○
بانوی غزل بیا زرافشانی کن
برصبح امیدمن غزلخوانی کن
ناز ازتو و نازتو خریدن از من
دریای دل مرا تو طوفانی کن
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
بانوی غزل بیا زرافشانی کن
برصبح امیدمن غزلخوانی کن
ناز ازتو و نازتو خریدن از من
دریای دل مرا تو طوفانی کن
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
○
ای عشق!
بیآنکه ببینمت
بیآنکه نگاهت را بشناسم
بیآنکه درکات کنم
دوستت میداشتم...
شاید تو را دیدهام پیش از این
در حالی که لیوان شرابی را بلند میکردی
شاید تو همان گیتاری بودی که درست نمینواختمت.
دوستات میداشتم بیآنکه درکات کنم
دوستات میداشتم بیآنکه هرگز تو را دیده باشم
و ناگهان تو با من، تنها
در تنگ من
در آنجا بودی.
لمسات کردم
بر تو دست کشیدم
و در قلمرو تو زیستم
چون آذرخشی بر یکی شعله
که آتش قلمرو توست
ای فرمانروای من!
✍🏻 #پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
ای عشق!
بیآنکه ببینمت
بیآنکه نگاهت را بشناسم
بیآنکه درکات کنم
دوستت میداشتم...
شاید تو را دیدهام پیش از این
در حالی که لیوان شرابی را بلند میکردی
شاید تو همان گیتاری بودی که درست نمینواختمت.
دوستات میداشتم بیآنکه درکات کنم
دوستات میداشتم بیآنکه هرگز تو را دیده باشم
و ناگهان تو با من، تنها
در تنگ من
در آنجا بودی.
لمسات کردم
بر تو دست کشیدم
و در قلمرو تو زیستم
چون آذرخشی بر یکی شعله
که آتش قلمرو توست
ای فرمانروای من!
✍🏻 #پابلو_نرودا
🍏🍎🍃
○
تنهایی هم
هنوز رنگ بنفش داشت
می خواستند بر تنهایی من و تو
در شب و سکوت پرده های سیاه بکشند
من و تو آرام آرام
به ویرانی و وارستگی
خو گرفته بودیم
برای فراموشی غروب های
تهی از خورشید
احمدی 30 اردیبهشت 1319 در کرمان متولد شد و سالها در حوزه، ادبیات، شعر، نویسندگی و سینما فعالیت کرد. او در زمینه شعر، موسیقی، ویراستاری و ادبیات کودک و نوجوان نیز فعالیتهای بسیاری داشت.
این شاعر فقید توسط مرکز هنرمندان ایران به عنوان موسس و پایهگذار موج شعر نو و پیشگام سورئالیسم در ادبیات کودکان شناخته شده است. «سفر در شب» یکی از قویترین آثار احمدی است که به موضوعهای اجتماعی، صلح، همزیستی، تحمل و همکاری اشاره میکند.
وی در زمان حیات خود موفق به دریافت جوایز زیادی از جمله جایزه ملی، فرهنگی و هنری (بیژن جلالی) برای مجموعه اشعارش در سال ۱۳۸۵ شد. اشعار وی به زبانهای مختلفی از جمله عربی، ارمنی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی و کرهای ترجمه شده است. «از بارانی که دیر بارید»، «میوهها طعم تکراری دارند»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، «روزی برای تو خواهم گفت» و «هزار پله به دریا مانده است» از آثار این شاعر است
همچنین نخستین نمایشگاه انفرادی نقاشیهای احمدی با عنوان «هزار اقاقیا در چشم تو هیچ بود»، اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در گالری کاما برگزار شد
سفرش سبز 💚 روانش انوشه
نام و یادش گرامی و جاودانه
🍏🍎🍃
تنهایی هم
هنوز رنگ بنفش داشت
می خواستند بر تنهایی من و تو
در شب و سکوت پرده های سیاه بکشند
من و تو آرام آرام
به ویرانی و وارستگی
خو گرفته بودیم
برای فراموشی غروب های
تهی از خورشید
احمدی 30 اردیبهشت 1319 در کرمان متولد شد و سالها در حوزه، ادبیات، شعر، نویسندگی و سینما فعالیت کرد. او در زمینه شعر، موسیقی، ویراستاری و ادبیات کودک و نوجوان نیز فعالیتهای بسیاری داشت.
این شاعر فقید توسط مرکز هنرمندان ایران به عنوان موسس و پایهگذار موج شعر نو و پیشگام سورئالیسم در ادبیات کودکان شناخته شده است. «سفر در شب» یکی از قویترین آثار احمدی است که به موضوعهای اجتماعی، صلح، همزیستی، تحمل و همکاری اشاره میکند.
وی در زمان حیات خود موفق به دریافت جوایز زیادی از جمله جایزه ملی، فرهنگی و هنری (بیژن جلالی) برای مجموعه اشعارش در سال ۱۳۸۵ شد. اشعار وی به زبانهای مختلفی از جمله عربی، ارمنی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی، ژاپنی و کرهای ترجمه شده است. «از بارانی که دیر بارید»، «میوهها طعم تکراری دارند»، «هزار اقاقیا در چشمان تو هیچ بود»، «روزی برای تو خواهم گفت» و «هزار پله به دریا مانده است» از آثار این شاعر است
همچنین نخستین نمایشگاه انفرادی نقاشیهای احمدی با عنوان «هزار اقاقیا در چشم تو هیچ بود»، اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ در گالری کاما برگزار شد
سفرش سبز 💚 روانش انوشه
نام و یادش گرامی و جاودانه
🍏🍎🍃
دارم هوای عاشقی_شهرام ناطری
@Golchen1©Channel گلچین
🎼❤️🎼
یکی از بدایع برخی شاعرها
بویژه مولوی
نوشتن شعرهایی ست که از دید قالب و شکل بیرونی
آمیزه ای از غزل ، مثنوی ، فیدان ... هست
با ردیف نامحور که میتوان برٓش داشت و جمله ی دیگری بجایش گذاشت که تاثیر ماهوی برکلیت شعر نمیگذارد
البته من در شاعرهای بسیاری این کاررا دیده ام
اما ابوسعید ابوالخیر
در قرن چهارم
که من او را بیشتر یک رباعی سرا میدانم و میدانستم ، دراین کار هم دستی داشته
وجالب اینکه
من نخستین بار که این شعر را از تصنیف شهرام ناظری شنیدم گمان کردم شعرش از مولوی ست
چه قد حال و هوای آثارمولوی را یادآورد میکند
من مست جام باقیام، دارم
هوای عاشقی
حیران روی ساقیام، دارم
هوای عاشقی
ای جان و ای جانان من ، دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی
جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد، دارم هوای عاشقی
گه نور و گه نار آمدم، گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیارآمدم، دارم هوای عاشقی
ای شاه، درویشت منم، درویش دل ریشت منم
بیگانه و خویشت منم ، دارم هوای عاشقی
دیوانه رویت منم، آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم، دارم هوای عاشقی
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
یکی از بدایع برخی شاعرها
بویژه مولوی
نوشتن شعرهایی ست که از دید قالب و شکل بیرونی
آمیزه ای از غزل ، مثنوی ، فیدان ... هست
با ردیف نامحور که میتوان برٓش داشت و جمله ی دیگری بجایش گذاشت که تاثیر ماهوی برکلیت شعر نمیگذارد
البته من در شاعرهای بسیاری این کاررا دیده ام
اما ابوسعید ابوالخیر
در قرن چهارم
که من او را بیشتر یک رباعی سرا میدانم و میدانستم ، دراین کار هم دستی داشته
وجالب اینکه
من نخستین بار که این شعر را از تصنیف شهرام ناظری شنیدم گمان کردم شعرش از مولوی ست
چه قد حال و هوای آثارمولوی را یادآورد میکند
من مست جام باقیام، دارم
هوای عاشقی
حیران روی ساقیام، دارم
هوای عاشقی
ای جان و ای جانان من ، دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی
جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد، دارم هوای عاشقی
گه نور و گه نار آمدم، گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیارآمدم، دارم هوای عاشقی
ای شاه، درویشت منم، درویش دل ریشت منم
بیگانه و خویشت منم ، دارم هوای عاشقی
دیوانه رویت منم، آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم، دارم هوای عاشقی
#ابوسعید_ابوالخیر
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
دلا امشب سفر دارم
چه سودایی به سر
حکایت های پر شرر دارم
چه بزمی با تو تا سحر دارم...
🍏🍎🍃
دلا امشب سفر دارم
چه سودایی به سر
حکایت های پر شرر دارم
چه بزمی با تو تا سحر دارم...
🍏🍎🍃
°
تنهایی هم
هنوز رنگ بنفش داشت
می خواستند بر تنهایی من و تو
در شب و سکوت پرده های سیاه بکشند
من و تو آرام آرام
به ویرانی و وارستگی
خو گرفته بودیم
برای فراموشی غروب های
تهی از خورشید
هر روز باید به گورستان می رفتیم
برای آماده شدن روزهای سخت
برای زبان از یاد رفته
برای پوشیدن لباس های بی قواره
که در غیبت من و تو
دوخته بودند.
✍احمد_رضا_احمدی
سفرش سبز 🍃 نام و یادش
جاودانه و ماندگار🕊
🍏🍎🍃
تنهایی هم
هنوز رنگ بنفش داشت
می خواستند بر تنهایی من و تو
در شب و سکوت پرده های سیاه بکشند
من و تو آرام آرام
به ویرانی و وارستگی
خو گرفته بودیم
برای فراموشی غروب های
تهی از خورشید
هر روز باید به گورستان می رفتیم
برای آماده شدن روزهای سخت
برای زبان از یاد رفته
برای پوشیدن لباس های بی قواره
که در غیبت من و تو
دوخته بودند.
✍احمد_رضا_احمدی
سفرش سبز 🍃 نام و یادش
جاودانه و ماندگار🕊
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم تک تک لحظه هایتان به عشق و آرامش🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
زندگی هدیهای است
که من هر روز صبح که
از خواب
بیدار میشوم
عاشقانه روبانهای دور آن را
به آرامی باز میکنم.....
👤#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
زندگی هدیهای است
که من هر روز صبح که
از خواب
بیدار میشوم
عاشقانه روبانهای دور آن را
به آرامی باز میکنم.....
👤#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
🥰1