معمای عشق
734 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
۰
ما تشنه ی بارانیم
گرد و غبار سالها را
از شاخ و برگ‌پیر پژمرده و
خشک آلود ما بشوی !

ما را بنواز ،
ما نیز همچنان درخت پنهانی
درون باغ می توانیم بشکفیم ،
از نو بشکفیم ،

بر سراسر این باغ خیمه زن !
درختان باغ را همه در آغوش
باران های نوازشگرت گیر... !



کتر شریعتی
روز میلادش فرخنده
🍏🍎🍃
۰

گاهی چنان آرام و آهسته در مرداب ابتذال فرو میروی و آن گنداب چنان عادتت میشود که حتی دیگر نه میخواهی و نه میتوانی فریاد بزنی ...



# جلال _ آل احمد
زاد روزش فرخنده
یادش گرامی 💚💫
🍏🍎🍃
۰

خانه موزه جلال و سیمین
یادشن سبز و گرامی

🍏🍎🍃
کجایی؟
احسان خواجه امیری
🎼🤍🎼

آه ...
یه بغضی، گلومو گرفته
باز همون حس درد جدایی
من امروز کجامو
تو امروز کجایی؟...


#روزبه_بمانی
#كجايى؟
#احسان_خواجه_اميرى

🍏🍎🍃
۰

📗 "شوپنهاور" به‌جای توجه به مثال‌های سستی از عزلِ عقل، به نیرویی در درونِ ما پرداخت که به نظر او همواره بر عقل غلبه دارد، نیرویی آن‌قدر قوی که همه‌ی نقشه‌ها و داوری‌های عقل را دستکاری می‌کند، و این نیرو را "اراده‌ی معطوف به حیات" نامید و آن را سائق‌های ذاتی در انسان‌ها برای بقا و تولید‌مثل تعریف کرد.

📕 "اراده‌ی معطوف به حیات" حتا افسردگانِ واداده را در هنگام کشتی‌شکستگی یا بیماریِ شدید به مبارزه برای بقا رهنمون می‌شود.

📙 این نیرو تضمین می‌کند که متفکرترین و حرفه‌ای‌ترین افراد هم با دیدن کودکانی که غان و غون می‌کنند اغفال شوند. حتا اگر تحت تأثیر قرار نگیرند که به هر حال بچه‌ای داشته باشند و به‌محض تولدش به او به شدت عشق بورزند.

📘 "اراده‌ی معطوف به حیات" است که سبب می‌شود مردم با دیدن مسافرانِ جذاب در راهروی قطارهای بین‌ِشهری عقل خود را از دست بدهند...

#آلن_دوباتن
تسلی‌بخشی‌های فلسفه
🍏🍎🍃
۰

می دانی از وقتی
دلبسته‌ات شده ام

همه‌جا بوی
پرتقال وُ بهشت می‌دهد!


#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
Darmadagin
I‌lyas Yalc‌intas
🎼🤍🎼


🍏🍎🍃
۰
محال است بارانی از محبت
به کسی هدیه کنی
ودستهای خودت خیس نشود

چه زیباست
بی قیدوشرط عشق بورزیم
بی قصدوغرض حرف بزنیم

بی دلیل ببخشیم
وازهمه مهمتر
بی توقع
به تمام موجودات
محبت کنیم...

عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش میکنند
اگر همین انرژی را صرف عشق ورزیدن به همراهانشان کنند، شیطان در تنهایی خود خواهد مرد.

#هلن_کلر
🍏🍎🍃
۰
بعضی‌ها این جوری‌اند، وقتی یک نیش می‌خورند فکر می‌کنند اگه دیگران هم نیش بخورند درد اون‌ها کمتر می‌شه...!



#غلامحسین_ساعدی

دوم آذر سالگرد درگذشت غلامحسین ساعدی یکی از بزرگترین نویسندگان
معاصر ایران.
یادش سبز‌ وروانش انوشه

🍏🍎🍃
۰

آرام آسمان دلت را
با اشک های منجمدم
فرش میکنم

دستان رنج سوخته ات را
پل میزنم
به آزاد راه آبی فام نگاهت
که نشکنم ...


#سیمین _ ورنام
🍏🍎🍃
daram
reza pirbadian
دارم تظاهر میکنم که بردبارم
هرچند تابِ روزگارم را ندارم
شاید لجاجت با خودم باشد
غمی نیست
من هم ...
یک از جرم های روزگارم...


محمد علی بهمنی
🎤دکلمه رضا پیربادیان

🍏🍎🍃
‏۰

آیا تاکنون چشمانی را که در آن‌ها خاکستر ریخته باشند دیده‌اید؟ منظورم چشمانی است که در آن‌ها آثار غم‌انگیز آرزوهای بی‌حاصل خوانده می‌شود. چشمانی که نمی‌توان در آن‌ها نگاه کرد.


📖 #سرنوشت_یک_انسان
✍🏻 #میخائیل_شولوخف

🍏🍎🍃
۰

از هیچکس تقلید و پیروی نکن
در غیر این صورت شبه وجود خواهی شد
و این از خودکشی هم بدتر است
خودت باش
فقط در این صورت است که اصیل و واقعی خواهی بود.


#Osho #اشو
🍏🍎🍃
۰

باران گرفته...
خاطره ها را خبر کنید
بازار عشق پرگره را گرم تر کنید
باران گرفته
دیدن اشکم چه ساده است...
تفسیر اشک های مرا
مختصر کنید
شاید
صدای بارش باران و گریه ام
آهسته است
پس به نگاهم سفر کنید
باران گرفته بوسه ی خورشید پشت ابر...
رامم نکرد
از شب شعرم گذر کنید
باران ببار و
از دل تنهای من بخوان
آوارگان خسته
از اینجا حذر کنید..‌..‌


#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
‍ ۰

دنیای آوارگی را مرزی نیست. پایانی نیست. مرگ در آوارگی، مرگ در برزخ است. مرگ آواره، مرگ هم نیست. مرگ آواره، آوارگی مرگ است. ننگ مرگ است.


امروز ۲ آذر ماه مصادف است با سالگرد وفات #غلامحسین_ساعدی یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان معاصر ایرانی.


# غلامحسین ساعدی در خانه ی #احمد شاملو

🍏🍎🍃


هرلحظه حرفی در ما زاده می شود
هر لحظه دردی سر بر می دارد
و هر لحظه
نیازی از اعماق مجهول روح پنهان
و رنجور ما جوش می کند

این ها بر سینه می ریزند و راه
فراری نمی یابند '،

مگر این قفس کوچک استخوانی،
گنجایش ش چه اندازه است،،، ؟

#دکتر علی _شریعتی
🍏🍎🍃
@sherroghazal
سوگند_ویگن
"سوگند"
🎶🎼🎶
با صدای #ویگن (ورژن قدیمی )
شعر: #تورج_نگهبان
آهنگساز: #بابک_افشار

بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند
بر آن لبخند جادویی
بر آن سیمای روشن
کز چشمان تو افتاده
آتش بر هستی من
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشم انتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بی تو شبها
در حسرت و جدایی
عاشقی گم کرده ره یا بی آشیانم
مانده بر جا آتشی از کاروانم
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
بر دست باد پاییزی نشکفته
پرپرم کرد .

🍏🍎🍃

ویگن علاوه بر موسیقی در زمینه سینما نیز فعالیت داشت و در سال‌های دهه‌های سی و چهل در چند فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد. او ابتدا نقشه‌کش وزارت دارایی بود.
بخش نخست فعالیت خوانندگی وی در «عصر طلایی موسیقی پاپ ایرانی» یعنی از اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی تا زمان انقلاب "۱۹۷۹ میلادی" بود که وی مجبور به‌ترک ایران شد و بخش دوم آن نیز، از زمان مهاجرتش به آمریکا آغاز شد که تا پایان زندگی‌اش ادامه یافت.
او با چندتن از خواننده‌های محبوب دیگر مانند دلکش و پوران ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد.
وی در سال ۱۳۵۰ در افتتاح ترمینال جنوب تهران با اجرای ترانه‌های فولکلور جاز و پاپ محبوبیت فراوانی بدست آورد.
ویگن در اوایل دهه ۵۰ به امریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کاباره‌های ایرانی فعالیت هنری داشت.
ژاکلین "ترانه‌سرا و خواننده" و آیلین "بازیگر و مجری تلویزیون" از فرزندان او هستند و "کارو" شاعر معاصر برادر وی بود.
ویگن دردریان در ۷۳ سالگی درگذشت.‌

🍏🍎🍃
۰

شب فراق نداند
ڪه تا سحر چند است



مگر کسی که به زندانِ عشق
در بند است



#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃