معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
💫


الهی در جلال رحمانی،
در کمال سبحانی، نه محتاج
زمانی، و نه آرزومند مکانی،

نه کس بتو ماند و نه به کسی مانی، پیداست که در میان جانی،
بلکه جان زنده به چیزی است؛
که تو آنی...

#خواجه_عبداله_انصاری
🍏🍎🍃
🤲
Childhood Remembered
Kevin Kern
🎼❤️🎼

🎼 Childhood Remember
🎵 Kevin Kern

ای کاش
آن کوچه را دوباره ببینم آنجا که ناگهان
یک روز نام کوچکم از دستم افتاد
و لابه لای خاطره ها گم شد
آنجا که
یک کودک غریبه
با چشم های کودکی من نشسته است
از دور
لبخند او چه قدر شبیه من است...

#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃

 با نام‌ و یاد حضرت دوست

🗓 امروز‌ یکشنبه 🐇🦩

☀️  ۵ آذرماه   ‌      ۱۴۰۲
🌙  ۱۲ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲  ۲۶ نوامبر     ۲۰۲۳
..........🍂......🍂.......

لحظه لحظه های برگ ریزان زیبا
به عشق و استجابت آرزوهایتان
قلب تان لبریز از عشق و امید...

🍏🍎🍃
📆
‌○

تا وقتی انسان‌ها بتوانند هر روز صبح پنجره‌هایشان را به‌ روی پرندگانی که می‌خوانند بگشایند...
دیگر منتظر چه اتفاقی هستند؟
دیگر از دنیا چه می‌خواهند؟


📚 #مردی_با_کبوتر
#رومن_گاری
🍏🍎🍃
🎂


شاید خداوند در هیچ جای دیگر هستی، مثل معصومیت کودکی، خودش را این گونه آشکار نکرده باشد!
من گاهی از شدت وضوح خداوند در کودکان، پرهراس می شوم و دلم شروع می کند به تپیدن.

دلم آن قدر بلند بلند می تپد که بهت زده می دوم تا از لای انگشتان کودکان خداوند را برگیرم.

📕روی_ماه_خداوند_را_ببوس
#مصطفی_مستور
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


𝙇𝙞𝙛𝙚 𝙞𝙨 𝙡𝙞𝙠𝙚 𝙖 𝙢𝙞𝙧𝙧𝙤𝙧;
𝙬𝙚 𝙜𝙚𝙩 𝙩𝙝𝙚 𝙗𝙚𝙨𝙩 𝙧𝙚𝙨𝙪𝙡𝙩𝙨
𝙬𝙝𝙚𝙣 𝙬𝙚 𝙨𝙢𝙞𝙡𝙚 𝙖𝙩 𝙞𝙩.

زندگی مانند یک آینه است،
زمانی که به آن لبخند بزنی
بهترین نتایج را به دست خواهی آورد.


  " پل شناور چین "

‌‌‌‌🍏🍎🍃
1
Bii Gonah
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼

🗣#علیرضا_قربانی
🎼#بی_گناه
.................


فتنه‌ی‌ چشم تو
چندان ره بیداد گرفت
که شکیبِ دل من
دامن فریاد گرفت..!

#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


#فیلم_کوتاه Le miroir (آینه)
کارگردان‌: لورنت فوشر
فیلمبردار: هانس مییر
محصول ۲۰۱۰ فرانسه
زبان: صامت
برنده چندین جایزه بین المللی
....................

زندگی؛
شمعی است؛ روشن
چون کبوتر بچه ای در دست هایِ
بیقرارِ  باد
خاطراتی؛ شاد و ناشاد!

زیر باران؛
در گذر از فصل هایی رفته از یاد
لحظه را؛  دریاب؛
شاد و ناشاد ...  در گذر از باد
می روی؛ یکباره  از یاد!!.....


#فرح_فریماااا_معمای_عشق
‌‌🍏🍎🍃
👍1
موزیک بندری شاد جدید تو مثل گلی ناز و خوشگلی | آهنگ عروسی ایرانی…
🎼❤️🎼

سلام بر تو ...
که یادت؛ تلاوتِ
قطره قطره هایِ باران است

سلام بر تو ...
که نام ات
آیه آیه هایِ مصحفِ عشق است

سلام بر تو ...‌
که ابدیتِ شکوهِ چشمان ات؛
طلوع باورِ یک صبحِ
جاوید است!!...

#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


سابقه نداشت مرغان دریایی در پاسخ به «شورای بزرگ» سخنی بگویند و اعتراض بکنند، ولی صدای جاناتان بلند شد.

چنین خروشید:
«بی‌مسئولیتی؟
برادران! رفتار چه کسی مسئولانه‌تر است از مرغی دریایی که برای زندگی مفهومی والاتر و مقصودی برتر یافته و از پی آنها می‌رود؟
هزاران سال دنبال کله‌ی ماهی‌ها به هر کنج و گوشه‌ای سرک کشیده‌ام،
ولی حالا دلیلی برای زیستن داریم:
یادگیری، کشف، نیل به آزادی!»...

#ریچارد_باخ
#جاناتان_مرغ_دریایی
🍏🍎🍃
1


"کرتیر" روحانی بسيار پرنفوذ ساسانی بود که مسیحیان، یهودیان و برهمنیان داخل کشور را به قتل رساند و مانی و پیروان او را نيز دستگیر كرد و کشت؛

او لقب بزرگ ترین؛
قاضی ساسانیان را داشت.

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


بهتر است به واقعیّت نزدیک نشویم، تهِ چیزها را نبینیم. در بچّگی برایم عروسکی خریدند، موهای بور لوله لوله داشت، چشم‌های فیروزه‌یی، به قشنگی رؤیا بود، با فشردن پهلوها می‌خندید و گریه می‌کرد، می‌گذاشتمش روی طاقچه، از دور نگاهش می‌کردم، تا روزی شیطان به جلدم رفت، با کارد شکم عروسکم را جر دادم. می‌خواستم راز گریه و خنده‌ی او را بدانم، آن وسط به‌جز یک مُشت پوشال و جعبه‌یی کوکی چیزی ندیدم؛ خیال‌بافی‌ها همه دود شد و هوا رفت، عروسک آش و لاش را با سرخوردگی دور انداختم. سرچشمه‌ی شادی‌ام را با دست خودم نابود کردم. افسوس!

از این تجربه چیزی نیاموختم؛ در سراسر زندگی، کنجکاوی ابتدایی، مثل بویی ناخوشایند، دنبالم می‌کرد. با دیدن هر چیز زیبا، شکوهمند و حتّی مقدّس، آرام نمی‌گرفتم، آن‌قدر جلو می‌رفتم تا جعبه‌ی زنگ‌خورده را پیدا کنم، یا در خیالم بسازم. نگاه کردن و ستودن برای غرورم کم بود، از فرزانگی فاصله داشتم، به توحّش و خودخواهی نزدیک.

شکست‌های پی‌درپی و پریشانی‌ها حاصل همین ولع بود. بعدها به‌زحمت یاد گرفتم فقط نگاه کنم، زرنگی‌های عامیانه را به حساب هوش نگذارم؛ حیف که دیگر دیر شده بود. با هر تجربه، پاره‌یی از ایمانم را جایی گذاشته بودم. حالا یک چیز را می‌خواهم: روی قلّه‌های دوردست ایستادن و نگاه کردن؛ تنها این نوع دوست‌داشتن، نجات‌دهنده است.

#غزاله_علیزاده
📕#خانه‌ی_ادریسیها
🍏🍎🍃
1