○
شگفتی های آفرینش
مورچه انتحاری
حشره Colobopsis explodens را در جنگل های موسمی جزیره «بورنئو» در جنوب شرقی آسیا
این مورچه ها به بدن مهاجم می چسبند و بدن خود را چنان با شدت خم می کنند که منفجر می شوند. سپس مایعی زرد رنگ و سمی از بدنشان خارج می شود و حشره خیلی سریع می میرد. این مایع زرد رنگ چسبناک برای مهاجم نیز کشنده است و به گفته محققان بویی شبیه ادویه کاری دارد. به طور معمول مورچه های کارگر از این روش برای کشتن یا راندن مهاجمان و دفاع از مورچه های دیگر استفاده می کنند. جالب آنکه فقط "مورچه های ماده نابارور" می توانند بدن خود را منفجر کنند.
🍏🍎🍃
شگفتی های آفرینش
مورچه انتحاری
حشره Colobopsis explodens را در جنگل های موسمی جزیره «بورنئو» در جنوب شرقی آسیا
این مورچه ها به بدن مهاجم می چسبند و بدن خود را چنان با شدت خم می کنند که منفجر می شوند. سپس مایعی زرد رنگ و سمی از بدنشان خارج می شود و حشره خیلی سریع می میرد. این مایع زرد رنگ چسبناک برای مهاجم نیز کشنده است و به گفته محققان بویی شبیه ادویه کاری دارد. به طور معمول مورچه های کارگر از این روش برای کشتن یا راندن مهاجمان و دفاع از مورچه های دیگر استفاده می کنند. جالب آنکه فقط "مورچه های ماده نابارور" می توانند بدن خود را منفجر کنند.
🍏🍎🍃
نسینی الدنیا
[ @l52HzPlaylistl ]
🎼❤️🎼
In memory of my missing love
بگذار آنچه از دست رفتنی است،از دست برود
وگرنه تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.
✍#نادر_ابراهیمی
انتظار .. انتظار.. انتظار...
پنجره ای ست؛
رو به کوچه یِ بن بست .
و صدایِ گام هایی در ازدحام
گنگِ چهار فصلی عبوس و دلتنگ...
بهار قدم های ات؛
کی می رسد از راه ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
In memory of my missing love
بگذار آنچه از دست رفتنی است،از دست برود
وگرنه تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.
✍#نادر_ابراهیمی
انتظار .. انتظار.. انتظار...
پنجره ای ست؛
رو به کوچه یِ بن بست .
و صدایِ گام هایی در ازدحام
گنگِ چهار فصلی عبوس و دلتنگ...
بهار قدم های ات؛
کی می رسد از راه ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤🔥1👍1
📕
امیلی برونته نویسنده رئالیستی است که کتاب بلندی های بادگیر را به زبان ساده روزگار خود نوشته است، اما رگههای رمانتیسم و سنت داستاننویسی گوتیک و فضاهای خیالی و حتی جادویی در کارش نمایان است، به طوری که بعضی از نقادان این اثر را «گوتیک» هم خواندهاند. به هر حال، این رمان درباره عشقی است قدرتمندتر از مرگ، و شور و سودایی خارقالعاده، بیهمتا و مرموز که گذشت زمان از جاذبهاش نمیکاهد. کتاب بلندی های بادگیر اثری است ناآرام به قلم نابغهای آرام که شارلوت برونته دربارهاش گفته است: «نیرومندتر از مردان، سادهتر از کودکان، بیهمتا در میان همتایان.»
🍏🍎🍃
امیلی برونته نویسنده رئالیستی است که کتاب بلندی های بادگیر را به زبان ساده روزگار خود نوشته است، اما رگههای رمانتیسم و سنت داستاننویسی گوتیک و فضاهای خیالی و حتی جادویی در کارش نمایان است، به طوری که بعضی از نقادان این اثر را «گوتیک» هم خواندهاند. به هر حال، این رمان درباره عشقی است قدرتمندتر از مرگ، و شور و سودایی خارقالعاده، بیهمتا و مرموز که گذشت زمان از جاذبهاش نمیکاهد. کتاب بلندی های بادگیر اثری است ناآرام به قلم نابغهای آرام که شارلوت برونته دربارهاش گفته است: «نیرومندتر از مردان، سادهتر از کودکان، بیهمتا در میان همتایان.»
🍏🍎🍃
Audio
📕✨📕
📕#بلندی های_بادگیر
✍#امیلی_برونته
---------------------
کتاب بلندی های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیتهایی که آمیزه لطافت و خشونتاند، مهر و کین، امید و بیم،… در مکانی که آن هم آمیزهای است از گرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوتبخش و زمستان اندوهبار. آیا خفتههای این خاکِ آرام خوابزدههایی بیقرارند؟
امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی های ادبیات صعود کرده است.
🍏🍎🍃
📕#بلندی های_بادگیر
✍#امیلی_برونته
---------------------
کتاب بلندی های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیتهایی که آمیزه لطافت و خشونتاند، مهر و کین، امید و بیم،… در مکانی که آن هم آمیزهای است از گرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوتبخش و زمستان اندوهبار. آیا خفتههای این خاکِ آرام خوابزدههایی بیقرارند؟
امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی های ادبیات صعود کرده است.
🍏🍎🍃
○
اگر مثل آدم خداحافظی کنی، غُصه می خوری، اما خیالت راحت است. اما، جدایی بدون خداحافظی بد است، خیلی بد، یک دیدار ناتمام است، ذهن ناچار می شود هِی به عقب برگردد و درست یک ذره مانده به آخر متوقف بشود؛ انگار بِروی به سینما و آخر فیلم را ندیده باشی...
.
از رُمانِ ترلان
✍فریبا_وفی
فریبا وفی در اول بهمن ماه سال ۱۳۴۱ در تبریز به دنیا آمد. از نوجوانی به داستاننویسی علاقهمند بود و چند داستان کوتاهاش در گاهنامههای ادبی، آدینه، دنیای سخن، چیستا، مجله زنان منتشر شد. اولین داستان جدی خود را با نام «راحت شدی پدر» در سال ۱۳۶۷ در مجله آدینه چاپ کرد.
نخستین مجموعهٔ داستانهای کوتاه او به نام «در عمق صحنه» در سال ۱۳۷۵ منتشر شد و دومین مجموعه، با نام «حتی وقتی میخندیم» در سال ۱۳۷۸ چاپ شد. نخستین رمان او «پرنده من» در سال ۱۳۸۱ منتشر شد که مورد استقبال منتقدان قرار گرفت. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شد و .....
سالروز تولدش فرخنده و گرامی🎂
🍏🍎🍃
اگر مثل آدم خداحافظی کنی، غُصه می خوری، اما خیالت راحت است. اما، جدایی بدون خداحافظی بد است، خیلی بد، یک دیدار ناتمام است، ذهن ناچار می شود هِی به عقب برگردد و درست یک ذره مانده به آخر متوقف بشود؛ انگار بِروی به سینما و آخر فیلم را ندیده باشی...
.
از رُمانِ ترلان
✍فریبا_وفی
فریبا وفی در اول بهمن ماه سال ۱۳۴۱ در تبریز به دنیا آمد. از نوجوانی به داستاننویسی علاقهمند بود و چند داستان کوتاهاش در گاهنامههای ادبی، آدینه، دنیای سخن، چیستا، مجله زنان منتشر شد. اولین داستان جدی خود را با نام «راحت شدی پدر» در سال ۱۳۶۷ در مجله آدینه چاپ کرد.
نخستین مجموعهٔ داستانهای کوتاه او به نام «در عمق صحنه» در سال ۱۳۷۵ منتشر شد و دومین مجموعه، با نام «حتی وقتی میخندیم» در سال ۱۳۷۸ چاپ شد. نخستین رمان او «پرنده من» در سال ۱۳۸۱ منتشر شد که مورد استقبال منتقدان قرار گرفت. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شد و .....
سالروز تولدش فرخنده و گرامی🎂
🍏🍎🍃
👍1🥰1
○
دوستی تنها چیزی است
که تمام نمی شود
هر چیز دیگری هم از بین برود ،
دوست می ماند
این یادت باشد...
✍#فریبا_وفی
🍏🍎🍃
دوستی تنها چیزی است
که تمام نمی شود
هر چیز دیگری هم از بین برود ،
دوست می ماند
این یادت باشد...
✍#فریبا_وفی
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدنِ دادگر،،، پیشه کن
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
کنون ای خردمند بیدار دل
مشو در گمان پای درکش ز گل
ترا کردگارست پروردگار
توی بنده و کرده کردگار
چو گردن به اندیشه زیر آوری
ز هستی مکن پرسش و داوری
زاد روز استاد سخن_ حکیم _ابوالقاسم_فردوسی گرامی
🍏🍎🍃
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدنِ دادگر،،، پیشه کن
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
کنون ای خردمند بیدار دل
مشو در گمان پای درکش ز گل
ترا کردگارست پروردگار
توی بنده و کرده کردگار
چو گردن به اندیشه زیر آوری
ز هستی مکن پرسش و داوری
زاد روز استاد سخن_ حکیم _ابوالقاسم_فردوسی گرامی
🍏🍎🍃
👏1
Audio
🎼❤️🎼
عشقِ تو به من آموخت
تو را در هر چیزی جستجو کنم
و دوست بدارم
درختِ عریانِ زمستان را،
برگهای خشکِ خزان را،
باد را ، باران را ...
و ......
✍#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
عشقِ تو به من آموخت
تو را در هر چیزی جستجو کنم
و دوست بدارم
درختِ عریانِ زمستان را،
برگهای خشکِ خزان را،
باد را ، باران را ...
و ......
✍#نزار_قبانی
🍏🍎🍃
❤1
○
در شیارهایِ مبهمِ سکوت
و در بغضِ گرفته یِ گلویِ شب
طناب های دار؛
چه بی صدا؛
بافته می شوند!
مرغ شب؛
مرثیه خوانِ بال هایِ
سوخته یِ شاپرک است؛
شمع ها در بغضِ باد
غریبانه می گریند!
و در ازدحامِ سایه هایِ بلندِ
دلتنگی و آغوشِ ابریِ پنجره؛
در بسترِ خالیِ شب،
قطره .. قطره ...
آه ... می شوند
................
و بر دامنِ پُرچینِ
چوبه هایِ دار اما..
در طلوعِ باورِ امید
بنفشه ها خواهند رویید؛
و بانگِ خروسان از پرچینِ
کوچه باغ هایِ شکفته یِ شاد
مردمِ خواب زده یِ
دیارِ بی کسی را؛
بیدار خواهند کرد
و من و تو ..
در چشمانِ سبزِ آفتاب؛
ما خواهیم شد!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
در شیارهایِ مبهمِ سکوت
و در بغضِ گرفته یِ گلویِ شب
طناب های دار؛
چه بی صدا؛
بافته می شوند!
مرغ شب؛
مرثیه خوانِ بال هایِ
سوخته یِ شاپرک است؛
شمع ها در بغضِ باد
غریبانه می گریند!
و در ازدحامِ سایه هایِ بلندِ
دلتنگی و آغوشِ ابریِ پنجره؛
در بسترِ خالیِ شب،
قطره .. قطره ...
آه ... می شوند
................
و بر دامنِ پُرچینِ
چوبه هایِ دار اما..
در طلوعِ باورِ امید
بنفشه ها خواهند رویید؛
و بانگِ خروسان از پرچینِ
کوچه باغ هایِ شکفته یِ شاد
مردمِ خواب زده یِ
دیارِ بی کسی را؛
بیدار خواهند کرد
و من و تو ..
در چشمانِ سبزِ آفتاب؛
ما خواهیم شد!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1
ماه من_ناصر عبداللهی
@sherroghazal
🎼❤️🎼
🎼 #ماه_من
🗣#ناصر_عبداللهی
✍ #محمد_علی_بهمنی
از خانه بیرون میزنم
اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا
در کوچهها امشب
پشتِ ستونِ سایهها
روی درختِ شب
میجویم اما نیستی
در هیچ جا امشب
میدانم آری، نیستی،
اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت
چرا امشب؟
امشب زِ پشتِ ابرها
بیرون نیامد ماه
بشکن قُرُق را، ماهِ من،
بیرون بیا امشب ...
🍏🍎🍃
🎼 #ماه_من
🗣#ناصر_عبداللهی
✍ #محمد_علی_بهمنی
از خانه بیرون میزنم
اما کجا امشب؟
شاید تو میخواهی مرا
در کوچهها امشب
پشتِ ستونِ سایهها
روی درختِ شب
میجویم اما نیستی
در هیچ جا امشب
میدانم آری، نیستی،
اما نمیدانم
بیهوده میگردم به دنبالت
چرا امشب؟
امشب زِ پشتِ ابرها
بیرون نیامد ماه
بشکن قُرُق را، ماهِ من،
بیرون بیا امشب ...
🍏🍎🍃
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم 💜 قلب زندگی تپنده به عشق و امید
❤1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه 🐇🌨
☀️ ۲ بهمن ماه ۱۴۰۲
🌙 ۱۰ رجب ۱۴۴۵
🌲 ۲۲ ژانویه. ۲۰۲۴
----------------------------
یک کهکشان ستاره
یک دریا آرامش
یک دنیا شادی و عشق
برایتان آرزو دارم ...
به امید رویش و پویشی الهی...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه 🐇🌨
☀️ ۲ بهمن ماه ۱۴۰۲
🌙 ۱۰ رجب ۱۴۴۵
🌲 ۲۲ ژانویه. ۲۰۲۴
----------------------------
یک کهکشان ستاره
یک دریا آرامش
یک دنیا شادی و عشق
برایتان آرزو دارم ...
به امید رویش و پویشی الهی...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃