در رویدادها هستند، چنـان مـدهـوش جـهـان شـکل های گذرا هستند، چنـان بـه محتـوای زندگی شان معطـوف هستند کـه اصـل را، یعنی آنچه در. ورای محتـوا، شـكـل و فکـر اسـت، فراموش کرده اند. آدم هـا چنان زیرسلطه زمـان هستند که ابـدیـت را فراموش کرده اند. در حالی که ابدیت، منشأ، خانه و مقـصـد انسـان اسـت. ابدیت، واقعیت زنده آن کسی سـت کـه هستید.
دیـدن زیبایی یک گل، می توانـد شـمـا را بـرای لحظه ای، هـر چـنـد کـوتـاه، بـه آن زیبایی که بخشی اصیل از درونی تـریـن بـخـش بـودن. شما و طبیعت حقیقی تـان اسـت، آگاه کند. شـادی و عشـق، به طورذاتـی بـا ایـن آگاهی و شناخت در هـم تنیده اند. گل ها می تواننـد بازتاب دهنده آن والاتـریـن و مقدس ترین درون ما باشـنـد کـه در نهایت شکلی ندارد. گل هـا کـه عمـرشـان کـوتـاه تـر از گیاهانی سـت کـه آن ها را پرورانده انـد و لطیف تر و ظریف تر از آن ها هستند، همانند پیام آورانی از قلمروی دیگر و هـم چـون پـلـی میـان جـهـان شـکل های فیزیکی و جـهـان بی شکلی، عمـل می کنند. نه فقط رايحـه گـل هـا، لطيـف و خوشایند است، بلکـه عـطـر قـلمروى روح را نیز بـه هـمـراه دارند.
وقتـے شـما هـشـیـارانـه بـر گلی تمرکز می کنید، بی آن که در ذهن خـود برچسبی به آن بزنید، دری به سـوی بعد بی شـکـل بـه رویتان گشوده می شـود. روزنه ای درونی بـه بعـد روحانی، در دسترس شـمـا قـرار می گیرد.
✍ #اکهارت_تله
📕#یگانگی با کل زندگی
🍏🍎🍃
○
هیچکس نمیتواند
همیشه خوشحال باشد!
من باید یاد بگیرم چگونه
با واقعیتهای زندگی کنار بیایم...
👤#آلبر_کامو
📕#خیانت
🍏🍎🍃
هیچکس نمیتواند
همیشه خوشحال باشد!
من باید یاد بگیرم چگونه
با واقعیتهای زندگی کنار بیایم...
👤#آلبر_کامو
📕#خیانت
🍏🍎🍃
○
میدانستم که او آنجاست
و همین برای من کافی بود.
بعضی وقتها؛
این تنها چیزی است
که از یک دوست توقع داری...
#کاترین_اپلگیت
🍏🍎🍃
میدانستم که او آنجاست
و همین برای من کافی بود.
بعضی وقتها؛
این تنها چیزی است
که از یک دوست توقع داری...
#کاترین_اپلگیت
🍏🍎🍃
○
از کجا آمدی نمی دانم.
کجا جا خوش کردی را می دانم اما.
در دلی نشسته ای که دیرزمانی
در را بسته بود
بر هر نو مهمانی
که دیگر نه نغمه ای تازه سر می کند
نه دریچه ای می گشاید به
خیابان های باران زده در رویا هایم.
لبخند نوازشگرت از میان مه و غبار پیداست
ای خوش نشین ِدل بی سرنشین من.
#آ_کلوناریس
(شاعر یونانی)
🍏🍎🍃
از کجا آمدی نمی دانم.
کجا جا خوش کردی را می دانم اما.
در دلی نشسته ای که دیرزمانی
در را بسته بود
بر هر نو مهمانی
که دیگر نه نغمه ای تازه سر می کند
نه دریچه ای می گشاید به
خیابان های باران زده در رویا هایم.
لبخند نوازشگرت از میان مه و غبار پیداست
ای خوش نشین ِدل بی سرنشین من.
#آ_کلوناریس
(شاعر یونانی)
🍏🍎🍃
👍1
Mosafer
Hossein Zaman
🎼❤️🎼
🎼 مسافر
👤✍️ اردلان سرفراز
🎻 بابک بیات
🎤 حسین زمان
📝 انتظار دیدن تو منو اروم نمیذاره
مث بغضی که گلمو بسته اما نمیباره
🍏🍎🍃
🎼 مسافر
👤✍️ اردلان سرفراز
🎻 بابک بیات
🎤 حسین زمان
📝 انتظار دیدن تو منو اروم نمیذاره
مث بغضی که گلمو بسته اما نمیباره
🍏🍎🍃
نان و شراب 1
@audiobo0ok
📕✨📕
📕 #نان_و_شراب
✍ #اینیاتسیو_سیلونه
📝 #محمد_قاضی
🎙 #علی_رضایی_فر
اگرچه خط سیر داستان در زمان دیکتاتوری فاشیستی موسولینی است، اما گریزهایی که به ارتباط میان فرهنگ مذهبی در ایتالیای آن زمان و نقش مردم طبقه عادی و فقیر با آنچه بر آنها می رود زده شده است خواننده را وا می دارد تا بیشتر به اندیشه ها و جهان بینی هایی که بر آن پایبند است بیاندیشد.
🍏🍎🍃
📕 #نان_و_شراب
✍ #اینیاتسیو_سیلونه
📝 #محمد_قاضی
🎙 #علی_رضایی_فر
اگرچه خط سیر داستان در زمان دیکتاتوری فاشیستی موسولینی است، اما گریزهایی که به ارتباط میان فرهنگ مذهبی در ایتالیای آن زمان و نقش مردم طبقه عادی و فقیر با آنچه بر آنها می رود زده شده است خواننده را وا می دارد تا بیشتر به اندیشه ها و جهان بینی هایی که بر آن پایبند است بیاندیشد.
🍏🍎🍃