○
آنقدر برده بودمت به گذشته
که انگار دیگر نمیشناختمت
هر چیز قاعدهای دارد
جز عشق
و عشق،
انگار تا ابد بیقاعده است!
---------🎂
رضا براهنی شاعر، داستاننویس و منتقد برجستهٔ ایرانی، و فعال سیاسی اهل ایران بود. او عضو هیئت مؤسس کانون نویسندگان ایران و همچنین رئیس انجمن قلم کانادا بود. بسیاری از آثار او به زبانهای مختلف از جمله انگلیسی، سوئدی و فرانسوی ترجمه شدهاست.
تاریخ تولد: ۱۳ دسامبر ۱۹۳۵، تبریز
فوت: ۲۵ مارس ۲۰۲۲، تورنتو، کانادا
رضا براهنی (Reza Baraheni) به عنوان شاعر و ناقد ادبی چپگرا در سال ۱۳۱۴ در تبریز به دنیا آمد. دارای درجه دکترای در رشته زبان و ادبیات انگلیسی است و نیز از اعضا و بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود. او با نوشتن «کتاب چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم» و نیز اشعار مجموعه «خطاب به پروانهها» سبک شعر ستمدرن فارسی را شروع کرد. بسیاری اشعار رضا براهنی را در شعر معاصر فارسی پیشرو و مدرن می شناسند
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
آنقدر برده بودمت به گذشته
که انگار دیگر نمیشناختمت
هر چیز قاعدهای دارد
جز عشق
و عشق،
انگار تا ابد بیقاعده است!
---------🎂
رضا براهنی شاعر، داستاننویس و منتقد برجستهٔ ایرانی، و فعال سیاسی اهل ایران بود. او عضو هیئت مؤسس کانون نویسندگان ایران و همچنین رئیس انجمن قلم کانادا بود. بسیاری از آثار او به زبانهای مختلف از جمله انگلیسی، سوئدی و فرانسوی ترجمه شدهاست.
تاریخ تولد: ۱۳ دسامبر ۱۹۳۵، تبریز
فوت: ۲۵ مارس ۲۰۲۲، تورنتو، کانادا
رضا براهنی (Reza Baraheni) به عنوان شاعر و ناقد ادبی چپگرا در سال ۱۳۱۴ در تبریز به دنیا آمد. دارای درجه دکترای در رشته زبان و ادبیات انگلیسی است و نیز از اعضا و بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود. او با نوشتن «کتاب چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم» و نیز اشعار مجموعه «خطاب به پروانهها» سبک شعر ستمدرن فارسی را شروع کرد. بسیاری اشعار رضا براهنی را در شعر معاصر فارسی پیشرو و مدرن می شناسند
زاد روزش گرامی 🎂
🍏🍎🍃
Tuğba Yurt - Aşk Ateşi
🎼❤️🎼
انقدر برده
بودمت به گذشته
که انگار
دیگر نمیشناختمت
هر چیز قاعدهای دارد
جز عشق
و عشق،
انگار تا ابد بیقاعده است!
✍#رضا_براهنی
🍏🍎🍃
انقدر برده
بودمت به گذشته
که انگار
دیگر نمیشناختمت
هر چیز قاعدهای دارد
جز عشق
و عشق،
انگار تا ابد بیقاعده است!
✍#رضا_براهنی
🍏🍎🍃
👍1
○
بمن بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟
بمن بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها
بمن بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
#رضا_براهنی
زاد روزش_ گرامی
🍏🍎🍃
بمن بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه ها؟
بمن بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم هاست بر درختها
بمن بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
#رضا_براهنی
زاد روزش_ گرامی
🍏🍎🍃
👍1
Yek Asheghaneye Aram
Nader Ebrahimi
○
این عشق
به این سختی
به این تردی
به این نازکی
به این نومیدی،
این عشق
به زیبایی روز و
به زشتی زمان
وقتی که زمانه بد است،
این عشق
این اندازه حقیقی
این عشق
به این زیبایی به این خجستهگی به این شادی و
این اندازه ریشخندآمیز
لرزان از وحشت چون کودکی درظلمات
و این اندازه متکی به خود
آرام، مثل مردی در دل شب،
این عشقی که وحشت به جان دیگران میاندازد
به حرفشان میآورد
و رنگ از رخسارشان میپراند،
این عشقِ بُزخو شده - چرا که ما خود در کمینشیم-
این عشقِ جرگه شده زخم خورده پامال شده پایان یافته انکارشده از یاد رفته
- چرا که ما خود جرگهاش کردهایم زخمش زدهایم پامالش کردهایم تمامش کردهایم منکرش شدهایم از یادش بردهایم،
این عشقِ دست نخورده هنوز این اندازه زنده و سراپا آفتابی
از آنِ توست از آنِ من است
این چیزِ همیشه تازه که تغییری نکرده است،
واقعی است مثل گیاهی
لرزان است مثل پرندهیی
به گرمی و جانبخشیِ تابستان.
ما دو میتوانیم برویم و برگردیم
میتوانیم از یاد ببریم و بخوابیم
بیدار شویم و رنج بکشیم و پیر بشویم
دوباره بخوابیم و خوابِ مرگ ببینیم
بیدار شویم و بخوابیم و بخندیم و جوانی از سر بگیریم،
اما عشقمان به جا میماند
لجوج مثل موجود بیادراکی
زنده مثل هوس
ستمگر مثل خاطره
ابله مثل حسرت
مهربان مثل یادبود
به سردیِ مرمر
به زیباییِ روز
به تردیِ کودک
لبخندزنان نگاهمان میکند و
خاموش باما حرف میزند
ما لرزان به او گوش میدهیم
و به فریاد در میآییم
برای تو و
برای خودمان،
به خاطر تو، به خاطر من
و به خاطر همهی دیگران که نمیشناسیمشان
دست به دامنش میشویم استغاثهکنان
که بمان
همان جا که هستی
همان جا که پیش از این بودی،
حرکت مکن
مرو
بمان
ماکه عشق آشناییم از یادت نبردهایم
تو هم از یادمان نبر
جز تو در عرصهی خاک کسی نداریم
نگذار سرد شویم
هر روز و از هر کجا که شد
ازحیات نشانهیی به ما برسان
دیر ترک، از کنجِ بیشهیی در جنگلِ خاطرهها
ناگهان پیدا شو
دست به سوی ما دراز کن و
نجاتمان بده.
✍#ژاک_پرهور
برگردان از #احمد شاملو
🍏🍎🍃
این عشق
به این سختی
به این تردی
به این نازکی
به این نومیدی،
این عشق
به زیبایی روز و
به زشتی زمان
وقتی که زمانه بد است،
این عشق
این اندازه حقیقی
این عشق
به این زیبایی به این خجستهگی به این شادی و
این اندازه ریشخندآمیز
لرزان از وحشت چون کودکی درظلمات
و این اندازه متکی به خود
آرام، مثل مردی در دل شب،
این عشقی که وحشت به جان دیگران میاندازد
به حرفشان میآورد
و رنگ از رخسارشان میپراند،
این عشقِ بُزخو شده - چرا که ما خود در کمینشیم-
این عشقِ جرگه شده زخم خورده پامال شده پایان یافته انکارشده از یاد رفته
- چرا که ما خود جرگهاش کردهایم زخمش زدهایم پامالش کردهایم تمامش کردهایم منکرش شدهایم از یادش بردهایم،
این عشقِ دست نخورده هنوز این اندازه زنده و سراپا آفتابی
از آنِ توست از آنِ من است
این چیزِ همیشه تازه که تغییری نکرده است،
واقعی است مثل گیاهی
لرزان است مثل پرندهیی
به گرمی و جانبخشیِ تابستان.
ما دو میتوانیم برویم و برگردیم
میتوانیم از یاد ببریم و بخوابیم
بیدار شویم و رنج بکشیم و پیر بشویم
دوباره بخوابیم و خوابِ مرگ ببینیم
بیدار شویم و بخوابیم و بخندیم و جوانی از سر بگیریم،
اما عشقمان به جا میماند
لجوج مثل موجود بیادراکی
زنده مثل هوس
ستمگر مثل خاطره
ابله مثل حسرت
مهربان مثل یادبود
به سردیِ مرمر
به زیباییِ روز
به تردیِ کودک
لبخندزنان نگاهمان میکند و
خاموش باما حرف میزند
ما لرزان به او گوش میدهیم
و به فریاد در میآییم
برای تو و
برای خودمان،
به خاطر تو، به خاطر من
و به خاطر همهی دیگران که نمیشناسیمشان
دست به دامنش میشویم استغاثهکنان
که بمان
همان جا که هستی
همان جا که پیش از این بودی،
حرکت مکن
مرو
بمان
ماکه عشق آشناییم از یادت نبردهایم
تو هم از یادمان نبر
جز تو در عرصهی خاک کسی نداریم
نگذار سرد شویم
هر روز و از هر کجا که شد
ازحیات نشانهیی به ما برسان
دیر ترک، از کنجِ بیشهیی در جنگلِ خاطرهها
ناگهان پیدا شو
دست به سوی ما دراز کن و
نجاتمان بده.
✍#ژاک_پرهور
برگردان از #احمد شاملو
🍏🍎🍃
👍1
Gipsy Kings•Amor mio عشق من
@best_stories
🎼❤️🎼
🗣#Gipsy_Kings
🎼#Gitano Soy
ای عشق من،
من لحظه ها را خواهم شمرد
تا اینکه تو را ببینم
برگرد زیرا من دیگر باز
نخواهم گشت ....
🍏🍎🍃
🗣#Gipsy_Kings
🎼#Gitano Soy
ای عشق من،
من لحظه ها را خواهم شمرد
تا اینکه تو را ببینم
برگرد زیرا من دیگر باز
نخواهم گشت ....
🍏🍎🍃
❤1
○
حالا که کار سیاسی و ریختن به خیابانها هزینه دارد و شاید ناممکن باشد، قدم به عرصه پیشا_سیاسی بگذارید و با زیستن در دایره حقیقت، رژیم ها را از قدرتمندترین سلاحش، -"دروغ"-، محروم بکنید.
رژیم های مستبد، در واقع بناهایی هستند ساخته شده بر ستونهای دروغ، و تا زمانی دوام خواهند آورد که مردم حاضر باشند زیر سقف دروغ زندگی کنند. من اعتقاد ندارم فقط کسانی که فعال سیاسیاند و علیه رژیم ها میجنگند شایسته ستایش هستند. برای این افراد ارزش بسیار قایلم اما کسان دیگری هم هستند که شایسته ستایشند.کسانی که تصمیم گرفتهاند از این پس در هیچ حرکتی که در آن رگهای از دروغ و ناراستی باشد شرکت نکنند.
من از شما که از کار سیاسی پرمخاطره بیمناک ید، یک درخواست دارم: قد راست کنید و به فردیت خودتان کرامت بیشتری ببخشید و به حقیقت خدمت کنید تا رژیم های دروغ فروریزند.
✍#واتسلاف_هاول
📕#قدرت بی قدرتان
ترجمه: احسان کیانی
🍏🍎🍃
حالا که کار سیاسی و ریختن به خیابانها هزینه دارد و شاید ناممکن باشد، قدم به عرصه پیشا_سیاسی بگذارید و با زیستن در دایره حقیقت، رژیم ها را از قدرتمندترین سلاحش، -"دروغ"-، محروم بکنید.
رژیم های مستبد، در واقع بناهایی هستند ساخته شده بر ستونهای دروغ، و تا زمانی دوام خواهند آورد که مردم حاضر باشند زیر سقف دروغ زندگی کنند. من اعتقاد ندارم فقط کسانی که فعال سیاسیاند و علیه رژیم ها میجنگند شایسته ستایش هستند. برای این افراد ارزش بسیار قایلم اما کسان دیگری هم هستند که شایسته ستایشند.کسانی که تصمیم گرفتهاند از این پس در هیچ حرکتی که در آن رگهای از دروغ و ناراستی باشد شرکت نکنند.
من از شما که از کار سیاسی پرمخاطره بیمناک ید، یک درخواست دارم: قد راست کنید و به فردیت خودتان کرامت بیشتری ببخشید و به حقیقت خدمت کنید تا رژیم های دروغ فروریزند.
✍#واتسلاف_هاول
📕#قدرت بی قدرتان
ترجمه: احسان کیانی
🍏🍎🍃
👍2
Taryagh
Mohsen Chavoshi
🎼❤️🎼
🗣#محسن_چاوشی
--------------------------
در دیده من اندرآ
وز چشم من بنگر مرا
زیرا برون از دیدهها
منزلگهی بگزیدهام
تو مست مست سرخوشی
من مست بیسر سرخوشم
تو عاشق خندان لبی
من بیدهان خندیدهام
من طرفه مرغم کز چمن
با اشتهای خویشتن
بیدام و بیگیرندهای
اندر قفس خیزیدهام
زیرا قفس با دوستان
خوشتر ز باغ و بوستان...
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
🗣#محسن_چاوشی
--------------------------
در دیده من اندرآ
وز چشم من بنگر مرا
زیرا برون از دیدهها
منزلگهی بگزیدهام
تو مست مست سرخوشی
من مست بیسر سرخوشم
تو عاشق خندان لبی
من بیدهان خندیدهام
من طرفه مرغم کز چمن
با اشتهای خویشتن
بیدام و بیگیرندهای
اندر قفس خیزیدهام
زیرا قفس با دوستان
خوشتر ز باغ و بوستان...
✍#مولانای_جان
🍏🍎🍃
👍1
بیژن مرتضوی♡بیکلام ویالون
:ID☞@musiccanal1📥
🎼❤️🎼
🎼🎻بیژن_مرتضوی
....................................
موسیقی؛
قلب ات را لمس می کند
روح ات را پرواز می دهد
و عشق را؛
به تک تک سلول های تن ات
هدیه می کند
موسیقی؛
بال پرواز یقین است
در عرش کبریایی؛
راز ها و نیاز ها...
موسیقی ؛
واج هایِ سرگردانِ
حرف حرفِ اسم قشنگ توست؛
که در رویایِ حضورت؛
در خواب و بیداری ام
جاری ست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
13 دسامبر🎻
روز جهانی ویولن گرامی باد
🍏🍎🍃
🎼🎻بیژن_مرتضوی
....................................
موسیقی؛
قلب ات را لمس می کند
روح ات را پرواز می دهد
و عشق را؛
به تک تک سلول های تن ات
هدیه می کند
موسیقی؛
بال پرواز یقین است
در عرش کبریایی؛
راز ها و نیاز ها...
موسیقی ؛
واج هایِ سرگردانِ
حرف حرفِ اسم قشنگ توست؛
که در رویایِ حضورت؛
در خواب و بیداری ام
جاری ست!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
13 دسامبر🎻
روز جهانی ویولن گرامی باد
🍏🍎🍃
👍1🔥1
○
درد، نخى جدانشدنى از بافتهى زندگى است و تلاش براى بيرون كشيدن آن، باعث مىشود همهى بافته بشكافد.
تلاش براى اجتناب از درد، يعنى داشتنِ دغدغهى بيش از اندازه براى درد.
✍#مارك_منسن
🍏🍎🍃
درد، نخى جدانشدنى از بافتهى زندگى است و تلاش براى بيرون كشيدن آن، باعث مىشود همهى بافته بشكافد.
تلاش براى اجتناب از درد، يعنى داشتنِ دغدغهى بيش از اندازه براى درد.
✍#مارك_منسن
🍏🍎🍃
👍1
○
زهر آگین ترین نیش؛
نیشِ زخمِ زبانِ
عزیز ترین کسی است ...
که به آرزویِ
نوشِ حضورش
تلخکامی ها را
تحمل کرده ای .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
زهر آگین ترین نیش؛
نیشِ زخمِ زبانِ
عزیز ترین کسی است ...
که به آرزویِ
نوشِ حضورش
تلخکامی ها را
تحمل کرده ای .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍2