○
همه چیز را
می توان از یک انسان گرفت
مگر یک چیز:
آخرین آزادی بشر را
در گزینش رفتار خود
در هر شرایط موجود و گزینش
راه خود!
📖 #انسان_در_جستجوی_معنی
✍🏻 #ویکتور_فرانکل
🍏🍎🍃
همه چیز را
می توان از یک انسان گرفت
مگر یک چیز:
آخرین آزادی بشر را
در گزینش رفتار خود
در هر شرایط موجود و گزینش
راه خود!
📖 #انسان_در_جستجوی_معنی
✍🏻 #ویکتور_فرانکل
🍏🍎🍃
❤1
○
به دنبال لبخند ناب تو هستم
چنین عمرم را می گذرانم
مرا نه شکوه است
نه گلایه
قلبم اگر یاری کند
برگ های زرد پاییزی را شماره می کنم
که دارند از پاییز جدا می شوند
و به زمستان متصل می شوند
برای زیستن هنوز بهانه دارم
من هنوز می توانم به قلبم که فرسوده است
فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد
به قلبم فرمان می دهم
میوه های زمستانی را برای تابستان ذخیره کنند
تو در تابستان از راه برسی
سبدهای میوه را که وصیت نامه من است
از زمین بی برکت و فرسوده برداری
از قلب بیمارم می خواهم تا آمدن
تو بتپد
✍#احمد_رضا_احمدی
🍏🍎🍃
به دنبال لبخند ناب تو هستم
چنین عمرم را می گذرانم
مرا نه شکوه است
نه گلایه
قلبم اگر یاری کند
برگ های زرد پاییزی را شماره می کنم
که دارند از پاییز جدا می شوند
و به زمستان متصل می شوند
برای زیستن هنوز بهانه دارم
من هنوز می توانم به قلبم که فرسوده است
فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد
به قلبم فرمان می دهم
میوه های زمستانی را برای تابستان ذخیره کنند
تو در تابستان از راه برسی
سبدهای میوه را که وصیت نامه من است
از زمین بی برکت و فرسوده برداری
از قلب بیمارم می خواهم تا آمدن
تو بتپد
✍#احمد_رضا_احمدی
🍏🍎🍃
❤1
○
زمانی که مردم نادان برای اثبات خدایانشان یکدیگر را تکه پاره می کردند من با چهار سیم و یک تکه چوب اصوات خدا را روی کاغذ می نگاشتم ...
#آنتونیو_ویوالدی lآهنگساز بزرگ ایتالیایی دوران باروک)
🍏🍎🍃
زمانی که مردم نادان برای اثبات خدایانشان یکدیگر را تکه پاره می کردند من با چهار سیم و یک تکه چوب اصوات خدا را روی کاغذ می نگاشتم ...
#آنتونیو_ویوالدی lآهنگساز بزرگ ایتالیایی دوران باروک)
🍏🍎🍃
👍1
Concerto for violin, oboe, strings & continuo in B flat major, RV…
Antonio Vivaldi
🎼❤️🎼
اثری از آنتونیو ویوالدی
#موسیقی_کلاسیک
Concerto for violin, oboe, strings & continuo in B flat major, RV…
🍏🍎🍃
اثری از آنتونیو ویوالدی
#موسیقی_کلاسیک
Concerto for violin, oboe, strings & continuo in B flat major, RV…
🍏🍎🍃
👍1
Hüzün
Tual (@InVoidAgain)
🎼❤️🎼
turkis
pop_rock folk
............................
و در دلتنگی ما؛
هیچ دستی دخیل نبود
و در دوری هزاران دست دخیل بود
سلام بر تو...
که تو را بسیار ندارم
و سلام بر من...
در هر آنچه؛
از دست دادهام...
#محمود_درویش
🍏🍎🍃
turkis
pop_rock folk
............................
و در دلتنگی ما؛
هیچ دستی دخیل نبود
و در دوری هزاران دست دخیل بود
سلام بر تو...
که تو را بسیار ندارم
و سلام بر من...
در هر آنچه؛
از دست دادهام...
#محمود_درویش
🍏🍎🍃
👍1
○
قلبم همیشه چیزی در اين هزاره کم داشت
عشق بدون مرزی در پنج قاره کم داشت
آن روح مهربان را، برگی از آسمان را
پرونده های سردو خشک اداره ، کم داشت
به به! چه ها نکردی با این صدا و سیما!
دور از تو خانه ی من یک ماهواره کم داشت !
عطری دگر گرفته صبحانه های شاعر
این سفره بی حضورت چای بهاره کم داشت
با بوسه شانه ام را غرق مدال کردی
سرباز عاشق تو عمری ستاره کم داشت
بی تو مگر چه بودم در جمع پوچ اعداد:
صفری که در کنار قلبش شماره کم داشت،
آن کودکی که هی دست در جیب عشق کرد و
برداشت سهم خود را اما دوباره کم داشت
با خنده ی تو کندم سنگ مزار خود را!
این مرده، آه گویا تنها اشاره کم داشت!
#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
قلبم همیشه چیزی در اين هزاره کم داشت
عشق بدون مرزی در پنج قاره کم داشت
آن روح مهربان را، برگی از آسمان را
پرونده های سردو خشک اداره ، کم داشت
به به! چه ها نکردی با این صدا و سیما!
دور از تو خانه ی من یک ماهواره کم داشت !
عطری دگر گرفته صبحانه های شاعر
این سفره بی حضورت چای بهاره کم داشت
با بوسه شانه ام را غرق مدال کردی
سرباز عاشق تو عمری ستاره کم داشت
بی تو مگر چه بودم در جمع پوچ اعداد:
صفری که در کنار قلبش شماره کم داشت،
آن کودکی که هی دست در جیب عشق کرد و
برداشت سهم خود را اما دوباره کم داشت
با خنده ی تو کندم سنگ مزار خود را!
این مرده، آه گویا تنها اشاره کم داشت!
#محمد_علی_نیکومنش
🍏🍎🍃
👍1
10مدار صفر درجه,نویسنده احمد محمود,گوینده رضا عمرانی
@behtarinhayesoti
📕✨📕
10 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت/ دهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
10 مدار صفر درجه
(مجموعه سه جلدی)
قسمت/ دهم
نویسنده: احمد محمود
گوینده: رضا عمرانی
🍏🍎🍃
○
دشنه هایِ برانِ شب؛
زخم می زند؛
لایه لایه هایِ خندقِ
خاطراتی تلخ را؛
و خون می چکد
از دمل هایِ
عبوسِ این ظلمات؛
و اشک؛ سیلابی می شود
شوره زارِ یک باورِ کور را؛
و شمعِ جانم؛
آتش می زند
بال هایِ تردِ
شاپرکی را؛
که زیر نور آرزوهایم؛
پر پر می زند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دشنه هایِ برانِ شب؛
زخم می زند؛
لایه لایه هایِ خندقِ
خاطراتی تلخ را؛
و خون می چکد
از دمل هایِ
عبوسِ این ظلمات؛
و اشک؛ سیلابی می شود
شوره زارِ یک باورِ کور را؛
و شمعِ جانم؛
آتش می زند
بال هایِ تردِ
شاپرکی را؛
که زیر نور آرزوهایم؛
پر پر می زند!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏2❤1
I Have Always Loved You
Enrique Iglesias
🎼❤️🎼
همچون دالانی بلند
تنها بودم.
پرندگان از من رفته بودند.
شب با هجوم بی مروتش
سخت تسخیرم کرده بود.
خواستم زنده بمانم
و فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود
تنها کمانم
تنها سنگم ...
👤#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
همچون دالانی بلند
تنها بودم.
پرندگان از من رفته بودند.
شب با هجوم بی مروتش
سخت تسخیرم کرده بود.
خواستم زنده بمانم
و فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود
تنها کمانم
تنها سنگم ...
👤#پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
❤3
○
نوع بشر از طریق دست به دست شدن قدرت و افتادن قدرت به دست آدمهای بیقدرت سابق نجات نخواهد یافت، زیرا درست در همان روزی که قدرت به دست آنها میافتد معصومیتشان از بین میرود. درست از همان لحظه، آنها هم به این وحشت میافتند که مبادا قدرت استحکام پیدانکردهشان از دست برود، رؤیاها و نقشههای تحقق نیافتهشان نقش بر آب شود، و در نتیجه دستانشان را به خون میآلایند و تخم وحشت میپراکنند، و سرانجام از این بادی که میکارند همان توفان را میدروند. آنها نمیتوانند از این وحشت بگریزند. آنها در وحشت انتقام خواهند زیست، از وحشت از آنکه دوباره به همان گذشتهشان پرتاب شوند، و از کارهایی که خودشان کردهاند به وحشت خواهند افتاد. قدرتِ ترکیب شده با وحشت منجر به جنون میشود. قدرتِ آن بیقدرتهای سابق غالباً سبعانهتر از قدرت آنهایی است که از قدرت ساقط شدهاند، چون اگرچه اینان اکنون زمام حکومت را بهدست گرفتهاند، باز همچنان ترس و وحشت در دلشان لانه دارد.
✍ایوان_کلیما.روح پراگ.
مترجم : خشایار دیهیمی
🍏🍎🍃
نوع بشر از طریق دست به دست شدن قدرت و افتادن قدرت به دست آدمهای بیقدرت سابق نجات نخواهد یافت، زیرا درست در همان روزی که قدرت به دست آنها میافتد معصومیتشان از بین میرود. درست از همان لحظه، آنها هم به این وحشت میافتند که مبادا قدرت استحکام پیدانکردهشان از دست برود، رؤیاها و نقشههای تحقق نیافتهشان نقش بر آب شود، و در نتیجه دستانشان را به خون میآلایند و تخم وحشت میپراکنند، و سرانجام از این بادی که میکارند همان توفان را میدروند. آنها نمیتوانند از این وحشت بگریزند. آنها در وحشت انتقام خواهند زیست، از وحشت از آنکه دوباره به همان گذشتهشان پرتاب شوند، و از کارهایی که خودشان کردهاند به وحشت خواهند افتاد. قدرتِ ترکیب شده با وحشت منجر به جنون میشود. قدرتِ آن بیقدرتهای سابق غالباً سبعانهتر از قدرت آنهایی است که از قدرت ساقط شدهاند، چون اگرچه اینان اکنون زمام حکومت را بهدست گرفتهاند، باز همچنان ترس و وحشت در دلشان لانه دارد.
✍ایوان_کلیما.روح پراگ.
مترجم : خشایار دیهیمی
🍏🍎🍃
❤1👏1
Arayesh Fgaliz 2
Homayon Shajarian | موزیکدل
🎼❤️🎼
🗣#همایون_شجریان
✍#حضرت_مولانا
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون!
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون…
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید…
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون!
🍏🍎🍃
🗣#همایون_شجریان
✍#حضرت_مولانا
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون!
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون…
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید…
چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون!
🍏🍎🍃
👍1