○
تفاوت مهمی میان "درمان" و "شفا" وجود دارد. در زبان معاصر ما، درمان به معنی حذف یک بیماری یا زخم است اما شفا معنای دوباره کامل شدن دارد.
برخی اندوهها را نمیتوان و نباید درمان کرد، اما میتوان اجازه داد در زندگی ما حضور داشته باشند و بخشی از شیوه زیست ما در جهان شوند. همچون غلافی که باید بشکند تا گل شکوفا شود، بعضی غمها هم دعوتی هستند به شکوفایی.
👤#توکوپا_ترنر
🍏🍎🍃
تفاوت مهمی میان "درمان" و "شفا" وجود دارد. در زبان معاصر ما، درمان به معنی حذف یک بیماری یا زخم است اما شفا معنای دوباره کامل شدن دارد.
برخی اندوهها را نمیتوان و نباید درمان کرد، اما میتوان اجازه داد در زندگی ما حضور داشته باشند و بخشی از شیوه زیست ما در جهان شوند. همچون غلافی که باید بشکند تا گل شکوفا شود، بعضی غمها هم دعوتی هستند به شکوفایی.
👤#توکوپا_ترنر
🍏🍎🍃
calinir beyle gelin havasi
Melahet Ezizli
🎼❤️🎼
🗣#ملاحت_عزیزلی
بیاموز تا عشق بورزی و هر آنچه مخالف عشق است را دور بینداز.
توانایی عشق ورزیدن بزرگ ترین هنر جهان است...
👤#اُشو
🍏🍎🍃
🗣#ملاحت_عزیزلی
بیاموز تا عشق بورزی و هر آنچه مخالف عشق است را دور بینداز.
توانایی عشق ورزیدن بزرگ ترین هنر جهان است...
👤#اُشو
🍏🍎🍃
👍2
○
با دمای دل خود
چای مرا دم کردی
شعر خواندی و مرا
چشمه ی زمزم کردی!
تا که لبخند زدی،
طعم زمان شیرین شد
قند را از سر صبحانه ی
من کم کردی
زندگی بی تو بنا بود
که دق مرگ شود
ضربان دل او را چه منظّم کردی!
در قرنطینه ی آغوش تو
جایم عالی است!
گره ی وا شده ای داشت
که محکم کردی.
دستی از مهر کشیدی
به سر گلدان ها
خانه را تابلوی میخک و
مریم کردی
خواستم
تا خط پایان به کنارت باشم
و مرا باز در این کار مصمّم کردی!
انجمن ها همه
مهمان دو چشمت هستند
در"شب شعر " ِ قشنگی
که فراهم کردی!
✍#محمد علی_ نیکومنش
🍏🍎🍃
با دمای دل خود
چای مرا دم کردی
شعر خواندی و مرا
چشمه ی زمزم کردی!
تا که لبخند زدی،
طعم زمان شیرین شد
قند را از سر صبحانه ی
من کم کردی
زندگی بی تو بنا بود
که دق مرگ شود
ضربان دل او را چه منظّم کردی!
در قرنطینه ی آغوش تو
جایم عالی است!
گره ی وا شده ای داشت
که محکم کردی.
دستی از مهر کشیدی
به سر گلدان ها
خانه را تابلوی میخک و
مریم کردی
خواستم
تا خط پایان به کنارت باشم
و مرا باز در این کار مصمّم کردی!
انجمن ها همه
مهمان دو چشمت هستند
در"شب شعر " ِ قشنگی
که فراهم کردی!
✍#محمد علی_ نیکومنش
🍏🍎🍃
❤2
Animal instinct
The Cranberries
🎼❤️🎼
امواج زندگی را بپذیر ،
حتی اگر گاهی تو را
به عمق ببرند…
آن ماهی آسوده که بر
سطح دریا میبینی مرده است.
👤#نلسون_ماندلا
🍏🍎🍃
امواج زندگی را بپذیر ،
حتی اگر گاهی تو را
به عمق ببرند…
آن ماهی آسوده که بر
سطح دریا میبینی مرده است.
👤#نلسون_ماندلا
🍏🍎🍃
👍1
○
اگر وطن، از گرسنگی تلف شدن در طول جادههاست،
اگر وطن، مثل سگ از سرما لرزیدن و از تب به خود پیچیدن است،
اگر وطن، نوشیدن خون سرخ ماست،
اگر وطن، پنجههای ارباب هایتان است،
اگر وطن، حکومت نظامی است،
اگر وطن، باتوم پلیس است،
اگر وطن، رها نشدن از تاریکیِ متعفن است،
من خائن به وطن هستم!
بنویسید در سه ستون با خطی سیاه و عربدهکش:
ناظیم هیکمت خیانتِ به وطن را ادامه میدهد هنوز.
✍#ناظم_حکمت
🍏🍎🍃
اگر وطن، از گرسنگی تلف شدن در طول جادههاست،
اگر وطن، مثل سگ از سرما لرزیدن و از تب به خود پیچیدن است،
اگر وطن، نوشیدن خون سرخ ماست،
اگر وطن، پنجههای ارباب هایتان است،
اگر وطن، حکومت نظامی است،
اگر وطن، باتوم پلیس است،
اگر وطن، رها نشدن از تاریکیِ متعفن است،
من خائن به وطن هستم!
بنویسید در سه ستون با خطی سیاه و عربدهکش:
ناظیم هیکمت خیانتِ به وطن را ادامه میدهد هنوز.
✍#ناظم_حکمت
🍏🍎🍃
🔥1💔1
Cani Yanar
Vasif Azimov
🎼❤️🎼
پیوسته در تاریخ؛
ساعتی فرا میرسد که در آن،
آنکه جرئت کند و بگوید؛
دو دوتا چهارتا میشود
مجازاتش مرگ است.
📕#طاعون
🍏🍎🍃
پیوسته در تاریخ؛
ساعتی فرا میرسد که در آن،
آنکه جرئت کند و بگوید؛
دو دوتا چهارتا میشود
مجازاتش مرگ است.
📕#طاعون
🍏🍎🍃
○
تا وقتی بهت و تردید از مسلک و دین و آیین در هزار چهره یِ آیینه درون و بیرون مان، ره گم کرده است
تا وقتی دانش و اصالتِ فرهنگی مان،
به بالندگی و بلندایِ تاریخ و ستون هایِ مخروبِ دیروز است؛
"نه به فتوایِ دانشِ و خردِ امروز"
تا وقتی بینشی صریح از باورها و ناباوری های سالیانِ کهنِ کور نباشد
تا وقتی افتابِ عشق؛ به
هویتِ انسانی و انسانیتِ انسان ها؛
در آسمانِ ابریِ دل ها؛ نتابد
تا وقتی کورکورانه ...
بر تعصّبات پوچ و غیر انسانی.. الهی... صحه می گذاریم؛
و مشت بر دهانِ عشق و منطق و
خرد می کوبیم ...
تا وقتی هدف از آمدن و رفتن زنجیر
های ناگسسته یِ قرون و باورهایِ
تاریک و ظلمانی ست؛
تا وقتی بهانه یِ آمدن و رفتن ما
دروازه هایِ گشوده و ناگشوده ی
بهشت و جهنم است و هبوط به
دنیای دون ... بهانه یِ زیستن ...
آدم و حوایِ ما...
چگونه بذر عشق بکارند و از
شاخه هایِ سبزِ زندگی
چگونه سیب سرخ بچینند؟
وقتی که هنوز ...
در گیرودارِ چیدنِ یک سیب؛
عشق و گناه، گاز زده می شود؛
و خون می چکد از لابلایِ انگشتانِ فرسوده یِ باورهایِ زمختِ ناباور ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
تا وقتی بهت و تردید از مسلک و دین و آیین در هزار چهره یِ آیینه درون و بیرون مان، ره گم کرده است
تا وقتی دانش و اصالتِ فرهنگی مان،
به بالندگی و بلندایِ تاریخ و ستون هایِ مخروبِ دیروز است؛
"نه به فتوایِ دانشِ و خردِ امروز"
تا وقتی بینشی صریح از باورها و ناباوری های سالیانِ کهنِ کور نباشد
تا وقتی افتابِ عشق؛ به
هویتِ انسانی و انسانیتِ انسان ها؛
در آسمانِ ابریِ دل ها؛ نتابد
تا وقتی کورکورانه ...
بر تعصّبات پوچ و غیر انسانی.. الهی... صحه می گذاریم؛
و مشت بر دهانِ عشق و منطق و
خرد می کوبیم ...
تا وقتی هدف از آمدن و رفتن زنجیر
های ناگسسته یِ قرون و باورهایِ
تاریک و ظلمانی ست؛
تا وقتی بهانه یِ آمدن و رفتن ما
دروازه هایِ گشوده و ناگشوده ی
بهشت و جهنم است و هبوط به
دنیای دون ... بهانه یِ زیستن ...
آدم و حوایِ ما...
چگونه بذر عشق بکارند و از
شاخه هایِ سبزِ زندگی
چگونه سیب سرخ بچینند؟
وقتی که هنوز ...
در گیرودارِ چیدنِ یک سیب؛
عشق و گناه، گاز زده می شود؛
و خون می چکد از لابلایِ انگشتانِ فرسوده یِ باورهایِ زمختِ ناباور ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
○
مرگِ او، زندگیِ دوّم او بود،
که گردید آغاز.
شیشهٔ عطری،
سربسته،
سرانجام شکست.
همگان بو بُردند،
که چه چیزی را دادند از دست.
#دکتر_شفیعیکدکنی
--------------------------
شکفتی.. سبز شدی .. روییدی...
بارور شدی و بال هایِ
شگفت ِآرزوهایت؛
جهانی را بال و پر داد؛
دنیایی که برای گشودن دوباره
بال های ات تنگ بود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
پروفسور_مریم_میرزا_خانی
"تنها زن و تنها ایرانی برندهٔ
مدال فیلدز است."
#مریم_میرزاخانی
[۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ – ۲۳ تیر ۱۳۹۶]
زاد روزش گرامی 🎂🌷
🍏🍎🍃
مرگِ او، زندگیِ دوّم او بود،
که گردید آغاز.
شیشهٔ عطری،
سربسته،
سرانجام شکست.
همگان بو بُردند،
که چه چیزی را دادند از دست.
#دکتر_شفیعیکدکنی
--------------------------
شکفتی.. سبز شدی .. روییدی...
بارور شدی و بال هایِ
شگفت ِآرزوهایت؛
جهانی را بال و پر داد؛
دنیایی که برای گشودن دوباره
بال های ات تنگ بود ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
پروفسور_مریم_میرزا_خانی
"تنها زن و تنها ایرانی برندهٔ
مدال فیلدز است."
#مریم_میرزاخانی
[۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ – ۲۳ تیر ۱۳۹۶]
زاد روزش گرامی 🎂🌷
🍏🍎🍃
خون و شن , ارنست همینگوی,راوای امیراردلان داودی
@behtarinhayesoti
📕✨📕
داستان کوتاه #خون_و_شن,نویسنده #ارنست_همینگوی
📕#حقیقت_و_خیال
مترجم :شجاع الدین شفا
راوی:امیر اردلان داودی
🍏🍎🍃
داستان کوتاه #خون_و_شن,نویسنده #ارنست_همینگوی
📕#حقیقت_و_خیال
مترجم :شجاع الدین شفا
راوی:امیر اردلان داودی
🍏🍎🍃
Shahrzad
Hojat Ashrafzade
🎼❤️🎼
🗣#حجت_اشرف_زاده
-----------------------------
مرا به خاطر بسپار
مرا به خاطر بسپار
در مردمکِ چشمانِ
با نجابت و پرشکوه
و با صلابتِ عشق...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#حجت_اشرف_زاده
-----------------------------
مرا به خاطر بسپار
مرا به خاطر بسپار
در مردمکِ چشمانِ
با نجابت و پرشکوه
و با صلابتِ عشق...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
○
چه کسی میتواند به یقین بگوید
که بین قلبهای سرد و خشکیده
و جمجمههای تهی،
دیدن کدام یک نفرت انگیزتر است...؟!
📕#بابا گوریو
#اونوره_دوبالزاک
🍏🍎🍃
چه کسی میتواند به یقین بگوید
که بین قلبهای سرد و خشکیده
و جمجمههای تهی،
دیدن کدام یک نفرت انگیزتر است...؟!
📕#بابا گوریو
#اونوره_دوبالزاک
🍏🍎🍃
❤1💔1