This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
وقتی کسی را دوست داریم عمیقاً به درون ماهیت آن عشق بنگریم. اینکه کسی را بخواهیم که با او احساس امنیت میکنیم قابل درک است امّا عشق حقیقی نیست. عشق حقیقی رنج یا وابستگی نمیپرورد. برعکس شاد بودن با خود و دیگری را به ارمغان میآورد. عشق حقیقی از درون شکل میگیرد برای داشتن عشق حقیقی باید از درون احساس کامل بودن بکنی، نه اینکه نیازمند چیزهای بیرونی باشی. عشق حقیقی مثل خورشید است. با نور خود میدرخشد و آن را به دیگران هدیه میدهد.
👤#تیک_نات_هان
🍏🍎🍃
وقتی کسی را دوست داریم عمیقاً به درون ماهیت آن عشق بنگریم. اینکه کسی را بخواهیم که با او احساس امنیت میکنیم قابل درک است امّا عشق حقیقی نیست. عشق حقیقی رنج یا وابستگی نمیپرورد. برعکس شاد بودن با خود و دیگری را به ارمغان میآورد. عشق حقیقی از درون شکل میگیرد برای داشتن عشق حقیقی باید از درون احساس کامل بودن بکنی، نه اینکه نیازمند چیزهای بیرونی باشی. عشق حقیقی مثل خورشید است. با نور خود میدرخشد و آن را به دیگران هدیه میدهد.
👤#تیک_نات_هان
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
پنجره،،،
به رویِ شب؛
آه می کشد
ماه در انتظار؛ می خوابد
و تو،،، در دفترِ خیالم
شعر می بافی!
و در بغضِ شبانه ام
ابر می شوی و می باری!
و از ناودانِ خیسِ چشمانم
قطره، قطره فرومی چکی؛
و من دوباره
و دوباره
می میرم!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
پنجره،،،
به رویِ شب؛
آه می کشد
ماه در انتظار؛ می خوابد
و تو،،، در دفترِ خیالم
شعر می بافی!
و در بغضِ شبانه ام
ابر می شوی و می باری!
و از ناودانِ خیسِ چشمانم
قطره، قطره فرومی چکی؛
و من دوباره
و دوباره
می میرم!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
هنوز عشق تو
علیرضا قربانی
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#هنوز_عشق_تو
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد
نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#هنوز_عشق_تو
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد
نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد
#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
○
برای زنده ماندن در این دنیای غریب، باید به خود میآموختم که عشق، بسیار شبیه نقاشی است. فضای سیاهِ بین مردم، درست به اندازهٔ فضای روشنی که اشغال میکنیم، اهمیت دارد. هوای بین بدنهایمان، وقتی استراحت میکنیم و نفسی که بین گفتوگوهایمان میکشیم، همه مثل سفیدی بوم نقاشیاند و بقیهٔ روابطمان -خندهها و خاطرات- ضربههای قلمموی نقاشیاند که طی زمان بر بوم میکشیم.
📕 همسر گمشده
✍🏽 #آلیسون_ریچمن
🍏🍎🍃
برای زنده ماندن در این دنیای غریب، باید به خود میآموختم که عشق، بسیار شبیه نقاشی است. فضای سیاهِ بین مردم، درست به اندازهٔ فضای روشنی که اشغال میکنیم، اهمیت دارد. هوای بین بدنهایمان، وقتی استراحت میکنیم و نفسی که بین گفتوگوهایمان میکشیم، همه مثل سفیدی بوم نقاشیاند و بقیهٔ روابطمان -خندهها و خاطرات- ضربههای قلمموی نقاشیاند که طی زمان بر بوم میکشیم.
📕 همسر گمشده
✍🏽 #آلیسون_ریچمن
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
عشق زمین را شفاخواهد داد.
در عشق زیستن؛
بزرگترین نبرد زندگی است.
عشق بیش از
هر تلاش انسانی دیگر
یا هراحساس عاطفی دیگر
نیاز به ظرافت ، انعطاف پذیری ، حساسیت، درک،پذیرش، شکیبایی و تحمل و دانش و قدرت دارد .
✍#لئو_بوسکالیا
🍏🍎🍃
عشق زمین را شفاخواهد داد.
در عشق زیستن؛
بزرگترین نبرد زندگی است.
عشق بیش از
هر تلاش انسانی دیگر
یا هراحساس عاطفی دیگر
نیاز به ظرافت ، انعطاف پذیری ، حساسیت، درک،پذیرش، شکیبایی و تحمل و دانش و قدرت دارد .
✍#لئو_بوسکالیا
🍏🍎🍃
✍
زمستان بود. جان می کندم در نیویورک نویسنده شوم.
سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم. فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم:"می خوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم"
و خدای من!
مدت ها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود. هر تکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود. آنها را می جویدم و راست می افتاد توی معده ام. معده ام می گفت: متشکرم! متشکرم! متشکرم!
مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم می زدم که سرو کله ی دو نفر پیدا شد.
یکیشان به آن یکی گفت: خدای بزرگ!
طرف مقابل پرسید: چه شده؟
اولی گفت: آن یارو را دیدی چه وحشتناک ذرّت میخورد!
بعد از آن حرف دیگر از خوردن ذرّت ها لذت نبردم.
به خودم گفتم: منظورش از وحشتناک چه بود؟!
من که توی بهشت سیر می کنم...
گاهی به همین راحتی با یک کلمه، یک جمله، یک نیشخند یا حالتی از یک چهره می توانیم مردم را از بهشت خودشان بیرون بکشیم و این واقعاً بی رحمانه ترین کاری ست که انجام می دهیم ...
✍#چارلز_بوکوفسکی
🍏🍎🍃
زمستان بود. جان می کندم در نیویورک نویسنده شوم.
سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم. فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم:"می خوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم"
و خدای من!
مدت ها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود. هر تکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود. آنها را می جویدم و راست می افتاد توی معده ام. معده ام می گفت: متشکرم! متشکرم! متشکرم!
مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم می زدم که سرو کله ی دو نفر پیدا شد.
یکیشان به آن یکی گفت: خدای بزرگ!
طرف مقابل پرسید: چه شده؟
اولی گفت: آن یارو را دیدی چه وحشتناک ذرّت میخورد!
بعد از آن حرف دیگر از خوردن ذرّت ها لذت نبردم.
به خودم گفتم: منظورش از وحشتناک چه بود؟!
من که توی بهشت سیر می کنم...
گاهی به همین راحتی با یک کلمه، یک جمله، یک نیشخند یا حالتی از یک چهره می توانیم مردم را از بهشت خودشان بیرون بکشیم و این واقعاً بی رحمانه ترین کاری ست که انجام می دهیم ...
✍#چارلز_بوکوفسکی
🍏🍎🍃
سفرنامه
شهیار قنبری
🎼❤️🎼
✍🎼🗣#شهریار_قنبری
سفری بی آغاز
سفری بی پایان
سفری بی مقصد
سفری بی برگشت
سفری تا کابوس
سفری تا رویا
سفری تا بودا
شبنم تاج محل
با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزدیک ترم....
🍏🍎🍃
✍🎼🗣#شهریار_قنبری
سفری بی آغاز
سفری بی پایان
سفری بی مقصد
سفری بی برگشت
سفری تا کابوس
سفری تا رویا
سفری تا بودا
شبنم تاج محل
با حریق یادها همسفرم
وقتی دورم به تو نزدیک ترم....
🍏🍎🍃
تیمور گرگین روزنامهنگار، پژوهشگر، طنزپرداز، شاعر و ترانه سرای بزرگ معاصر
تیمور گرگین در سال ۱۳۱۳ در روستای «چولاب» از توابع کوچصفهان متولد شد. پدرش «ملاکاسآقا چولابی» از مرثیهسرایان معروف در روستاهای رشت آباد و چولاب بود.
گرگین مقطع ابتدایی را در دبستان رودکی رشت، سیکل اول دبیرستان را در مدرسه نوربخش، دیپلم را دبیرستان شاهپور گذراند و از سال ۱۳۲۸ نویسندگی و شاعری را آغاز کرد و از ۱۳۳۴ برای رادیو ایران ترانه سرایی کرد.
نخستین کار او در سال ۱۳۲۸ "مورچه رشتی" نام داشت که در نشریه چلنگر چاپ شد و معروفترین ترانه اش"بنفشه گل" توسط ناصر مسعودی اجرا شده است.
گرگین در سال ۱۳۴۲ به استخدام رسمی موسسه و روزنامه اطلاعات درآمد و تا ۱۳۷۱ در آنجا مشغول به کار بود. اشعار گیلکی او در سال ۴۱ و ۴۲ در مجله پیام نوین چاپ با اسامی مستعاری چون مورچه رشتی، مولانا رشتی و بیمخ میرزا به چاپ رسید.
مجموعه شعر «ستاره های کور»، «تیره روز»، «شعر و نوول»، «طاغوت در تابوت»، «چهار دیوان دختر رشتی (دو بیتی گیلکی) »، «درخشانترین شاهکارهای شعرا»، «گلبانگ گیلان»، «امروز چه کسی میتواند شاعر باشد؟»، «سرودههای کودکان» و «چگونه بنویسیم تا ایراد نگیرند؟ » از کتابهای تیمور گورگین است.
گرگین بین سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۷ با روزنامه همشهری نیز همکاری داشت.
تیموز گرگین صبح چهارشنبه جهان فانی را وداع گفت
آیین تشییع استاد تیمور گرگین این روزنامهنگار، پژوهشگر و شاعر بزرگ گیلک ۱۱ صبح امروز(جمعه) در آرامستان شهر خمام در قطعه هنرمندان برگزار شد
سفرش سبز 💚 یاد و خاطره اش
گرامی و جاودانه 🕊
🍏🍎🍃
تیمور گرگین در سال ۱۳۱۳ در روستای «چولاب» از توابع کوچصفهان متولد شد. پدرش «ملاکاسآقا چولابی» از مرثیهسرایان معروف در روستاهای رشت آباد و چولاب بود.
گرگین مقطع ابتدایی را در دبستان رودکی رشت، سیکل اول دبیرستان را در مدرسه نوربخش، دیپلم را دبیرستان شاهپور گذراند و از سال ۱۳۲۸ نویسندگی و شاعری را آغاز کرد و از ۱۳۳۴ برای رادیو ایران ترانه سرایی کرد.
نخستین کار او در سال ۱۳۲۸ "مورچه رشتی" نام داشت که در نشریه چلنگر چاپ شد و معروفترین ترانه اش"بنفشه گل" توسط ناصر مسعودی اجرا شده است.
گرگین در سال ۱۳۴۲ به استخدام رسمی موسسه و روزنامه اطلاعات درآمد و تا ۱۳۷۱ در آنجا مشغول به کار بود. اشعار گیلکی او در سال ۴۱ و ۴۲ در مجله پیام نوین چاپ با اسامی مستعاری چون مورچه رشتی، مولانا رشتی و بیمخ میرزا به چاپ رسید.
مجموعه شعر «ستاره های کور»، «تیره روز»، «شعر و نوول»، «طاغوت در تابوت»، «چهار دیوان دختر رشتی (دو بیتی گیلکی) »، «درخشانترین شاهکارهای شعرا»، «گلبانگ گیلان»، «امروز چه کسی میتواند شاعر باشد؟»، «سرودههای کودکان» و «چگونه بنویسیم تا ایراد نگیرند؟ » از کتابهای تیمور گورگین است.
گرگین بین سال های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۷ با روزنامه همشهری نیز همکاری داشت.
تیموز گرگین صبح چهارشنبه جهان فانی را وداع گفت
آیین تشییع استاد تیمور گرگین این روزنامهنگار، پژوهشگر و شاعر بزرگ گیلک ۱۱ صبح امروز(جمعه) در آرامستان شهر خمام در قطعه هنرمندان برگزار شد
سفرش سبز 💚 یاد و خاطره اش
گرامی و جاودانه 🕊
🍏🍎🍃
○
استاد تیمور گرگین نخستین اثرش را در سال ۱۳۲۸ به نام «مورچه رشتی» در نشریه چلنگر چاپ نموده بود و خیلیها ترانهی معروف «بنفشه گل» او را که ناصر مسعودی خوانده، شنیدهاند.
وی که سالها قبل هوای پر دود و دم تهران را رها کرده و بعد از درگذشت همسرش در خمام ساکن گشت، از جمله شاعرانی بود که تحولی در ترانهسرایی گیلکی ایجاد نموده و از او با اسامی مستعاری همچون مورچه رشتی، مولای رشتی و بیمخ میرزا، مطالبی با درونمایهی طنز منتشر گردید.
گرگین در سال ۱۳۹۹ موفق به دریافت نشان درجه ۱ هنری «معادل دکتری» در رشته شعر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده بود و کتاب شناختنامه خمام «نوشتهای مشترک با رضا غیاثی» از جمله آثار او به شمار میرود.
سفرش به بیکران هستی شادان
روانش سبز و انوشه 🕊💚
🍏🍎🍃
استاد تیمور گرگین نخستین اثرش را در سال ۱۳۲۸ به نام «مورچه رشتی» در نشریه چلنگر چاپ نموده بود و خیلیها ترانهی معروف «بنفشه گل» او را که ناصر مسعودی خوانده، شنیدهاند.
وی که سالها قبل هوای پر دود و دم تهران را رها کرده و بعد از درگذشت همسرش در خمام ساکن گشت، از جمله شاعرانی بود که تحولی در ترانهسرایی گیلکی ایجاد نموده و از او با اسامی مستعاری همچون مورچه رشتی، مولای رشتی و بیمخ میرزا، مطالبی با درونمایهی طنز منتشر گردید.
گرگین در سال ۱۳۹۹ موفق به دریافت نشان درجه ۱ هنری «معادل دکتری» در رشته شعر از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده بود و کتاب شناختنامه خمام «نوشتهای مشترک با رضا غیاثی» از جمله آثار او به شمار میرود.
سفرش به بیکران هستی شادان
روانش سبز و انوشه 🕊💚
🍏🍎🍃