Quizas Quizas Quizas
@Musicee_Khas
🎼❤️🎼
🎼#Quizas/اسپانیایی
زندگی برای اینکه
یکبار دوستت داشته باشم
خیلی کوتاهه، قول میدم
تو زندگی بعدی هم دنبالت بگردم!...
#شکسپیر
🍏🍎🍃
🎼#Quizas/اسپانیایی
زندگی برای اینکه
یکبار دوستت داشته باشم
خیلی کوتاهه، قول میدم
تو زندگی بعدی هم دنبالت بگردم!...
#شکسپیر
🍏🍎🍃
❤1
○
رد می شوی .... سدّت اگر ديوار چین باشد
راهت اگر آبستن ِ میدان مین باشد
" آرام" را از روی اقیانوس خود بردار
بگذار یک سونامیِ موج آفرین باشد
طوفان مجوّزهای پی در پی نمیخواهد
باید که نام بعدی باران همین باشد
بر قلّه روزی پرچمت را باد می بوسد
حتی اگر بالاترین جای زمین باشد
آتشفشان شعر را بیدار کن کم کم
تا یادگارت واژه هایی آذرین باشد
گیلاس های دست چین را دیگران بردند
بهتر که سهمت میوه ای بالانشین باشد
حق تو و پروانه های باغ، آزادی است
حتّی اگر از میله ی سرد اوین باشد.
#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
رد می شوی .... سدّت اگر ديوار چین باشد
راهت اگر آبستن ِ میدان مین باشد
" آرام" را از روی اقیانوس خود بردار
بگذار یک سونامیِ موج آفرین باشد
طوفان مجوّزهای پی در پی نمیخواهد
باید که نام بعدی باران همین باشد
بر قلّه روزی پرچمت را باد می بوسد
حتی اگر بالاترین جای زمین باشد
آتشفشان شعر را بیدار کن کم کم
تا یادگارت واژه هایی آذرین باشد
گیلاس های دست چین را دیگران بردند
بهتر که سهمت میوه ای بالانشین باشد
حق تو و پروانه های باغ، آزادی است
حتّی اگر از میله ی سرد اوین باشد.
#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
👍1👏1
●
وقتی شعر مینویسی
آرزو داری
روی زمین یخزدهی ناهموار بمیری
حتی اگر کسی شاهد مرگ تو نباشد
سالها در شعر و سکوت آزمودهای
باید چراغی را در شعر روشن کنی
و در روشنایی چراغ
در کنار شعر جان بدهی
مهم نیست
در هنگام جان دادن
صبح باشد
شب باشد
زمستان باشد
پاییز باشد
بهار باشد
هنگام جان دادن
تو نظم فصلها را
به هم میریزی!
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
وقتی شعر مینویسی
آرزو داری
روی زمین یخزدهی ناهموار بمیری
حتی اگر کسی شاهد مرگ تو نباشد
سالها در شعر و سکوت آزمودهای
باید چراغی را در شعر روشن کنی
و در روشنایی چراغ
در کنار شعر جان بدهی
مهم نیست
در هنگام جان دادن
صبح باشد
شب باشد
زمستان باشد
پاییز باشد
بهار باشد
هنگام جان دادن
تو نظم فصلها را
به هم میریزی!
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
👍1
○
تنها کاری که باید انجام دهیم این است که درک کنیم همهمان بنا به دلیلی به این جهان آمدهایم !
که باید نسبت به آن خود را متعهد کنیم ...!
آنگاه هست که میتوانیم بر رنجهای بزرگ و کوچک خود بخندیم و بدون ترس پیش برویم !
و آگاه باشیم که در هر گام ما مقصودی و منظوری نهفته است ...
✍🏾 #پائولو_کوئیلو
📕 ساحره پورتوبلو
🍏🍎🍃
تنها کاری که باید انجام دهیم این است که درک کنیم همهمان بنا به دلیلی به این جهان آمدهایم !
که باید نسبت به آن خود را متعهد کنیم ...!
آنگاه هست که میتوانیم بر رنجهای بزرگ و کوچک خود بخندیم و بدون ترس پیش برویم !
و آگاه باشیم که در هر گام ما مقصودی و منظوری نهفته است ...
✍🏾 #پائولو_کوئیلو
📕 ساحره پورتوبلو
🍏🍎🍃
Julio Iglesias - Por Un Poco De Tu Amor
🎼❤️🎼
🗣#خولیو_ایگلسیاس
🎼برای اندکی از عشق تو
---------------------------
شاید نتوان؛
در تلاطمِ امواجِ
دریایِ ناگشوده یِ
چشم هایش غرق شد
شاید نشود گرمایِ دست های اش را؛ از نزدیک حس کرد
آری ..شاید نشود؛ فنجانی چای با او نوشید
ولی می توان؛
ترانه ای .. شعری ...
یادی و لبخندی را ...
در آغوشِ خیال او داشت؛
و بگویی با خود؛
زندگی حتا؛ با حسِ
عاشقی هم؛ زیباست ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣#خولیو_ایگلسیاس
🎼برای اندکی از عشق تو
---------------------------
شاید نتوان؛
در تلاطمِ امواجِ
دریایِ ناگشوده یِ
چشم هایش غرق شد
شاید نشود گرمایِ دست های اش را؛ از نزدیک حس کرد
آری ..شاید نشود؛ فنجانی چای با او نوشید
ولی می توان؛
ترانه ای .. شعری ...
یادی و لبخندی را ...
در آغوشِ خیال او داشت؛
و بگویی با خود؛
زندگی حتا؛ با حسِ
عاشقی هم؛ زیباست ....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🔥1👏1
○
آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
میپژمرد به جان من و خاک میشود؟
آخر چگونه این همه عشاق بیشمار
آواره از دیار
یک روز بیصدا
در کوره راهها همه خاموش میشوند؟
باور کنم که دخترکان سفیدبخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریچهها
چشم انتظار یار سیهپوش میشوند؟
باور نمیکنم که عشق نهان میشود به گور
✍#سیاوش کسرایی
🍏🍎🍃
آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
میپژمرد به جان من و خاک میشود؟
آخر چگونه این همه عشاق بیشمار
آواره از دیار
یک روز بیصدا
در کوره راهها همه خاموش میشوند؟
باور کنم که دخترکان سفیدبخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریچهها
چشم انتظار یار سیهپوش میشوند؟
باور نمیکنم که عشق نهان میشود به گور
✍#سیاوش کسرایی
🍏🍎🍃
👍1
○
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت : "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید !"
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم !
📚#هنوز در سفرم
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سرگذر گفت : "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید !"
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم !
📚#هنوز در سفرم
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
👍1
○
کسانی هستند که خوش دارند چهرهای به خود بگیرند و بر آناند که فضیلت نوعی چهره گرفتن است.
زانو هاشان همیشه در پیشگاهِ فضیلت بر زمین است و دستانشان در ستایشِ آن بر آسمان. امّا دلِشان از آن بیخبر.
✍🏽 #فریدریش_نیچه
📕 چنین گفت زرتشت
🍏🍎🍃
کسانی هستند که خوش دارند چهرهای به خود بگیرند و بر آناند که فضیلت نوعی چهره گرفتن است.
زانو هاشان همیشه در پیشگاهِ فضیلت بر زمین است و دستانشان در ستایشِ آن بر آسمان. امّا دلِشان از آن بیخبر.
✍🏽 #فریدریش_نیچه
📕 چنین گفت زرتشت
🍏🍎🍃
👍1
○
روان باش که پرندگان چنیناند و گیاهان چنیناند.
چون به درخت رسیدی، به تماشا بمان. تماشا تو را به آسمان خواهد برد.
در زمانهٔ ما نگاه کردن نیاموختهاند و درخت جز آرایش خانه نیست و هیچ کس گلهای حیاط همسایه را باور ندارد. پیوندها گسسته. کسی در مهتاب راه نمیرود و از پرواز کلاغی هشیار نمیشود و خدا را کنار نرده ایوان نمیبیند و ابدیت را در جام آب خوری نمییابد.
در چشمها شاخه نیست. در رگها آسمان نیست. در این زمانه درختها از مردمان خرمترند. کوه ها از آرزوها بلندترند. نیها از اندیشهها راست ترند. برفها از دلها سپیدترند.
خرده مگیر. روزی خواهد رسید که من بروم خانه همسایه را آب پاشی کنم و تو به کاج همسایه سلام کنی و سارها بر خوان ما بنشینند و مردمان مهربانتر از درخت شوند...
اینک رنجه مشو اگر در مغازهها پای گلها بهای آن را مینویسند و خروس را پیش از سپیده دم سر میبرند و اسب را به گاری میبندند وخوراک مانده را به گدا میبخشند و...
چنین نخواهد ماند.
بر بلندای خود بالا رو و سپیدهدم خود را چشم براه باش. جهان را نوازش کن. دریچه را بگشا. پیچک راببین. بر روشنی بپیچ.
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
روان باش که پرندگان چنیناند و گیاهان چنیناند.
چون به درخت رسیدی، به تماشا بمان. تماشا تو را به آسمان خواهد برد.
در زمانهٔ ما نگاه کردن نیاموختهاند و درخت جز آرایش خانه نیست و هیچ کس گلهای حیاط همسایه را باور ندارد. پیوندها گسسته. کسی در مهتاب راه نمیرود و از پرواز کلاغی هشیار نمیشود و خدا را کنار نرده ایوان نمیبیند و ابدیت را در جام آب خوری نمییابد.
در چشمها شاخه نیست. در رگها آسمان نیست. در این زمانه درختها از مردمان خرمترند. کوه ها از آرزوها بلندترند. نیها از اندیشهها راست ترند. برفها از دلها سپیدترند.
خرده مگیر. روزی خواهد رسید که من بروم خانه همسایه را آب پاشی کنم و تو به کاج همسایه سلام کنی و سارها بر خوان ما بنشینند و مردمان مهربانتر از درخت شوند...
اینک رنجه مشو اگر در مغازهها پای گلها بهای آن را مینویسند و خروس را پیش از سپیده دم سر میبرند و اسب را به گاری میبندند وخوراک مانده را به گدا میبخشند و...
چنین نخواهد ماند.
بر بلندای خود بالا رو و سپیدهدم خود را چشم براه باش. جهان را نوازش کن. دریچه را بگشا. پیچک راببین. بر روشنی بپیچ.
✍#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
👍1