🤞🤞🤞
🎼آهنگ (مه صداته ميشناسم) از ايرج رحمانپور
✍#حسین_پناهی
متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار👇
مه صداته میشناسم.
وختی دو کِشماتِ ظُلمات، کِه کَسی وا کَس دیار نی
وقتی در دلِ تاریکی و سکوت سرد زمان که همه با هم غریبند
تونی ئو تنیاییِ تو، خُت میکی وا خُت پژاره
تویی با تنهاییهایت، با خودت آهنگهای غمگین ترنم میکنی
دو غریوسونِ خاموش، مِه صِداته می شناسم
و من در آن غریبستانِ خاموش، صدای تو را میشناسم
وَختی کِه دِ بُنه شوگار، دَنگِ غریوی میایه
وقتی که در عمقِ تاریکیِ شب صدای غریبی میآید
خُت وا خاو حرف خُتی، دَسِ دل سوز نادیاره
تنها خودت پژواک صدای خودت هستی و هیچ شخص دلسوزی پیدا نیست
بونگ برزِ بی صدایی، گریویاته می شناسم
فریاد بلند گریههای بیصدایت را میشنوم
وَختی کِه دِ پیچِ کیچه، میای وا دیار حُونَه
وقتی که در پیچ کوچه به نزدیک خانه میرسی
پُر دِ شَرمَه دَس حالیت، حونه پُر دِ اِنتظارَه
تو شرمنده از دستِ خالیات هستی درحالیکه اهل منزل انتظار دستی پر از تو میکِشند
سوزِ سازِ سر و زیرِه، حَنجِریاته می شناسم
و آن سوزِ ساز حنجرهی سر به زیر را میشناسم
شاعرِ دلتنگِ تنیا، چُو تَرِ نیم سوزِ تژگاه، چقیاته، پوقیاته
ای شاعر تنها و دلتنگ و ای چوب نیم سوز اجاق، صدای سوختنت را میشناسم
سری که اَزگِل نشینه، سری که اَسِر میواره
و آن سری را که داغدار و اشک بار است، میشناسم
دَفترِ اَنو نِشونِ، شِعریاته میشناسم
دفتر ترانههایت را که نشان از غم و اندوه دارد، میشناسم.
وَختی می ری نمیایی، گیرِ گَرداویی دِ کُنجی
وقتی که میروی و برنمیگردی، میدانم که در گوشهای گرفتار گردابی شدهای
تونی ئو دیوار ئو دیوار، جا پایات پُر دِ بناره
تویی و دیوار و دیوارِ، رد پایت پر از بلندیست
دُو بی کِشِ شهرِ کشمات، مِه صداته می شناسم
و من در سکوت این شهر خاموش، صدایت را میشناسم
🍏🍎🍃
🎼آهنگ (مه صداته ميشناسم) از ايرج رحمانپور
✍#حسین_پناهی
متن ترانه و ترجمه فارسی اشعار👇
مه صداته میشناسم.
وختی دو کِشماتِ ظُلمات، کِه کَسی وا کَس دیار نی
وقتی در دلِ تاریکی و سکوت سرد زمان که همه با هم غریبند
تونی ئو تنیاییِ تو، خُت میکی وا خُت پژاره
تویی با تنهاییهایت، با خودت آهنگهای غمگین ترنم میکنی
دو غریوسونِ خاموش، مِه صِداته می شناسم
و من در آن غریبستانِ خاموش، صدای تو را میشناسم
وَختی کِه دِ بُنه شوگار، دَنگِ غریوی میایه
وقتی که در عمقِ تاریکیِ شب صدای غریبی میآید
خُت وا خاو حرف خُتی، دَسِ دل سوز نادیاره
تنها خودت پژواک صدای خودت هستی و هیچ شخص دلسوزی پیدا نیست
بونگ برزِ بی صدایی، گریویاته می شناسم
فریاد بلند گریههای بیصدایت را میشنوم
وَختی کِه دِ پیچِ کیچه، میای وا دیار حُونَه
وقتی که در پیچ کوچه به نزدیک خانه میرسی
پُر دِ شَرمَه دَس حالیت، حونه پُر دِ اِنتظارَه
تو شرمنده از دستِ خالیات هستی درحالیکه اهل منزل انتظار دستی پر از تو میکِشند
سوزِ سازِ سر و زیرِه، حَنجِریاته می شناسم
و آن سوزِ ساز حنجرهی سر به زیر را میشناسم
شاعرِ دلتنگِ تنیا، چُو تَرِ نیم سوزِ تژگاه، چقیاته، پوقیاته
ای شاعر تنها و دلتنگ و ای چوب نیم سوز اجاق، صدای سوختنت را میشناسم
سری که اَزگِل نشینه، سری که اَسِر میواره
و آن سری را که داغدار و اشک بار است، میشناسم
دَفترِ اَنو نِشونِ، شِعریاته میشناسم
دفتر ترانههایت را که نشان از غم و اندوه دارد، میشناسم.
وَختی می ری نمیایی، گیرِ گَرداویی دِ کُنجی
وقتی که میروی و برنمیگردی، میدانم که در گوشهای گرفتار گردابی شدهای
تونی ئو دیوار ئو دیوار، جا پایات پُر دِ بناره
تویی و دیوار و دیوارِ، رد پایت پر از بلندیست
دُو بی کِشِ شهرِ کشمات، مِه صداته می شناسم
و من در سکوت این شهر خاموش، صدایت را میشناسم
🍏🍎🍃
باران بیقرار
شمس لنگرودی
حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت میدارم ...
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزابها
به بیراهه و راهها تاختن
بیتاب ٬ بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بیقرار است
این گونه که من دوستت میدارم ...
#محمد_شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
این گونه که من
دوستت میدارم ...
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزابها
به بیراهه و راهها تاختن
بیتاب ٬ بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بیقرار است
این گونه که من دوستت میدارم ...
#محمد_شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
👍1
○
هر آن چشمی
که گریان است در عشق دلارامی
بشارت آیدش
روزی ز وصل او به پیغامی
چو گریان بود
آن یعقوب کنعان از پی یوسف
بشارت آمدش ناگه
از آن خوش روی خوش نامی
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
هر آن چشمی
که گریان است در عشق دلارامی
بشارت آیدش
روزی ز وصل او به پیغامی
چو گریان بود
آن یعقوب کنعان از پی یوسف
بشارت آمدش ناگه
از آن خوش روی خوش نامی
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
👍1
○
ما را به دعا کاش فـــــــــراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
آنانکه به عطر نفس وذ کــــــــر مناجات خورشـــید جهان تاب به شام دگرانند...
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
ما را به دعا کاش فـــــــــراموش نسازند
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
آنانکه به عطر نفس وذ کــــــــر مناجات خورشـــید جهان تاب به شام دگرانند...
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👍1
○
عطرِ یادِ تو،
ترنمِ میعادِ
صبحی روشن است؛
در پیوندِ نسیم و موج و دریا
و آفتابِ نگاه ات؛
تلاُلوء یقین و شکوهِ باورِ
یک طلوعِ در خمودِ
کوچه هایِ دلتنگِ یک رویا
بهار حضور تو
می شکفد؛
در شورِ ملتهبِ ثانیه ها
تا فراخنایِ خلسه یِ تیک تاکِ
شعرِ زمان ...
امروز ... فردا ... فردا ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
عطرِ یادِ تو،
ترنمِ میعادِ
صبحی روشن است؛
در پیوندِ نسیم و موج و دریا
و آفتابِ نگاه ات؛
تلاُلوء یقین و شکوهِ باورِ
یک طلوعِ در خمودِ
کوچه هایِ دلتنگِ یک رویا
بهار حضور تو
می شکفد؛
در شورِ ملتهبِ ثانیه ها
تا فراخنایِ خلسه یِ تیک تاکِ
شعرِ زمان ...
امروز ... فردا ... فردا ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
در طلبت رفت به هر جا دلم
Ariya Azimi Nezhad/Meghdad Shahoseini
🎼❤️🎼
به راستی که
نیمی ، « نیم زیباتری »از زندگی...
از چشم کسی که هیچ گاه دیوانه وار... عشق نورزیده پنهان مانده است...
📕#درباره عشق
✍#استاندال
🍏🍎🍃
به راستی که
نیمی ، « نیم زیباتری »از زندگی...
از چشم کسی که هیچ گاه دیوانه وار... عشق نورزیده پنهان مانده است...
📕#درباره عشق
✍#استاندال
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
سیستان و بلوچستان
نگین زیبای ایران ...
🍏🍎🍃
سیستان و بلوچستان
نگین زیبای ایران ...
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
این همه شگفتی و زیبایی،،،
و تاسف بر این همه غربت و
بیگانگی با سرزمینی ... این
چنین زیبا .. که از جای جایِ
خاکِ پر گوهرش باران عشق
و برکت می بارد ...
🍏🍎🍃
این همه شگفتی و زیبایی،،،
و تاسف بر این همه غربت و
بیگانگی با سرزمینی ... این
چنین زیبا .. که از جای جایِ
خاکِ پر گوهرش باران عشق
و برکت می بارد ...
🍏🍎🍃
👍2