حشمت رجب زاده
insta@lor_media_
🎼❤️🎼
🗣#حشمت_رجب_زاده
---------------------------------
... درد
رنگ و بوی غنچهی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی🎂
🍏🍎🍃
🗣#حشمت_رجب_زاده
---------------------------------
... درد
رنگ و بوی غنچهی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
✍#قیصر_امین_پور
زاد روزش گرامی🎂
🍏🍎🍃
👍2
○
میانِ زبانِ رسمی و نیز زبانِ شاعرانه با زبانِ روز و ادبِ عامّه، بدهبستانی دائمی برقرار است. این نظر که صرفاً از عهدِ مشروطه به این سو است که شاعران و نویسندگان، به زبانِ روز توجهکردهاند و پیشتر خطی قاطع میانِ زبانِ رسمی و عوامانه کشیدهشدهبود، سخنِ درستی نیست؛ بهویژه، شعرِ سنایی و مولوی و بهطورکلی آثارِ عرفا بازتابدهندهٔ تأثیرپذیریِ پررنگِ زبانِ ادب از زبانِ روز است. شکلگیریِ مکتبِ بازگشت و فاصلهگرفتنِ ادبیاتِ عهدِ زندیه و قاجاری از زبانِ روز، موجب شد که تغییراتِ زبان در آثارِ مشروطه، بیشتر بهچشمبیاید. و این درحالی است که زبانِ «شعرِ» عهدِ صفوی، پیوندِ نزدیکتری با زبانِ روز و ادبِ عامه داشت.
یکی از ویژگیهای آثارِ شاعرانِ بزرگ، بهرهگیری از ادبِ عامه است. ترانهها، متلها و ضربالمثلها، منابعِ خامِ مناسبی در دستِ شاعر برای خلاقیت اند. جدا از ادبیاتِ کهن، در شعرِ امروز نیز نمونهها فراوان است. نیما، شعرِ مشهورِ «خروس میخوانَد» را اینگونه آغازکرده:
قوقولیقو! خروس میخوانَد
از درونِ نهفتِ خلوتِ ده
از نشیبِ رهی که چون رگِ خشک
در تنِ مردگان دوانَد خون ...».
در ترانههای طبری نیما در دفترِ «روجا» در چند دوبیتی تعبیرِ «خروسمیخوانَد» آمدهاست. آیا نیما از این شعرِ نسیمِ شمال، متأثر نبوده؟ شاعری عامیانهسرا که میدانیم نیما شعرش را میخوانده و تاحدی نیز میپسندیده:
«میخوانْد خروسی به شبستان قوقولیقو
میگفت که ای فرقهٔ مستان قوقولیقو
کو بهمن و کو رستمِ دستان قوقولیقو
آوخ که خزان زد به گلستان قوقولیقو
فریاد ز سرمای زمستان قوقولیقو...»
قیصر امینپور شاعری است که درهای شعرش بهروی سبکها و سنتهای ادبی و صداهای گوناگونِ شعرِ فارسی گشودهبود. البته او قطعات و غزلهایی دارد که مختصّ او او و قیصرانه است. اما همیشه و همهجا چنین نیست. از این منظر، او را باید بیشتر شاعری تلفیقگرا دانست تا چهرهای پیشتاز و یکسره نوآور. در شعرِ او همزمان صدای شعرِ مولوی و سعدی و حافظ را درکنارِ صدای شعرِ منزوی و شاملو و اخوان و فروغ و ... میتوانشنید. و پیدا است که قیصر به همهٔ این صداها رنگی از ادبیّت و عواطفِ شخصی نیز زده؛ اگر جز این میبود او شاعرِ مقلّدی بیش نمیبود .
یکی از ویژگیهای شعرِ قیصر بهرهگیری از ادبِ عامّه است.
او غزلی دارد با چنین ابیاتی:
حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو! خدا را! بزنم یا نزنم؟
همهٔ حرفِ دلم با تو همین است که «دوست ...»
چه کنم؟ حرفِ دلم را بزنم یا نزنم
عهدکردم دگر از قول و غزل دمنزنم
زیرِ قولِ دلم آیا بزنم یا نزنم؟ ...
#قیصر_امین_پور
دکتر احمد_ رضا_ بهرامپور
🍏🍎🍃
میانِ زبانِ رسمی و نیز زبانِ شاعرانه با زبانِ روز و ادبِ عامّه، بدهبستانی دائمی برقرار است. این نظر که صرفاً از عهدِ مشروطه به این سو است که شاعران و نویسندگان، به زبانِ روز توجهکردهاند و پیشتر خطی قاطع میانِ زبانِ رسمی و عوامانه کشیدهشدهبود، سخنِ درستی نیست؛ بهویژه، شعرِ سنایی و مولوی و بهطورکلی آثارِ عرفا بازتابدهندهٔ تأثیرپذیریِ پررنگِ زبانِ ادب از زبانِ روز است. شکلگیریِ مکتبِ بازگشت و فاصلهگرفتنِ ادبیاتِ عهدِ زندیه و قاجاری از زبانِ روز، موجب شد که تغییراتِ زبان در آثارِ مشروطه، بیشتر بهچشمبیاید. و این درحالی است که زبانِ «شعرِ» عهدِ صفوی، پیوندِ نزدیکتری با زبانِ روز و ادبِ عامه داشت.
یکی از ویژگیهای آثارِ شاعرانِ بزرگ، بهرهگیری از ادبِ عامه است. ترانهها، متلها و ضربالمثلها، منابعِ خامِ مناسبی در دستِ شاعر برای خلاقیت اند. جدا از ادبیاتِ کهن، در شعرِ امروز نیز نمونهها فراوان است. نیما، شعرِ مشهورِ «خروس میخوانَد» را اینگونه آغازکرده:
قوقولیقو! خروس میخوانَد
از درونِ نهفتِ خلوتِ ده
از نشیبِ رهی که چون رگِ خشک
در تنِ مردگان دوانَد خون ...».
در ترانههای طبری نیما در دفترِ «روجا» در چند دوبیتی تعبیرِ «خروسمیخوانَد» آمدهاست. آیا نیما از این شعرِ نسیمِ شمال، متأثر نبوده؟ شاعری عامیانهسرا که میدانیم نیما شعرش را میخوانده و تاحدی نیز میپسندیده:
«میخوانْد خروسی به شبستان قوقولیقو
میگفت که ای فرقهٔ مستان قوقولیقو
کو بهمن و کو رستمِ دستان قوقولیقو
آوخ که خزان زد به گلستان قوقولیقو
فریاد ز سرمای زمستان قوقولیقو...»
قیصر امینپور شاعری است که درهای شعرش بهروی سبکها و سنتهای ادبی و صداهای گوناگونِ شعرِ فارسی گشودهبود. البته او قطعات و غزلهایی دارد که مختصّ او او و قیصرانه است. اما همیشه و همهجا چنین نیست. از این منظر، او را باید بیشتر شاعری تلفیقگرا دانست تا چهرهای پیشتاز و یکسره نوآور. در شعرِ او همزمان صدای شعرِ مولوی و سعدی و حافظ را درکنارِ صدای شعرِ منزوی و شاملو و اخوان و فروغ و ... میتوانشنید. و پیدا است که قیصر به همهٔ این صداها رنگی از ادبیّت و عواطفِ شخصی نیز زده؛ اگر جز این میبود او شاعرِ مقلّدی بیش نمیبود .
یکی از ویژگیهای شعرِ قیصر بهرهگیری از ادبِ عامّه است.
او غزلی دارد با چنین ابیاتی:
حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟
با توام، با تو! خدا را! بزنم یا نزنم؟
همهٔ حرفِ دلم با تو همین است که «دوست ...»
چه کنم؟ حرفِ دلم را بزنم یا نزنم
عهدکردم دگر از قول و غزل دمنزنم
زیرِ قولِ دلم آیا بزنم یا نزنم؟ ...
#قیصر_امین_پور
دکتر احمد_ رضا_ بهرامپور
🍏🍎🍃
👍1
Doostet Daram
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼
من از عهد آدم
تو را دوست دارم
از آغاز عالم
تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم! تو را دوست دارم
سلامی صمیمیتر از غم ندیدم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم ...
#قیصر_امینپور
زادروزش گرامی🌷
🍏🍎🍃
من از عهد آدم
تو را دوست دارم
از آغاز عالم
تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم! تو را دوست دارم
سلامی صمیمیتر از غم ندیدم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم ...
#قیصر_امینپور
زادروزش گرامی🌷
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی
وقت رفتن است،
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه عزیمت
تو ناگزیر میشود
آی…
ای دریغ و حسرتِ همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
👤#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
حرفهای ما هنوز ناتمام
تا نگاه میکنی
وقت رفتن است،
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظه عزیمت
تو ناگزیر میشود
آی…
ای دریغ و حسرتِ همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
👤#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
❤1👍1
Baran Bebarad
Ashrafzadehشاعرانبرتر
🎼❤️🎼
🗣#حجت_اشرف_ زاده
🎤#رضا_رشیدپور
--------------------------
غیر از تماشای تو...
در باران چه راهی دارم
ای عشق!
بعد از تو،
این باران تو را
هر بار بیادم خواهد آورد ...
-------------------------
قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
و من چقدر سادهام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطارِ رفته ایستادهام
و همچنان
به نردههای ایستگاه رفته
تکیه دادهام!
✍#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
🗣#حجت_اشرف_ زاده
🎤#رضا_رشیدپور
--------------------------
غیر از تماشای تو...
در باران چه راهی دارم
ای عشق!
بعد از تو،
این باران تو را
هر بار بیادم خواهد آورد ...
-------------------------
قطار میرود
تو میروی
تمام ایستگاه میرود
و من چقدر سادهام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطارِ رفته ایستادهام
و همچنان
به نردههای ایستگاه رفته
تکیه دادهام!
✍#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
❤1👍1
Audio
📕✨📕
#زیر_پلک_ماه/9
✍#الکساندر_دوما
📕#مادام_کاملیا
🔁#محمد_مجلسی
🎤#حسین_لی
من ماه کوچک آسمانِ
بزرگ تو بودم...
🍏🍎🍃
#زیر_پلک_ماه/9
✍#الکساندر_دوما
📕#مادام_کاملیا
🔁#محمد_مجلسی
🎤#حسین_لی
من ماه کوچک آسمانِ
بزرگ تو بودم...
🍏🍎🍃
❤1
○
دنیا، پُر از شگفتیها و رازهاست ...
فکر میکنیم که آدمهای نزدیکمان را میشناسیم، امّا زمان با خودش چیزهایی میآورد که میفهمیم کمتر از آنچه فکر میکردهایم، میدانیم؛ یعنی تقریبا هیچ !
همیشه بخشِ بزرگترِ حقیقت، در سایه قرار دارد. حتّی اگر بخشِ روشن، بزرگتر شود، باز هم بُرد با سایههاست ...
✍🏼#خابیر_ماریاس
📕 قلبی به این سپیدی
🍏🍎🍃
دنیا، پُر از شگفتیها و رازهاست ...
فکر میکنیم که آدمهای نزدیکمان را میشناسیم، امّا زمان با خودش چیزهایی میآورد که میفهمیم کمتر از آنچه فکر میکردهایم، میدانیم؛ یعنی تقریبا هیچ !
همیشه بخشِ بزرگترِ حقیقت، در سایه قرار دارد. حتّی اگر بخشِ روشن، بزرگتر شود، باز هم بُرد با سایههاست ...
✍🏼#خابیر_ماریاس
📕 قلبی به این سپیدی
🍏🍎🍃
👍1
○
من معتقدم
دو انسان از طریق قلب به هم وصل می شوند
مهم نیست چه کاری انجام
می دهید
یا چه کسی هستید
یا کجا زندگی می کنید
اگر دو نفر برای هم مقدر شده باشند
هیچ محدودیت
یا مانعی وجود نخواهد داشت.
✍#جولیا_رابرتز
🍏🍎🍃
من معتقدم
دو انسان از طریق قلب به هم وصل می شوند
مهم نیست چه کاری انجام
می دهید
یا چه کسی هستید
یا کجا زندگی می کنید
اگر دو نفر برای هم مقدر شده باشند
هیچ محدودیت
یا مانعی وجود نخواهد داشت.
✍#جولیا_رابرتز
🍏🍎🍃
👍1