معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram

داستانگ_ اولین سکه

چارلی مقابل در ایستاده بود و بازوانش را محکم می‌مالید تا از باد شدیدی که می‌وزید، کمی در امان بماند. پیرزنی با سگش نزدیک می‌شد.
شانه‌هایش را بالا انداخت و چون سابق، مصمم و استوار، پا پیش نهاد.
زیر لب گفت: «این طوری آسان‌تره. راحت‌تر می‌تونم از یک پیرزن بخوام. این طوری خجالت نمی‌کشم.»
پیرزن ایستاد و از پشت عینک پنسی‌اش، کفش‌های پاره، دستهای کثیف و ورم کرده و صورت اصلاح نشده چارلی را از نظر گذراند. سگ ماده که گویی در حال رقص بود، چرخی زد و به چارلی نزدیک شد. شلوارش را بویید. به زوزه افتاد.
چارلی ناگهان اعتماد به نفسش را از دست داد. جملاتی را که کنار در تمرین کرده بود از یاد برد.
شتابزده حرف می‌زد. اولین باری بود که گدایی می‌کرد پیرزن بایستی حرفهای او را باور می‌کرد. به خاطر خدا هم شده بایستی باور می‌کرد. او گدا نبود.
تا چند ماه پیش شغل خوبی داشت؛ و این، اولین باری بود که مجبور می‌شد گدایی کند.
دو روز تمام، غذایی نخورده بود. چارلی مردی با مناعت طبع بود، و پیرزن می‌بایست حرفهای او را باور می‌کرد. این، خیلی مهم بود. به خاطر خدا هم که شده بایستی باور می‌کرد. پیرزن کیفش را گشود.
سکه‌ای ده سنتی کف دست چارلی گذاشته
و لحظه‌ای بعد، چارلی در میدان واشنگتن، روی نیمکتی نشسته بود.
سکه را در مشت می‌فشرد و با پاشنه پا، تکه‌های ترد برف را می‌سایید و سیاه می‌کرد. چارلی، پیش از آنکه بلند شود و برای سیر کردن معده گرسنه‌اش چیزی بخرد، می‌بایست دمی می‌نشست، تا بتواند بر شرمندگی‌اش غلبه کند.
گونه‌اش را بر لبه‌ی یخ بسته‌ی نیمکت فلزی گذاشت. دوست نداشت کسی پی به شرمندگی‌اش ببرد.
با خود اندیشید: «من توی این زندگی، تنها یک مناعت طبع داشتم که بسیار با ارزش بود.
اما حالا، آن را مفت فروختم. خیلی راحت، به خودم خیانت کردم.»


نویسنده: ویلیام مارچ

نویسنده آمریکایی داستانهای روان شناختی و تفنگدار دریایی ایالات متحده بود . مارچ نویسنده‌ی شش رمان و چهار مجموعه داستان کوتاه ، مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. و یکی از دوازده نفری بود که در ۸ ژوئن ۲۰۱۵ در تالار مشاهیر نویسندگان آلاباما حضور یافت. 

🍏🍎🍃
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Nardoon (Mazyar Fallahi)
@matalebzib
🎼❤️🎼

🎼#ناردون
🗣#مازیارفلاحی

هنوز دلتنگی قدم زدن با تو رو دارم
هنوز با نفسات تو باغچه شمعدونی میکارم
هنوز عاشقتم ماهک من از دل و از جون
با اون گوشواره های رنگی ِ دونه های ناردون
با کل غصه های زندگیم باز زیر بارون
باور میکنی یا نه من عاشقم اما نه من دیوونتم....


🍏🍎🍃
👍1


برف
بی صدا بارید
تو همراهِ برف باریدی؛

برف ها؛
روییدند، بهار آمد
و روحِ من؛
چون غنچه ای شکفت؛
لب هایم شکوفه زدند
و از چشم هایِ تو؛ بوسه بارید

و در قلبِ من؛
‌‌"یک شاخه
گلِ سرخ"
‌ رویید!!


# فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


#شیخ بهایی
بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی، معروف به شیخ بهائی (۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، بعلبک - ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت و سرآمد دوران خود بود. از شیخ بهایی در حدود ۹۵ کتاب و رساله در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است.

به پاس خدمات شیخ بهایی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد.
زاد روز علامه فقید شیخ
بهایی فرخنده و گرامی 🎂

🍏🍎🍃
👍1
🎂

معرفی کتاب چهار میثاق
کتاب چهار میثاق اثری برجسته و ماندگار از دون میگوئل روئیز از نوادگان تولتِک‌هاست. او در این کتاب سعى داشته تا والاترین مفاهیم و مصادیق انسانى را از نسل‌هاى گذشته به نسل حال و آینده منتقل کند و جهانی بی‌آلایش و روشن‌تری را با ودیعه گذاشتنِ باورهاى بنیادین ایجاد کند و رویای مشترک دنیا و انسان‌ها را تغییر دهد.

این کتاب با عنوان فرعی خرد سرخپوستان تولتِک، خرد‌نامه‌ی سرخ پوستان است!
🍏🍎🍃
📚


افسوس که کارِ پخته خامان دارند
اسبابِ تمامْ ناتمامان دارند


آن‌ها که به بندگی نمی‌شایستند
امروز کنیزک و غلامان دارند

رباعیات باباافضل کاشانی دست‌نویس شمارهٔ ۵۵۰۱، کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی.

⭕️#شیخ بهایی

🍏🍎🍃
👍1


‏حماقت،
سرنوشت همیشگی بشره ...
فایده انقلاب‌ها چیه وقتی آدم‌ ها
در خودشون انقلابی صورت نمیدن.


#سهراب_شهید_ثالث
🍏🍎🍃
👍1
Vay Agar
Erfan Tahmasbi
🎼❤️🎼

🗣#عرفان_طهماسبی
🎼#وای اگر
---------------------------

در زمانی که وفا
قصه ی برف به تابستان است
و صداقت گل نایابی ست
به چه کس باید گفت...
با تو انسانم و خوشبخت ترین...

#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گذر زمان
گذر زمان
Tamanaye Vesal
Jamshid
🎼❤️🎼

🎼تمنای وصال
شیخ بهایی🎂
🗣# جمشید
---------------------------

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه  
خواهد به سر آید شب هجران تو یانه

ای تیر غمت را دل عُشاق نشانه  
  جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
 
رفتم به درِ صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
 
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گهِ معتکف دیرم و گهِ ساکن مسجد  

  یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه...‌‌..‌
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Une Histoire D'amour
Mireille Mathieu
Une Histoire D'amour
Mireille Mathieu
France 1946

🎼داستان یک عاشقانه
------------------------

نذر کردم گر ازین غم
به در‌آیم روزی
تا در میکده شادان
و غزلخوان بروم
به هواداری او
ذره صفت رقص‌کنان
تا لب چشمه‌ی خورشید
درخشان بروم

#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
👍1


همة سهم من از خود
دلی بود که به تو دادم

و هر شب بغض گلویت را
در تابوت سیاهی که برایم
ساخته بودی ... گریستم ..

و تو هرگز ندانستی؛
که زخم‌هایت،
زخم‌های مکررم بودند.


#حسین_پناهی
#دو_مرغابی_در_مه
🍏🍎🍃
👍2