This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
✍ #حسین_منزوی
🎤 #فرخ_نعمتی
دلم گرفته برایت!
به سینه میزندم سر دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت
نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست، تاب وسوسه هایت
تو را ز جرگه ی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیده ام و نهاده ام به صفایت
تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمی کنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دست های عقده گشایت؟
به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت
"دلم گرفته برایت" زبان ساده ی
عشق است!
سلیس و ساده بگویم: "دلم گرفته برایت"!!
🍏🍎🍃
✍ #حسین_منزوی
🎤 #فرخ_نعمتی
دلم گرفته برایت!
به سینه میزندم سر دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت
نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست، تاب وسوسه هایت
تو را ز جرگه ی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیده ام و نهاده ام به صفایت
تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمی کنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت
گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دست های عقده گشایت؟
به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین، که سر نهاده به پایت
"دلم گرفته برایت" زبان ساده ی
عشق است!
سلیس و ساده بگویم: "دلم گرفته برایت"!!
🍏🍎🍃
35Madame Bovary
📕✨📕
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/سی و پنجم
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
✍#گوستاو_فلوبر
📕#مادام_بوواری
___#قسمت/سی و پنجم
مادام بوواری نخستین اثر گوستاو فلوبر، نویسنده نامدار فرانسوی است که یکی از برجستهترین آثار او بهشمار میآید.
🍏🍎🍃
❌✅
❌شعرهایی که سروده سیمین بهبهانی نیستند❌
۶ سال پیش در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ با سیمین و نیمای غزل امروز وداع کردیم واز آن روز به بعد شاهدیم که اشعار جعلی بسیار زیادی به سیمین بهبهانی نسبت داده شده است. اگرچه در زمان حیاتش نیز این نسبتهای ناروابه او داده می شد و او را میآزرد و اعتراضاتش هم به گوش کسی نمی رسید .با گرامیداشت یاد و خاطره این دردانه غزل و ادبیات امروز، بخشی از این غزلیات و اشعار منسوب به او را از سایت یادداشتهای فردوس سخن نقل می کنیم :
از جمله شعرهای منسوب به او، شعری است با عنوان «به تو چه» که این گونه آغاز میشود:
من اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟
من اگر مست می و شرب و شرابم؛ به توچه؟
شاعر این شعر، ✅« آبتین پوریا» نام دارد در حالی که بهطور گسترده در اینترنت به بهبهانی نسبت داده شده است.
شعر معروف دیگری با عنوان «هرگز نخواب کورش» نیز به نام سیمین بهبهانی منتشر شده بود که با تکذیب رو به رو شد و بعدها مشخص گردید که شاعر واقعی آن✅ «سورنا آرام » نام دارد. این شعر در مستند جشنهای دوهزار و پانصد ساله شبکه من و تو به بهبهانی نسبت داده شده بود که صفحه فیس بوک این شاعر، آن را «دروغ شاخدار» و «باعث تاسف» دانست.
همچنین برخی از اشعار ✅هادی خرسندی مانند شعر معروف
«قلم چرخید و فرمان را گرفتند» به اشتباه به نام ❌سیمین بهبهانی دست به دست میشد که اعتراض این شاعر را برانگیخت.
سیمین بهبهانی با انتشار دست خطی ضمن ابراز نگرانی از انتشار اشعار نادرست به نام خود، خواهش کرد که با نشر چنین اشتباهاتی «بر گناه وی نیفزایند.»
وی همچنین گفت که اغلب اشعارش بدون امضا قابل تشخیصاند.
صفحه فیس بوک سیمین بهبهانی نیز در سال ۲۰۱۳ از انتشار اشعار اشتباه و نادرست به نام وی انتقاد کرد و خبر داد که ایشان از انتشار این اشعار به نام خود «عمیقاً ناراحتند.»
از جمله دیگر اشعاری که «به اشتباه» به نام بهبهانی منتشر شدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. زنی را میشناسم من که از✅« فریبا شش بلوکی» است.
۲. «قصه این جاست که شب بود و هوا ریخت به هم». این شعر از❌ سیمین بهبهانی «نیست».
۳. «خنده باید زد به ریش روزگار…» که شاعر واقعی آن ✅«محمود مسعودی» نام دارد.
۴. شعری با عنوان «من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم». شاعر این شعر مرحوم مدیحه سرای معاصر ✅ژولیده نیشابوری است که به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۵. همچنین میتوان به شعر مشابهی اشاره کرد با سرآغاز «من از شبهای تاریک بدون ماه میترسم» که از« ✅مرتضی کیوانهاشمی» است و در مراسم ترحیم سیمین بهبهانی به اشتباه توسط خطیب مسجد جامع شهرک غرب به نام او خوانده شد.
۶. بعضی کاربران مجازی در تلاشند اشعاری که به نقد دین میپردازند را به نام سیمین بهبهانی گسترش دهند. از آن جمله میتوان به شعری با آغاز ما امت بیچاره و دربند نمازیم اشاره کرد. این شعر از بهبهانی نیست!
۷. بعضی اشعار و نوشتههای شادی صندوقی و نسرین بهجتی در فضای مجازی به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشوند. از آن جمله شعرهایی با مطلع« دل من حوصله کن داد زدن ممنوع است»یا «ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا »که این دو شعر از «شادی صندوقی» هستند.
۸. شعری با عنوان (شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان…). این شعر از ✅دکتر سید محمدرضا اسلامی است که به اشتباه به ❌سیمین بهبهانی منسوب شده است.
۹. شعری با مطلع (شرابی خوردم از دست عزیز رفته از دستی…)
به ساز من که میرقصی قیامت میکنی، به به
بنازم دلبریهایت، قلم، الحق که تردستی!
این شعر از ✅محمدرضا نظری (لادون پرند) است که به نام ❌سیمین بهبهانی جعل شده است.
۱۰. شعر چه رفتنها که میارزد به بودنهای پوشالی
شاعر این شعر✅ محمد لالوی است و به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۱۱٫ و غزلی با مطلع «بازهم آیینه و نور وصدا» که غزلی از✅حسن فرازمند در کتاب «کلوز آپ، نمای نزدیک» نشر روزگار نو، که برخی آن را به نام حمید مصدق هم منتشر کردهاند.
درپایان بدنیست به سروده کوتاهی هم از آذر عاصمی شاعره نوپرداز درباره بانو سیمین بهبهانی اشاره بکنیم
نه «فروغ»ام
و نه «سیمین» غزل
نه سپید است زبانم نه سیاه
نه گزافم نه زیاد
من فقط مثل خودم می گویم:
«آذرعاصمی»ام، بچه نازی آباد
✅#ناشناس✅✅
❌#سیمین_بهبهانی❌❌
🍏🍎🍃
❌شعرهایی که سروده سیمین بهبهانی نیستند❌
۶ سال پیش در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ با سیمین و نیمای غزل امروز وداع کردیم واز آن روز به بعد شاهدیم که اشعار جعلی بسیار زیادی به سیمین بهبهانی نسبت داده شده است. اگرچه در زمان حیاتش نیز این نسبتهای ناروابه او داده می شد و او را میآزرد و اعتراضاتش هم به گوش کسی نمی رسید .با گرامیداشت یاد و خاطره این دردانه غزل و ادبیات امروز، بخشی از این غزلیات و اشعار منسوب به او را از سایت یادداشتهای فردوس سخن نقل می کنیم :
از جمله شعرهای منسوب به او، شعری است با عنوان «به تو چه» که این گونه آغاز میشود:
من اگر کافر و بیدین و خرابم؛ به تو چه؟
من اگر مست می و شرب و شرابم؛ به توچه؟
شاعر این شعر، ✅« آبتین پوریا» نام دارد در حالی که بهطور گسترده در اینترنت به بهبهانی نسبت داده شده است.
شعر معروف دیگری با عنوان «هرگز نخواب کورش» نیز به نام سیمین بهبهانی منتشر شده بود که با تکذیب رو به رو شد و بعدها مشخص گردید که شاعر واقعی آن✅ «سورنا آرام » نام دارد. این شعر در مستند جشنهای دوهزار و پانصد ساله شبکه من و تو به بهبهانی نسبت داده شده بود که صفحه فیس بوک این شاعر، آن را «دروغ شاخدار» و «باعث تاسف» دانست.
همچنین برخی از اشعار ✅هادی خرسندی مانند شعر معروف
«قلم چرخید و فرمان را گرفتند» به اشتباه به نام ❌سیمین بهبهانی دست به دست میشد که اعتراض این شاعر را برانگیخت.
سیمین بهبهانی با انتشار دست خطی ضمن ابراز نگرانی از انتشار اشعار نادرست به نام خود، خواهش کرد که با نشر چنین اشتباهاتی «بر گناه وی نیفزایند.»
وی همچنین گفت که اغلب اشعارش بدون امضا قابل تشخیصاند.
صفحه فیس بوک سیمین بهبهانی نیز در سال ۲۰۱۳ از انتشار اشعار اشتباه و نادرست به نام وی انتقاد کرد و خبر داد که ایشان از انتشار این اشعار به نام خود «عمیقاً ناراحتند.»
از جمله دیگر اشعاری که «به اشتباه» به نام بهبهانی منتشر شدهاند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. زنی را میشناسم من که از✅« فریبا شش بلوکی» است.
۲. «قصه این جاست که شب بود و هوا ریخت به هم». این شعر از❌ سیمین بهبهانی «نیست».
۳. «خنده باید زد به ریش روزگار…» که شاعر واقعی آن ✅«محمود مسعودی» نام دارد.
۴. شعری با عنوان «من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم». شاعر این شعر مرحوم مدیحه سرای معاصر ✅ژولیده نیشابوری است که به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۵. همچنین میتوان به شعر مشابهی اشاره کرد با سرآغاز «من از شبهای تاریک بدون ماه میترسم» که از« ✅مرتضی کیوانهاشمی» است و در مراسم ترحیم سیمین بهبهانی به اشتباه توسط خطیب مسجد جامع شهرک غرب به نام او خوانده شد.
۶. بعضی کاربران مجازی در تلاشند اشعاری که به نقد دین میپردازند را به نام سیمین بهبهانی گسترش دهند. از آن جمله میتوان به شعری با آغاز ما امت بیچاره و دربند نمازیم اشاره کرد. این شعر از بهبهانی نیست!
۷. بعضی اشعار و نوشتههای شادی صندوقی و نسرین بهجتی در فضای مجازی به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشوند. از آن جمله شعرهایی با مطلع« دل من حوصله کن داد زدن ممنوع است»یا «ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا »که این دو شعر از «شادی صندوقی» هستند.
۸. شعری با عنوان (شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان…). این شعر از ✅دکتر سید محمدرضا اسلامی است که به اشتباه به ❌سیمین بهبهانی منسوب شده است.
۹. شعری با مطلع (شرابی خوردم از دست عزیز رفته از دستی…)
به ساز من که میرقصی قیامت میکنی، به به
بنازم دلبریهایت، قلم، الحق که تردستی!
این شعر از ✅محمدرضا نظری (لادون پرند) است که به نام ❌سیمین بهبهانی جعل شده است.
۱۰. شعر چه رفتنها که میارزد به بودنهای پوشالی
شاعر این شعر✅ محمد لالوی است و به اشتباه به سیمین بهبهانی نسبت داده میشود.
۱۱٫ و غزلی با مطلع «بازهم آیینه و نور وصدا» که غزلی از✅حسن فرازمند در کتاب «کلوز آپ، نمای نزدیک» نشر روزگار نو، که برخی آن را به نام حمید مصدق هم منتشر کردهاند.
درپایان بدنیست به سروده کوتاهی هم از آذر عاصمی شاعره نوپرداز درباره بانو سیمین بهبهانی اشاره بکنیم
نه «فروغ»ام
و نه «سیمین» غزل
نه سپید است زبانم نه سیاه
نه گزافم نه زیاد
من فقط مثل خودم می گویم:
«آذرعاصمی»ام، بچه نازی آباد
✅#ناشناس✅✅
❌#سیمین_بهبهانی❌❌
🍏🍎🍃
○
زیبایی و تنهایی چونان در هم آمیختهاند که میتوان گفت: تنهاییست که به زیبایی اعتبار میبخشد. این تنهایی با شکوه، محصول یک انتخاب خردمندانه است.
تنهایی را دلیری میباید نه تردید!
من شیفته انسانهایی هستم که تنهاییشان را شناختهاند، با او حرف زدهاند، چای خوردهاند، در آغوشش گرفته و همچون گنجی گرانبها از آن مراقبت کرده و میکنند؛ آنها انسانهایی رشد یافتهاند که در آنسوی وابستگی، یعنی "استقلال" ایستادهاند و اگر روزی به کسی اجازه ورود به حریم تنهاییشان را بدهند، به این دلیل است که او را همچون تنهاییِ خود ارزشمند یافتهاند و این بدان معناست که او نیز انسان رشدیافتهٔ دیگریست.
📓 درباره تنهایی
#عباس_کیارستمی
🍏🍎🍃
زیبایی و تنهایی چونان در هم آمیختهاند که میتوان گفت: تنهاییست که به زیبایی اعتبار میبخشد. این تنهایی با شکوه، محصول یک انتخاب خردمندانه است.
تنهایی را دلیری میباید نه تردید!
من شیفته انسانهایی هستم که تنهاییشان را شناختهاند، با او حرف زدهاند، چای خوردهاند، در آغوشش گرفته و همچون گنجی گرانبها از آن مراقبت کرده و میکنند؛ آنها انسانهایی رشد یافتهاند که در آنسوی وابستگی، یعنی "استقلال" ایستادهاند و اگر روزی به کسی اجازه ورود به حریم تنهاییشان را بدهند، به این دلیل است که او را همچون تنهاییِ خود ارزشمند یافتهاند و این بدان معناست که او نیز انسان رشدیافتهٔ دیگریست.
📓 درباره تنهایی
#عباس_کیارستمی
🍏🍎🍃
-○
میلتون اریکسون وقتی دوازده ساله بود دچار فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت:
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد.
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت...
تمام تلاشت رو در همین لحظه و همین امروز بکن ، مطمئن باش سالها بعد نتایج بزرگی میگیری.
"میلتون اریکسون رواندرمانگر و روانشناس اهل ایالات متحده آمریکا با تخصص هیپنوتیزم و خانوادهدرمانی بود."
🍏🍎🍃
میلتون اریکسون وقتی دوازده ساله بود دچار فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت:
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد.
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت...
تمام تلاشت رو در همین لحظه و همین امروز بکن ، مطمئن باش سالها بعد نتایج بزرگی میگیری.
"میلتون اریکسون رواندرمانگر و روانشناس اهل ایالات متحده آمریکا با تخصص هیپنوتیزم و خانوادهدرمانی بود."
🍏🍎🍃
○
بلبل آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم
گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی
تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند
چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس
همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشدهایست
نه ز زاغ و زغن آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است
نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست
همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیدهٔ بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت
که خبر داشت که فردائی هست
✍#پروین_اعتصامی
🍏🍎🍃
بلبل آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم
گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی
تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند
چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس
همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشدهایست
نه ز زاغ و زغن آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است
نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست
همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیدهٔ بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت
که خبر داشت که فردائی هست
✍#پروین_اعتصامی
🍏🍎🍃
○
پاییز ...
ترانه یِ غمگینی ست
که شباهنگام
تیک تاکِ ثانیه ها را
در سکوتِ انتظاری بس عبث
از پشتِ پنجره یِ
غبار آلوده یِ اندوه
می سراید!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
پاییز ...
ترانه یِ غمگینی ست
که شباهنگام
تیک تاکِ ثانیه ها را
در سکوتِ انتظاری بس عبث
از پشتِ پنجره یِ
غبار آلوده یِ اندوه
می سراید!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
حال خونین دلان
@coten علیرضا افتخاری
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_افتخاری
آهنگساز _محمد_ آذری
تنظیم: مجتبی میرزاده
آلبوم «رازِ گل»
حال خونین دلان که گوید باز, وز فلک خون خم که جوید باز ; شرمش از چشم می پرستان باد, نرگس مست اگر بروید باز ...
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_افتخاری
آهنگساز _محمد_ آذری
تنظیم: مجتبی میرزاده
آلبوم «رازِ گل»
حال خونین دلان که گوید باز, وز فلک خون خم که جوید باز ; شرمش از چشم می پرستان باد, نرگس مست اگر بروید باز ...
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنجشنبه 🐇🦩
☀️ ۱۳ مهر ۱۴۰۲
🌙 ۱۹ ربیع الاول ۱۴۴۵
🌲 ۵ اکتبر ۲۰۲۳
⌛️ پایان هفته تان به آرامش
🍂🍁🍂🍁🍂
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست های باد ....
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنجشنبه 🐇🦩
☀️ ۱۳ مهر ۱۴۰۲
🌙 ۱۹ ربیع الاول ۱۴۴۵
🌲 ۵ اکتبر ۲۰۲۳
⌛️ پایان هفته تان به آرامش
🍂🍁🍂🍁🍂
آرزو دارم با افتادن هر برگ از
شاخه، اندوه و ناشادی از روح
و قلب تان دور شود و ناکامی و
ناامیدی برگ های خشکیده ای
باشند ؛رها در دست های باد ....
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دیگران منتظر شب،
که به بستر بروند
ما به امید طلوع
شب ظلمانی خود
دیگران خانه خرابان ره حرص و هوس
ما خرابیم هنوز از غم ویرانی خود
هر کسی شرح دهد قصه شادی هایش
ما نگوییم به جز شرح پریشانی خود
همه در خانه آرامش و این قلب حزین
کلبه ای ساخته در ساحل طوفانی خود
این نه مردیست که بحبحه گریه ما
مست از باده شوی محو غزل خوانی خود
👤#حاتم_مشمولی
🍏🍎🍃
دیگران منتظر شب،
که به بستر بروند
ما به امید طلوع
شب ظلمانی خود
دیگران خانه خرابان ره حرص و هوس
ما خرابیم هنوز از غم ویرانی خود
هر کسی شرح دهد قصه شادی هایش
ما نگوییم به جز شرح پریشانی خود
همه در خانه آرامش و این قلب حزین
کلبه ای ساخته در ساحل طوفانی خود
این نه مردیست که بحبحه گریه ما
مست از باده شوی محو غزل خوانی خود
👤#حاتم_مشمولی
🍏🍎🍃