Bavaram Kon
Ali Zandevakili
🍏🍎🍃
🗣#علی_زند_وکیلی
🎼#باورم_کن ...
می سوزم اما آتش عشق تو خاموشی ندارد
می میرم اما داغ چشمان ات فراموشی ندارد ...
🍏🍎🍃
🗣#علی_زند_وکیلی
🎼#باورم_کن ...
می سوزم اما آتش عشق تو خاموشی ندارد
می میرم اما داغ چشمان ات فراموشی ندارد ...
🍏🍎🍃
👍2
Eshaarati
Ahmad Shamloo
○
🎧#احمد_شاملو در دفتر «ابراهیم در آتش» شعری را به ایران درودی هدیه کرده است. شعر احمد_شاملو برای بانو ایران_ درودی را با صدای خودش و موسیقی مرتضی حنانه بشنویم!
🍏🍎🍃
🎧#احمد_شاملو در دفتر «ابراهیم در آتش» شعری را به ایران درودی هدیه کرده است. شعر احمد_شاملو برای بانو ایران_ درودی را با صدای خودش و موسیقی مرتضی حنانه بشنویم!
🍏🍎🍃
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
مرا عهدیست با جانان
که تا جان در بدن دارم
هواداران ِ کویش را
چو جان خویشتن دارم
صفای خلوت ِ خاطر از آن شمع ِ چگل جویم
فروغ ِ چشم و نور ِ دل از آن ماه ِ ختن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث ِ بدگویان میان ِ انجمن دارم
مرا در خانه سروی هست کاندر سایهی قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد ِ چمن دارم
گرَم صد لشکر از خوبان به قصد ِ دل کمین سازند
بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم
سزد کز خاتم ِ لعلش زنم لاف ِ سلیمانی
چو اسم ِ اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
الا ای پیر ِ فرزانه! مکن عیبم ز میخانه
که من در ترک ِ پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب! امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل ِ خاموشش نهانی صد سخن دارم
چو در گلزار ِ اقبالش خرامانم بحمدالله
نه میل ِ لاله و نسرین نه برگ ِ نسترن دارم
به رندی شهره شد حافظ میان ِ همدمان لیکن
چه غم دارم که در عالَم قوام الدین حسن دارم
#حافظ
#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃
مرا عهدیست با جانان
که تا جان در بدن دارم
هواداران ِ کویش را
چو جان خویشتن دارم
صفای خلوت ِ خاطر از آن شمع ِ چگل جویم
فروغ ِ چشم و نور ِ دل از آن ماه ِ ختن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث ِ بدگویان میان ِ انجمن دارم
مرا در خانه سروی هست کاندر سایهی قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد ِ چمن دارم
گرَم صد لشکر از خوبان به قصد ِ دل کمین سازند
بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم
سزد کز خاتم ِ لعلش زنم لاف ِ سلیمانی
چو اسم ِ اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
الا ای پیر ِ فرزانه! مکن عیبم ز میخانه
که من در ترک ِ پیمانه دلی پیمان شکن دارم
خدا را ای رقیب! امشب زمانی دیده بر هم نه
که من با لعل ِ خاموشش نهانی صد سخن دارم
چو در گلزار ِ اقبالش خرامانم بحمدالله
نه میل ِ لاله و نسرین نه برگ ِ نسترن دارم
به رندی شهره شد حافظ میان ِ همدمان لیکن
چه غم دارم که در عالَم قوام الدین حسن دارم
#حافظ
#فریدون_فرح_اندوز
🍏🍎🍃
👏1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دست هایم را بگیر!
تا در سکوتِ
غریبانه یِ
خورشید؛
در چشمِ ماه پنهان شویم
و از بیدادِ فاتحانه یِ
شب نهراسیم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دست هایم را بگیر!
تا در سکوتِ
غریبانه یِ
خورشید؛
در چشمِ ماه پنهان شویم
و از بیدادِ فاتحانه یِ
شب نهراسیم!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1🙏1
هوای عاشقی
شهرام ناظری
🎼❤️🎼
🗣#شهرام_ناطری
🎼#هوایِ_عاشقی
گه نور و گه نار آمدم
گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم،
دارم هوای عاشقی ...
✍#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
🗣#شهرام_ناطری
🎼#هوایِ_عاشقی
گه نور و گه نار آمدم
گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم،
دارم هوای عاشقی ...
✍#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
👍1🙏1
○
از فردیتِ خود دست شستن .
با چشمِ دیگری دیدن .
با گوشِ دیگری شِنیدن .
دو تَن باشی، و در واقع یک تَن .
چنان به هَم آمیخته و مَجذوب، که ندانی تویی یا دیگری .
آماده ایثار در هر لَحظه .
رهایی از شخصیَت، برایِ یافتن چیزی ورایِ آن .
معنای عشق همین است ...
👤#تئوفیل_گوتیه
🍏🍎🍃
از فردیتِ خود دست شستن .
با چشمِ دیگری دیدن .
با گوشِ دیگری شِنیدن .
دو تَن باشی، و در واقع یک تَن .
چنان به هَم آمیخته و مَجذوب، که ندانی تویی یا دیگری .
آماده ایثار در هر لَحظه .
رهایی از شخصیَت، برایِ یافتن چیزی ورایِ آن .
معنای عشق همین است ...
👤#تئوفیل_گوتیه
🍏🍎🍃
❤2
○
به این باور رسیده ام که چیزی را نمیتوانی جبران کنی و دوباره درست بگذاریاش سرجایش.
حفرههای زندگیات همیشگی هستند. تو باید در اطرافش رشد کنی، مثل ریشههای درخت که از اطراف سیمان بیرون میزنند.
باید خودت را از لای شیارها بیرون بکشی...
👤#پائولا_هاوکینز
🍏🍎🍃
به این باور رسیده ام که چیزی را نمیتوانی جبران کنی و دوباره درست بگذاریاش سرجایش.
حفرههای زندگیات همیشگی هستند. تو باید در اطرافش رشد کنی، مثل ریشههای درخت که از اطراف سیمان بیرون میزنند.
باید خودت را از لای شیارها بیرون بکشی...
👤#پائولا_هاوکینز
🍏🍎🍃
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
بیشترین لحظات عمر ...
نجواهای ذهنی
و باورهایِ عینی حتا،،،
گاه، توهماتی بیش نیستند؛
تنها لحظه ی حال را با ریتم
شادِ ضرباهنگِ زندگی ...
با عشق . با امید و با توسل
به دست هایِ سبزِ
هستی جشن بگیر و شادمانه
بذرِ حضورت را بارور کن...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
بیشترین لحظات عمر ...
نجواهای ذهنی
و باورهایِ عینی حتا،،،
گاه، توهماتی بیش نیستند؛
تنها لحظه ی حال را با ریتم
شادِ ضرباهنگِ زندگی ...
با عشق . با امید و با توسل
به دست هایِ سبزِ
هستی جشن بگیر و شادمانه
بذرِ حضورت را بارور کن...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👍1🙏1
○
بانوی غزل
بیا زرافشانی کن
برصبح امیدمن
غزلخوانی کن
ناز ازتو و نازتو خریدن از من
دریای دل مرا تو طوفانی کن
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
بانوی غزل
بیا زرافشانی کن
برصبح امیدمن
غزلخوانی کن
ناز ازتو و نازتو خریدن از من
دریای دل مرا تو طوفانی کن
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
❤2
○
مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتـے گرفت،
خیلـے کثیف میشوی و مهمتر آنکه خوک از این کار لذت مـےبرد.
👤#جورج_برنارد_شاو
🍏🍎🍃
مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتـے گرفت،
خیلـے کثیف میشوی و مهمتر آنکه خوک از این کار لذت مـےبرد.
👤#جورج_برنارد_شاو
🍏🍎🍃
❤2
🟥
*اوبونتو* چیست ⁉️
یکی از پژوهشگران حوزه مردمشناسی، که برای تحقیق به آفریقا سفرکرده بود، روزی در یکی از قبایل، به تعدادی از بچههای بومی، یک بازی را پیشنهاد کرد.
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به سبد برسد، آن میوههای خوشمزه را برنده میشود.
هنگامی که فرمان دویدن داده شد، آن بچهها دستان یکدیگر را گرفتند و باهم دویدند و در کنار درخت خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند.
پژوهشگر که از رفتار بزرگ منشانهی بچهها هاج و واج بود، علت این رفتار آنها را پرسید و گفت: درحالی که یک نفر از شما میتوانست به تنهایی همه میوهها را برنده شود، چرا از هم جلو نزدید؟
آنها گفتند:*اوبونتو*
به این معنا که: "چگونه یکی از ما میتواند خوشحال باشد، در حالی که دیگران ناراحتند"؟
کاش یک روز همه ما آدمها اینطوری باشیم.
*اوبونتو* در فرهنگ *ژوسا* به اين معناست:
*من هستم، چون ما هستيم*
خوبى را براى همه بخواهيد تا خداوند وكائنات به خودتان سوقش دهد.
در دنيا همه چيز مثل يك پژواك عمل میکند.
*اوبونتو...*
🍏🍎🍃
*اوبونتو* چیست ⁉️
یکی از پژوهشگران حوزه مردمشناسی، که برای تحقیق به آفریقا سفرکرده بود، روزی در یکی از قبایل، به تعدادی از بچههای بومی، یک بازی را پیشنهاد کرد.
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به سبد برسد، آن میوههای خوشمزه را برنده میشود.
هنگامی که فرمان دویدن داده شد، آن بچهها دستان یکدیگر را گرفتند و باهم دویدند و در کنار درخت خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند.
پژوهشگر که از رفتار بزرگ منشانهی بچهها هاج و واج بود، علت این رفتار آنها را پرسید و گفت: درحالی که یک نفر از شما میتوانست به تنهایی همه میوهها را برنده شود، چرا از هم جلو نزدید؟
آنها گفتند:*اوبونتو*
به این معنا که: "چگونه یکی از ما میتواند خوشحال باشد، در حالی که دیگران ناراحتند"؟
کاش یک روز همه ما آدمها اینطوری باشیم.
*اوبونتو* در فرهنگ *ژوسا* به اين معناست:
*من هستم، چون ما هستيم*
خوبى را براى همه بخواهيد تا خداوند وكائنات به خودتان سوقش دهد.
در دنيا همه چيز مثل يك پژواك عمل میکند.
*اوبونتو...*
🍏🍎🍃
❤2
Aron Afshar Janam Bash آرون افشار جانم باش
🎶❤️🎶
🗣#آرون_افشار
🎼#جانم
جانم باش؛
نوش دارو بعد مرگ فایده نداره
جانم باش
رخ نمایان کن و این ماه شب تابانم باش
داد از دل. بی قرارت شدم
ای فریاد از دل.....
🍏🍎🍃
🗣#آرون_افشار
🎼#جانم
جانم باش؛
نوش دارو بعد مرگ فایده نداره
جانم باش
رخ نمایان کن و این ماه شب تابانم باش
داد از دل. بی قرارت شدم
ای فریاد از دل.....
🍏🍎🍃
❤2🥰1
Veda
Bijan Mortazavi
🎼🤍🎼
🎼#وداع
ترانه سرا:هما میرافشار
آهنگساز:محمد مقدم
تنظیم کننده:بیژن مرتضوی
خواننده:#بیژن_مرتضوی
بیاد ستاره_سعیدی 🕊🥀
همسر بیزن_ مرتضوی
سفرش سبز . روح اش شادان
🍏🍎🍃
🎼#وداع
ترانه سرا:هما میرافشار
آهنگساز:محمد مقدم
تنظیم کننده:بیژن مرتضوی
خواننده:#بیژن_مرتضوی
بیاد ستاره_سعیدی 🕊🥀
همسر بیزن_ مرتضوی
سفرش سبز . روح اش شادان
🍏🍎🍃
👍1🔥1
○
به محض اینکه زندگی خویش را در این جسم میرنده آغاز میکنیم، حرکت بیانقطاعی را به سوی مرگ آغاز میکنیم؛ و مرگ مقصدی است که کل این زندگی را (اگر بتوانیم این روانه شدن به سوی مرگ را «زندگی» بنامیم) با تغییرپذیریاش به آن میانجامد. مسلماً هیچ کس سال آینده بیش از سال گذشته و فردا بیش از امروز و امروز بیش از دیروز و لحظهی بعد بیش از این لحظه و این لحظه بیش از لحظهی قبل به مرگ نزدیک نیست. زیرا هر مقدار از زمان را که از زندگی خویش سپری میکنیم، از کل زندگی ما کسر میشود و تتمهٔ آن روز به روز کاهش مییابد. از این رو، زندگی ما چیزی نیست جز مسابقهای به سوی مرگ که هیچ کس در آن اجازه ندارد لحظهای درنگ کند یا مقداری آهستهتر بدود؛ بلکه همه در حرکتی یکسان و با سرعتی برابر به جلو رانده میشوند.
آگوستین
از کتاب: شهر خدا
فصل سیزدهم
ترجمهیِ حسین توفیقی
🍏🍎🍃
به محض اینکه زندگی خویش را در این جسم میرنده آغاز میکنیم، حرکت بیانقطاعی را به سوی مرگ آغاز میکنیم؛ و مرگ مقصدی است که کل این زندگی را (اگر بتوانیم این روانه شدن به سوی مرگ را «زندگی» بنامیم) با تغییرپذیریاش به آن میانجامد. مسلماً هیچ کس سال آینده بیش از سال گذشته و فردا بیش از امروز و امروز بیش از دیروز و لحظهی بعد بیش از این لحظه و این لحظه بیش از لحظهی قبل به مرگ نزدیک نیست. زیرا هر مقدار از زمان را که از زندگی خویش سپری میکنیم، از کل زندگی ما کسر میشود و تتمهٔ آن روز به روز کاهش مییابد. از این رو، زندگی ما چیزی نیست جز مسابقهای به سوی مرگ که هیچ کس در آن اجازه ندارد لحظهای درنگ کند یا مقداری آهستهتر بدود؛ بلکه همه در حرکتی یکسان و با سرعتی برابر به جلو رانده میشوند.
آگوستین
از کتاب: شهر خدا
فصل سیزدهم
ترجمهیِ حسین توفیقی
🍏🍎🍃
❤2👏1