How Can I Keep from Singing?
Enya
🎼❤️🎼
▪️ما همه بیان و تجلی یک واقعیتیم...
▪️آوازهای مختلف یک خوانندهایم...
▪️رقصهای مختلف یک رقصندهایم...
🎨ما نقاشیهای متفاوتیم، در حالیکه نقاش یکی است.
👤#اشو
🍏🍎🍃
▪️ما همه بیان و تجلی یک واقعیتیم...
▪️آوازهای مختلف یک خوانندهایم...
▪️رقصهای مختلف یک رقصندهایم...
🎨ما نقاشیهای متفاوتیم، در حالیکه نقاش یکی است.
👤#اشو
🍏🍎🍃
👍1
○
سیذارتا به مرد گیل کش گفت: «رودخانه زیبایی است.» گیل کش گفت: «آری رودخانه بسیار زیبایی است. از همه چیز بیشتر دوستش دارم. چه بسیار به آن گوش داده ام، به آن خیره شده ام و همواره چیزی از آن آموخته ام. از رودخانه بسیار چیزها می توان آموخت.» سیذارتا گفت: «ای نیکمرد، ترا سپاس می گزارم» و بر کناره دیگر فرود آمد و گفت: «بدبختانه نه چیزی با خود دارم که به تو بدهم نه مزدی. من بی خانمانم، پسر برهمنم، شمنم.» گیل کش گفت: «این پیدا بود، و من از تو چیزی یا مزدی چشم نداشتم. بار دیگر آن را به من خواهی داد.» سیذارتا به خوشدلی پرسید: «چنین گمان داری؟» گیل کش گفت: «بی گمان. این را نیز از رودخانه آموخته ام. همه چیز باز می گردد. تو ای شمن باز خواهی آمد. اکنون بدرود! همان دوستی تو نزد من باشد! کاش هنگام قربانی دادن به خدایان یاد من باشی!»
.............
می توان به گدایی مهر رفت، می توان مهر را خرید یا پیشکش گرفت یا در کوچه یافت اما مهر را هرگز نمی توان از کسی دزدید.
✍# هرمان هسه
📕 #سیذارتا
🍏🍎🍃
سیذارتا به مرد گیل کش گفت: «رودخانه زیبایی است.» گیل کش گفت: «آری رودخانه بسیار زیبایی است. از همه چیز بیشتر دوستش دارم. چه بسیار به آن گوش داده ام، به آن خیره شده ام و همواره چیزی از آن آموخته ام. از رودخانه بسیار چیزها می توان آموخت.» سیذارتا گفت: «ای نیکمرد، ترا سپاس می گزارم» و بر کناره دیگر فرود آمد و گفت: «بدبختانه نه چیزی با خود دارم که به تو بدهم نه مزدی. من بی خانمانم، پسر برهمنم، شمنم.» گیل کش گفت: «این پیدا بود، و من از تو چیزی یا مزدی چشم نداشتم. بار دیگر آن را به من خواهی داد.» سیذارتا به خوشدلی پرسید: «چنین گمان داری؟» گیل کش گفت: «بی گمان. این را نیز از رودخانه آموخته ام. همه چیز باز می گردد. تو ای شمن باز خواهی آمد. اکنون بدرود! همان دوستی تو نزد من باشد! کاش هنگام قربانی دادن به خدایان یاد من باشی!»
.............
می توان به گدایی مهر رفت، می توان مهر را خرید یا پیشکش گرفت یا در کوچه یافت اما مهر را هرگز نمی توان از کسی دزدید.
✍# هرمان هسه
📕 #سیذارتا
🍏🍎🍃
❤1👍1
در آغوش تو می میرم
<unknown>
🎼❤️🎼
در آغوش تو می میرم ...
...................
چشمانِ خیسِ
پنجره؛
در قابِ بیقرارِ
خاطره ها؛
چه بیقرار
می بارد
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
در آغوش تو می میرم ...
...................
چشمانِ خیسِ
پنجره؛
در قابِ بیقرارِ
خاطره ها؛
چه بیقرار
می بارد
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
●
آقای نخستوزیر مشروب نمیخورد
آقای نخستوزیر سیگار نمیکشد
آقای نخستوزیر در خانهای کوچک اقامت دارد
ولی بیچارگان حتی خانۀ کوچکی هم ندارند!
کاش گفته میشد:
آقای نخستوزیر مست است
آقای نخستوزیر دودی است
اما حتی یک فقیر میان مردم نیست!
✍#برتولت_برشت
🍏🍎🍃
آقای نخستوزیر مشروب نمیخورد
آقای نخستوزیر سیگار نمیکشد
آقای نخستوزیر در خانهای کوچک اقامت دارد
ولی بیچارگان حتی خانۀ کوچکی هم ندارند!
کاش گفته میشد:
آقای نخستوزیر مست است
آقای نخستوزیر دودی است
اما حتی یک فقیر میان مردم نیست!
✍#برتولت_برشت
🍏🍎🍃
👍1
14مدار صفر درجه,نویسنده احمد محمود,گوینده رضا عمرانی
@behtarinhayesoti
📕✨📕
14 مدار صفر درجه (مجموعه سه جلدی)
قسمت/ چهاردهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
14 مدار صفر درجه (مجموعه سه جلدی)
قسمت/ چهاردهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
Entezar
Alireza Heidari
🎼❤️🎼
کاش پاییز
این همه طولانی نبود....
♪آلبوم "پاییز من"
با اجرای قطعهٔ بیکلام "انتظار"
با هنرمندی "علیرضا حیدری".
Paeize Man
Entezar
Alireza Heidari
1395
🍏🍎🍃
کاش پاییز
این همه طولانی نبود....
♪آلبوم "پاییز من"
با اجرای قطعهٔ بیکلام "انتظار"
با هنرمندی "علیرضا حیدری".
Paeize Man
Entezar
Alireza Heidari
1395
🍏🍎🍃
❤1
○
در ازدحام اين همه ظلمت بي عصا
چراغ را هم از من گرفته اند
اما من
ديوار به ديوار
از لمس معطر ماه
به سايه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد اميد ....
در تکلم کورباش کلمات
چشم هاي خسته مرا از من گرفته اند
اما من
اشاره به اشاره
از حيرت بي باور شب
به تشخيص روشن روز خواهم رسيد
پس زنده باد اميد...
در تحمل بي تاب تشنگي
ميل به طعم باران را از من گرفته اند
اما من
شبنم به شبنم
از دعاي عجيب آب
به کشف بي پايان دريا رسيده ام
پس زنده باد اميد ....
در چه کنم هاي بي رفتن سفر
صبوري سندباد را از من گرفته اند
اما من
گرداب به گرداب
از شوق رسيدن به کرانه موعود
توفان هاي هزار هيولا را طي خواهم کرد
پس زنده باد اميد...
چراغ ها ، چشم ها ، کلمات
باران و کرانه را از من گرفته اند
همه چيز
همه چيز را از من گرفته اند
حتي نوميدي را
پس زنده باد اميد...
✍#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
در ازدحام اين همه ظلمت بي عصا
چراغ را هم از من گرفته اند
اما من
ديوار به ديوار
از لمس معطر ماه
به سايه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد اميد ....
در تکلم کورباش کلمات
چشم هاي خسته مرا از من گرفته اند
اما من
اشاره به اشاره
از حيرت بي باور شب
به تشخيص روشن روز خواهم رسيد
پس زنده باد اميد...
در تحمل بي تاب تشنگي
ميل به طعم باران را از من گرفته اند
اما من
شبنم به شبنم
از دعاي عجيب آب
به کشف بي پايان دريا رسيده ام
پس زنده باد اميد ....
در چه کنم هاي بي رفتن سفر
صبوري سندباد را از من گرفته اند
اما من
گرداب به گرداب
از شوق رسيدن به کرانه موعود
توفان هاي هزار هيولا را طي خواهم کرد
پس زنده باد اميد...
چراغ ها ، چشم ها ، کلمات
باران و کرانه را از من گرفته اند
همه چيز
همه چيز را از من گرفته اند
حتي نوميدي را
پس زنده باد اميد...
✍#سید_علی_صالحی
🍏🍎🍃
❤1
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه 🐇🦩
☀️ ۲۹ آبان ۱۴۰۲
🌙 ۶ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۲۰ نوامبر ۲۰۲۳
قدم های فردا در مسیری سبز
با عشق، امید و شادی...
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ افسونگر
باد...🍂🍁
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز دوشنبه 🐇🦩
☀️ ۲۹ آبان ۱۴۰۲
🌙 ۶ جمادی الاول ۱۴۴۵
🌲 ۲۰ نوامبر ۲۰۲۳
قدم های فردا در مسیری سبز
با عشق، امید و شادی...
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست هایِ افسونگر
باد...🍂🍁
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
●
پیکر زندهیاد دکتر اسلامی نُدوشن وارد ایران شد
▪️آیین یادبود و بدرقه این نابغه فرهنگ و ادب ایرانی، فردا ساعت ۹ صبح در موسسه اطلاعات برگزار میشود.
▫️زندهیاد محمدعلی اسلامی نُدوشن، پنجم اردیبهشت ۱۴۰۱ در تورنتو (کانادا) درگذشت و بنا بر وصیت خود برای خاکسپاری در نیشابور به ایران بازگشت.
🍏🍎🍃
پیکر زندهیاد دکتر اسلامی نُدوشن وارد ایران شد
▪️آیین یادبود و بدرقه این نابغه فرهنگ و ادب ایرانی، فردا ساعت ۹ صبح در موسسه اطلاعات برگزار میشود.
▫️زندهیاد محمدعلی اسلامی نُدوشن، پنجم اردیبهشت ۱۴۰۱ در تورنتو (کانادا) درگذشت و بنا بر وصیت خود برای خاکسپاری در نیشابور به ایران بازگشت.
🍏🍎🍃
❤1