معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
🗓 امروز دو شنبه ↯

☀️ ۲۴ آبان ١۴۰۰
🌙 ۹ ربیع‌الثانی ١۴۴۳
🎄 ۱۵ نوامبر ٢٠٢۱

روزتان به شادی 🍃🍎🍏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام دوستان🌷صبح به خیر
تنها وسوسه‌ای که کسی هرگز نتوانسته است بر آن غالب شود: "وسوسه‌ی امید !"


📖 #پرندگان_میروند_در_پرو_میمیرند
✍🏻 #رومن_گاری

🍏🍎🍃
معمای عشق pinned Deleted message
۰
محمدحسن «بیوک» معیری با تخلص رهی از غزلسرایان معاصر ایران و از ترانه‌سرایان و تصنیف‌سرایان به‌نام است. از ترانه‌های سروده شده توسط وی می‌توان «شد خزان»، «شب جدایی»، «کاروان»، «مرغ حق» و «جوانی» را نام برد. او از دودمان معیرالممالک بود که از زمان نادر شاه افشار وزیر ضرابخانه و خزانه دار بوده اند تا زمان قاجار. ویکی‌پدیا
تاریخ تولد: ۳۰ آوریل ۱۹۰۹، تهران، ایران
فوت: ۱۵ نوامبر ۱۹۶۸، تهران، ایران
محل دفن: آرامستان ظهیرالدوله، تهران، ایران
مادر: محمدحسن خان مؤید خلوت
آرامگاه: مقبره ظهیرالدوله شمیران
سبک: غزل

یادش سبز و جاودانه 💚💫
🍏🍎🍃
آرامگاه رهی معیری در گورستان ظهیرالدوله
یادش سبز و روانش انوشه 💚

🍏🍎🍃
@InGooneShokaran
بنان - کاروان
🎼❤️🎼

:رهی_معیری
🎼:مرتضی خان محجوبی

.🍏🍎🍃
۰
شاد کردن "قلبی" با یک عمل
بهتر از هزاران سر است
که به نیایش خم شده باشد.


👤 #گاندی
🍏🍎🍃
خیابان
مرجان فرساد
🎼❤️🎼


🍏🍎🍃


می درخشد خورشید
با لباسی زیبا که طلادوزی و زربافته است
در دلش نور ستایش جاریست
دست هایش پُر پرواز
قناری هایی ست.
که به آزادی می اندیشند
عطر سوزان تَنَش شادی دلهای پریشان شب و ناهید است
که به هنگام طلوع
موجسان از سر ما میگذرند
باز هم روزی نو
زخم بی خوابی نرگس ها را
دست پرقدرت خورشید سخاوتمند
با حرارت می شویَد ...


#سیمین_ورنام
🍏🍎🍃
من و تو درخت و بارون
<unknown>
🎼🤍🎼

من و تو و درخت و بارون
🍏🍎🍃
مژگان به زیر سایه ی ابروی تاق توست
علیرضا بدیع
مژگان به زیر سایه ابروی طاق توست
یا مردم نمازگزار رواق توست؟

آهسته روزگار مرا هم سیاه کن
با خط چشم و آنچه که باب مذاق توست

قندان نقره کاری بازار اصفهان
تقلید ناشیانه ای از سیم ساق توست

افتاده است هشت بهشت از نگاه من
هرجا که چشم کار کند چارباغ توست

افتاده این که در سر تو نفخه من است
افتاده آن چه در دل من اتفاق توست

ما تشنه همیم و به هم چون که می رسیم
آغاز احتیاج من و اشتیاق توست

قشلاق کرده ام به تو از دست زندگی
چندی ست پایتخت جهانم، اتاق توست

#علیرضا_بدیع
🍏🍎🍃
بلال بلال
الهه بختیاری
🎼❤️🎼


🍏🍎🍃


هزار عزیزم
دریغ که شما را ندیدم . دریغ که ( خورشید ) را حتی به اندازه همان یک پنجشنبه که به لاهیجان آمده بود ندیدم . و چه بسیار دریغ و دریغا و دریغ دیگر ...
در نامه‌ات نوشته ای«مرگ، این باور سیاه» از این بگذریم که باید اجازه دهی نام یکی از نوشته هایم را، آن، بنامم ...به راستی فکر کردم که چرا نباید پس از مرگ عزیزی، چنان دنیا، آبی بنماید که سوگواران سفید بپوشند؟ از کجا معلوم آنکه از دست ما می رود خود سرشار از لذت نباشد و پر از آبی های یک دیدار ؟ از چیست که برای ما ، ماندگان ، مرگ ، این چنین باوری است که همه در سیاهی آن تردید نداریم؟


📃 از میان نامه ها
بیژن نجدی به علی مسعود هزارجریبی

🍏🍎🍃
نشکن دلمو - محسن یگانه، محسن چاوشی
T.me/StoryeKhas
🎵 نشڪن دلمو
👤 محسن یگانه، محسن چاوشے

🍏🍎🍃
۰

ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی

آهنگ به جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی


👤#انوری
🍏🍎🍃
۰
نیمی از سنگ‌ها، صخره‌ها، کوهستان را گذاشته‌ام
با دره‌هایش، پیاله‌های شیر، به خاطر پسرم
نیم دیگر کوهستان، وقف باران است
دریای آبی و آرام را
با فانوس روشن دریایی را می‌بخشم به همسرم….
رنگ‌ها، کاشی‌ها، گنبدها
به یوزپلنگانی
که با من دویده‌اند ...


👤# بیژن نجدی
🍏🍎🍃


من در تو گریزان شدم
از فتنهٔ خویش


من آن توام
مرا به من باز مده ...


#مولانای_جان
🍏🍎🍃
۰
هنوز صبحانه تمام نشده
طوفانی که در راه بود سر رسید.

آنتوان در حالی که به پنجره رو به پارک تکیه داده بود گفت:
امروز یک روز قشنگ بارانی است.

درست وقتی که هلن حس می‌کرد پشت میله‌های باران زندانی است و مجبور است ساعات کسالت‌آوری را بگذراند،
آنتوان با چنان ولعی روز را آغاز می‌کرد که انگار با اسمانی آبی و درخشان طرف است. امروز یک روز قشنگ بارانی است.

هلن از او پرسید:
چطور یک روز بارانی می‌تواند زیبا باشد.

آنتوان هم برایش تعریف کرد:
از رنگ‌های گوناگونی که آسمان، درختان و سقف خانه‌ها به خود می‌گیرد و آن‌ها عنقریب وقت گردش خواهند دید، از نیروی وحشی اقیانوس، از چتری که آن‌ها را هنگام قدم زدن به هم نزدیک‌تر می‌کند، از شادی پناه بردن به اتاق برای صرف یک چای داغ.

هلن گوش می‌داد.
سعادتی که آنتوان حس می‌کرد از نظر هلن فردی و انتزاعی می‌نمود، حسش نمی‌کرد.

با این حال خوشبختی انتزاعی
بهتر از نبودن خوشبختی است...

یک روز قشنگ بارانی | #اریک‌امانوئل_اشمیت
🍏🍎🍃