○
انسانِ امروز، انسانِ انتظارهای بیپایان است؛ گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق میاندازد. آرزوهای او زنجیرهی پوچی است که تا بیپایان جهان ادامه مییابد.
📕 در انتظار گودو
✍🏼 #ساموئل_بکت
🍏🍎🍃
انسانِ امروز، انسانِ انتظارهای بیپایان است؛ گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق میاندازد. آرزوهای او زنجیرهی پوچی است که تا بیپایان جهان ادامه مییابد.
📕 در انتظار گودو
✍🏼 #ساموئل_بکت
🍏🍎🍃
👍3❤1
○
تندیس تختی در آکادمی ورزش آمریکا
در این تندیس تختی با یک دست نشان داده شده تا نماد و یادآور جوانمردی او باشد
تختی در مبارزه خود با کشتی گیر شوروی الکساندر مدوید در مسابقات جهانی 1962 آمریکا، متوجه شد مدوید آسیب دیده است، تختی به نحوی کشتی گرفت که مدوید دچار آسیب بیشتری نشود و به گفته مدوید در طول کشتی تختی به سمت قسمت آسیب دیده (کتف یا زانو) وی نرفت. آن بازی مساوی شد اما به دلیل سبک تر بودن مدوید، او برنده اعلام شد اما برای وی و دیگران تختی تا ابد برنده باقی ماند .
📸 غلامرضا تختی ملقب به جهان پهلوان. بخشی از افتخارات ورزشی: دارنده ۳ مدال طلای جهان و المپیک ، ۴ مدال نقره جهان و المپیک ، پهلوان اول ایران و صاحب بازوبند پهلوانی ایران
زاد روزش گرامی 🎂🌷🎂
نام و یادش در قلب ها به عشق و جاودانه...
🍏🍎🍃
تندیس تختی در آکادمی ورزش آمریکا
در این تندیس تختی با یک دست نشان داده شده تا نماد و یادآور جوانمردی او باشد
تختی در مبارزه خود با کشتی گیر شوروی الکساندر مدوید در مسابقات جهانی 1962 آمریکا، متوجه شد مدوید آسیب دیده است، تختی به نحوی کشتی گرفت که مدوید دچار آسیب بیشتری نشود و به گفته مدوید در طول کشتی تختی به سمت قسمت آسیب دیده (کتف یا زانو) وی نرفت. آن بازی مساوی شد اما به دلیل سبک تر بودن مدوید، او برنده اعلام شد اما برای وی و دیگران تختی تا ابد برنده باقی ماند .
📸 غلامرضا تختی ملقب به جهان پهلوان. بخشی از افتخارات ورزشی: دارنده ۳ مدال طلای جهان و المپیک ، ۴ مدال نقره جهان و المپیک ، پهلوان اول ایران و صاحب بازوبند پهلوانی ایران
زاد روزش گرامی 🎂🌷🎂
نام و یادش در قلب ها به عشق و جاودانه...
🍏🍎🍃
👏1
○
خاطره پرویز عرب از تختی:
وقتی تمرینهایمان را در دارالفنون شروع کردیم یک روز مرحوم بلور که مربی دارالفنون بود از تمرین ما جلوگیری کرد و به ما گفت شما هنوز مقام تهران هم ندارید آن وقت چطور میخواهید اینجا تمرین کنید؟
وقتی بلور این حرف را به ما زد، یک دفعه دیدم یک آقای خوش اندام و خوش قد و قواره که همه از او حساب میبردند جلو آمد و گفت آقای بلور چرا نمیگذارید اینها تمرین کنند. اینها هم محصل همین مدرسه هستند و حق دارند که از این سالن استفاده کنند. بلور هم بلافاصله جواب داد اگر شما میگویید من هیچ مخالفتی ندارم و به این صورت بود که او قبول کرد ما در آن سالن تمرین کنیم. بعد از آن فهمیدم آن شخص غلامرضا تختی بود. خلاصه ما خیلی خوشحال شدیم و خیالمان راحت شد. من همیشه دلم به این قرص بود که یک پشتیبان مهم دارم. البته این را بگویم که تختی پشتیبان همه بود
مردم از هر صنفی عاشق تختی بودند. مثلا یک سری از افسران که همیشه سر چهارراه استانبول میایستادند چون میدانستند تختی از آنجا عبور میکند فقط به عشق اینکه با او سلام علیک کنند و او را ببینند ساعتها آنجا میایستادند. یک بار دم در سفارت آلمان تیمساری را دیدم که به یک نفر احترام گذاشت. وقتی دقت کردم دیدم آن سمت خیابان تختی است. همه او را دوست داشتند. یا مثلا وقتی افسران پلیس که سر چهارراه میایستادند میفهمیدند ماشین تختی از آنجا قرار است عبور کند، راه را میبستند و به او احترام نظامی میگذاشتند تا تختی با یک ماشین قراضه از آنجا عبور کند (با خنده)
زاد روزش فرخنده و گرامی 🎂
🍏🍎🍃
خاطره پرویز عرب از تختی:
وقتی تمرینهایمان را در دارالفنون شروع کردیم یک روز مرحوم بلور که مربی دارالفنون بود از تمرین ما جلوگیری کرد و به ما گفت شما هنوز مقام تهران هم ندارید آن وقت چطور میخواهید اینجا تمرین کنید؟
وقتی بلور این حرف را به ما زد، یک دفعه دیدم یک آقای خوش اندام و خوش قد و قواره که همه از او حساب میبردند جلو آمد و گفت آقای بلور چرا نمیگذارید اینها تمرین کنند. اینها هم محصل همین مدرسه هستند و حق دارند که از این سالن استفاده کنند. بلور هم بلافاصله جواب داد اگر شما میگویید من هیچ مخالفتی ندارم و به این صورت بود که او قبول کرد ما در آن سالن تمرین کنیم. بعد از آن فهمیدم آن شخص غلامرضا تختی بود. خلاصه ما خیلی خوشحال شدیم و خیالمان راحت شد. من همیشه دلم به این قرص بود که یک پشتیبان مهم دارم. البته این را بگویم که تختی پشتیبان همه بود
مردم از هر صنفی عاشق تختی بودند. مثلا یک سری از افسران که همیشه سر چهارراه استانبول میایستادند چون میدانستند تختی از آنجا عبور میکند فقط به عشق اینکه با او سلام علیک کنند و او را ببینند ساعتها آنجا میایستادند. یک بار دم در سفارت آلمان تیمساری را دیدم که به یک نفر احترام گذاشت. وقتی دقت کردم دیدم آن سمت خیابان تختی است. همه او را دوست داشتند. یا مثلا وقتی افسران پلیس که سر چهارراه میایستادند میفهمیدند ماشین تختی از آنجا قرار است عبور کند، راه را میبستند و به او احترام نظامی میگذاشتند تا تختی با یک ماشین قراضه از آنجا عبور کند (با خنده)
زاد روزش فرخنده و گرامی 🎂
🍏🍎🍃
○
دوست داشتنِ تو
در وجود من است
خاکش ، آبش ، نورش
زندگی و خیالش با عشق
با هم آمیخته است
تو همچو نفسی هستی که در جانم
همان سویی هستی که در چشمم
همان تپشی هستی که در قلبم
و همان فکری هستی
که در سرم جریان دارد
محبوب من
به هرچه بیندیشم به تو فکر میکنم
به هرچه مینگرم تو را میبینم...
✍#ناظم_حکمت
🍏🍎🍃
دوست داشتنِ تو
در وجود من است
خاکش ، آبش ، نورش
زندگی و خیالش با عشق
با هم آمیخته است
تو همچو نفسی هستی که در جانم
همان سویی هستی که در چشمم
همان تپشی هستی که در قلبم
و همان فکری هستی
که در سرم جریان دارد
محبوب من
به هرچه بیندیشم به تو فکر میکنم
به هرچه مینگرم تو را میبینم...
✍#ناظم_حکمت
🍏🍎🍃
❤1
○
به دیدارم بیا، ای هم گناه،
ای مهربان با من
شب افتاده ست و من تاریک و تنهايم
در ایوان ودر تالاب من
دیری ست؛ در خوابند
پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی ...
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
به دیدارم بیا، ای هم گناه،
ای مهربان با من
شب افتاده ست و من تاریک و تنهايم
در ایوان ودر تالاب من
دیری ست؛ در خوابند
پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی ...
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
❤1👍1
Benevis
Chaartaar
🎶❤️🎶
▪️نام: #بنویس
▪آلبوم: #دریا_کجاست؟
▪️خواننده: #آرمان_گرشاسبی
▪️سراینده: #احسان_حائری
▪️گروه: #چارتار
▪️تولید: #سال۱۳۹۶
تو را صدا کردم ...
سکوت بود و نسیم
که پرده را میبرد
در آسمان ملول
ستارهای میسوخت
ستارهای میرفت
ستارهای میمرد ...
🍏🍎🍃
▪️نام: #بنویس
▪آلبوم: #دریا_کجاست؟
▪️خواننده: #آرمان_گرشاسبی
▪️سراینده: #احسان_حائری
▪️گروه: #چارتار
▪️تولید: #سال۱۳۹۶
تو را صدا کردم ...
سکوت بود و نسیم
که پرده را میبرد
در آسمان ملول
ستارهای میسوخت
ستارهای میرفت
ستارهای میمرد ...
🍏🍎🍃
○
ناله هایِ نهفته در
بغضِ شب؛
زخم می زند؛
گلوگاهِ درد را
و ظلماتِ اندوه؛
می خراشد
جراحتِ دیواره هایِ
زندانِ انفرادی ات را
وقتی که؛ طنابِ دار
خواب هایِ
گاه به گاهت را
خفه می کند
و در گوری
به عمق تنهایی و
وحشتِ غربت
دفن می شوی!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
ناله هایِ نهفته در
بغضِ شب؛
زخم می زند؛
گلوگاهِ درد را
و ظلماتِ اندوه؛
می خراشد
جراحتِ دیواره هایِ
زندانِ انفرادی ات را
وقتی که؛ طنابِ دار
خواب هایِ
گاه به گاهت را
خفه می کند
و در گوری
به عمق تنهایی و
وحشتِ غربت
دفن می شوی!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1👎1🙏1
○
الهی:
ما را از پسِ ابرهایِ تیره یِ
رخوت و کدورتِ
این همه شکافِ قرن ها؛
باورِ ناباور ...
و کسوفِ سالیان بی باران
در پرده پرده هایِ
نوحه گرِ خسوفِِ پنهان
در تکه تکه هایِ مخدوشِ
آینه یِ هزار تکه یِ زمان ؛
رهایی ببخش!
و از سراشیب
بهت و تردیدِ هبوط
به اوجِ خرد،
عشق و ایمانی راستین
رهنمون مان باش!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
الهی:
ما را از پسِ ابرهایِ تیره یِ
رخوت و کدورتِ
این همه شکافِ قرن ها؛
باورِ ناباور ...
و کسوفِ سالیان بی باران
در پرده پرده هایِ
نوحه گرِ خسوفِِ پنهان
در تکه تکه هایِ مخدوشِ
آینه یِ هزار تکه یِ زمان ؛
رهایی ببخش!
و از سراشیب
بهت و تردیدِ هبوط
به اوجِ خرد،
عشق و ایمانی راستین
رهنمون مان باش!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
معمای عشق
○ ناله هایِ نهفته در بغضِ شب؛ زخم می زند؛ گلوگاهِ درد را و ظلماتِ اندوه؛ می خراشد جراحتِ دیواره هایِ زندانِ انفرادی ات را وقتی که؛ طنابِ دار خواب هایِ گاه به گاهت را …
درود و احترام دوست بزرگوار
سپاس از حضور و توجه به مطالب کانال، خوشحال میشم نظر و دیدگاهتان را پی وی داشته باشم . مایلم بدانم؛ چه برداشتی از این سروده داشته اید 🙏🌸
سپاس از حضور و توجه به مطالب کانال، خوشحال میشم نظر و دیدگاهتان را پی وی داشته باشم . مایلم بدانم؛ چه برداشتی از این سروده داشته اید 🙏🌸
❤2
له یاره (Mezzrrab@)
🎼❤️🎼
از چشمِ بی خوابِ شب؛
تا قلبِ خسته یِ
کهکشان ها؛
تمامِ تو را؛
قدم زدم
ماهِ من
پس تو کجا بودی؟!.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
از چشمِ بی خوابِ شب؛
تا قلبِ خسته یِ
کهکشان ها؛
تمامِ تو را؛
قدم زدم
ماهِ من
پس تو کجا بودی؟!.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃