°
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کان کس که گفت قصه ی ما، هم ز ما شنید
ما باده زیر خرقه، نه امروز میخوریم
صد بار پیر میکده، این ماجرا شنید
ما می به بانگ چنگ، نه امروز میکشیم
بس دور شد که گنبد چرخ، این صدا شنید
پند حکیم محض صواب است و عینِ خیر
فرخنده آن کسی که به سمعِ رضا شنید
حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس
دربندِ آن مباش، که نشنید یا شنید
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
کان کس که گفت قصه ی ما، هم ز ما شنید
ما باده زیر خرقه، نه امروز میخوریم
صد بار پیر میکده، این ماجرا شنید
ما می به بانگ چنگ، نه امروز میکشیم
بس دور شد که گنبد چرخ، این صدا شنید
پند حکیم محض صواب است و عینِ خیر
فرخنده آن کسی که به سمعِ رضا شنید
حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس
دربندِ آن مباش، که نشنید یا شنید
✍#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤2
○
زندگي همچون بادكنكى است
در دستان كودكان ...
كه هميشه ترس از تركيدنِ آن
لذت داشتن آن را از بين می برد.
✍#محمود_دولت آبادی
🍏🍎🍃
زندگي همچون بادكنكى است
در دستان كودكان ...
كه هميشه ترس از تركيدنِ آن
لذت داشتن آن را از بين می برد.
✍#محمود_دولت آبادی
🍏🍎🍃
❤1
Tonge Boloori
Mohsen Chavoshi
🎼❤️🎼
🎼#تنگ بلوری
🗣#محسن_چاوشی
آمدی از راه دوری
تنگ زیبای بلوری
آمدی دیدی دلم را
خسته در کنجِ صبوری
وقت تاریکای جاده
با تو یک فانوس آمد
تشنه بودم قطره ای را
با تو اقیانوس آمد
قصد دل کندن ندارم
از تو ای دل کنده از خود
از تو ای برده دلم را
تا شب خوب تولد
ای همیشه جاودانه
در میان لحظه هایم
پیش تو از یاد بردم
روزهای سختی ام را
"عشق و مدیونِ تو هستم" ...
🍏🍎🍃
🎼#تنگ بلوری
🗣#محسن_چاوشی
آمدی از راه دوری
تنگ زیبای بلوری
آمدی دیدی دلم را
خسته در کنجِ صبوری
وقت تاریکای جاده
با تو یک فانوس آمد
تشنه بودم قطره ای را
با تو اقیانوس آمد
قصد دل کندن ندارم
از تو ای دل کنده از خود
از تو ای برده دلم را
تا شب خوب تولد
ای همیشه جاودانه
در میان لحظه هایم
پیش تو از یاد بردم
روزهای سختی ام را
"عشق و مدیونِ تو هستم" ...
🍏🍎🍃
❤2
○
گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیانست
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشانست
گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمانیست
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آنکه سوخت او را کی ناله یا فغانست
گفتم فراق تا کی گفتا که تا توهستی
گفتم نفس همین است گفتا سخن همانست...
✍#فیض_کاشانی
🍏🍎🍃
گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیانست
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشانست
گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمانیست
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آنکه سوخت او را کی ناله یا فغانست
گفتم فراق تا کی گفتا که تا توهستی
گفتم نفس همین است گفتا سخن همانست...
✍#فیض_کاشانی
🍏🍎🍃
❤1
°
من
تو را
برای شعر
بر نمی گزینم
شعر، مرا
برای تو
برگزیده است
در هشیاری
به سراغت
نمی آیم
هر بار
از سوزش انگشتانم
در مییابم باز
نام تو را، مینوشته ام
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
من
تو را
برای شعر
بر نمی گزینم
شعر، مرا
برای تو
برگزیده است
در هشیاری
به سراغت
نمی آیم
هر بار
از سوزش انگشتانم
در مییابم باز
نام تو را، مینوشته ام
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤1👍1👏1🙏1
○
#اصلاحیه
#اشعارجعلی
پس هرگز منتظر فردای خیالی نباش .
فراموش نکن !
مقصد ،
همیشه جایی در انتهای مسیر نیست !
مقصد ،
لذت بردن از قدمهایی است که بین مبدا و مقصد برمی داریم.
چایت را بنوش! نگران فردا مباش.
#هاجر فرهادی ✅
#نیمایوشیج ❌
از نیما یوشیج نیست.
🍏🍎🍃
#اصلاحیه
#اشعارجعلی
پس هرگز منتظر فردای خیالی نباش .
فراموش نکن !
مقصد ،
همیشه جایی در انتهای مسیر نیست !
مقصد ،
لذت بردن از قدمهایی است که بین مبدا و مقصد برمی داریم.
چایت را بنوش! نگران فردا مباش.
#هاجر فرهادی ✅
#نیمایوشیج ❌
از نیما یوشیج نیست.
🍏🍎🍃
🙏2👍1👏1
Hancer
Ilyas Yalcintas
🎼❤️🎼
🗣#الیاس_یالچینتاش
به راه عشق نتابم سر از ارادت دوست
که عشق مملکت و دوست پادشاه من است
زنند طعنه که اندر جهان پناهت نیست
به جان دوست همان نیستی پناه من است...
#قاآنی
🍏🍎🍃
🗣#الیاس_یالچینتاش
به راه عشق نتابم سر از ارادت دوست
که عشق مملکت و دوست پادشاه من است
زنند طعنه که اندر جهان پناهت نیست
به جان دوست همان نیستی پناه من است...
#قاآنی
🍏🍎🍃
❤2👍1🙏1
○
زندگی پر است از قضاوتهای دیگران دربارهٔ ما
قضاوتهایی که گاهی اوقات بد و گاهی اوقات خوب هستند. اگر بخواهیم با هر نظر موافق و مخالفی زیر و رو شویم باید فاتحهٔ آرامش را بخوانیم.
#ویل_دورانت
📒#درباره_معنی_زندگی
🍏🍎🍃
زندگی پر است از قضاوتهای دیگران دربارهٔ ما
قضاوتهایی که گاهی اوقات بد و گاهی اوقات خوب هستند. اگر بخواهیم با هر نظر موافق و مخالفی زیر و رو شویم باید فاتحهٔ آرامش را بخوانیم.
#ویل_دورانت
📒#درباره_معنی_زندگی
🍏🍎🍃
👍1
Love Story
Nana Mouskouri (@InVoidAgain)
🎼❤️🎼
🗣#نانا_موسکوری
🎼#داستان_عشق
Where do l begin
از کجا آغاز کنم!
گفتن ماجرایی را که یک عشق چقدر می تواند بزرگ باشد
ماجرای عاشقانه شیرینی را که از دریا کهن سال تر است
حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من بخشید
از کجا آغاز کنم ؟
با اولین سلامش
به دنیای خالی ام معنا داد
عشق دیگری هرگز نخواهد بود
از زمانی که او به زندگی ام آمد؛
زندگی را زیبا کرد....
و قلب ام را سرشار از عشق.....
🍏🍎🍃
🗣#نانا_موسکوری
🎼#داستان_عشق
Where do l begin
از کجا آغاز کنم!
گفتن ماجرایی را که یک عشق چقدر می تواند بزرگ باشد
ماجرای عاشقانه شیرینی را که از دریا کهن سال تر است
حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من بخشید
از کجا آغاز کنم ؟
با اولین سلامش
به دنیای خالی ام معنا داد
عشق دیگری هرگز نخواهد بود
از زمانی که او به زندگی ام آمد؛
زندگی را زیبا کرد....
و قلب ام را سرشار از عشق.....
🍏🍎🍃
👍1
○
همهی ما تنها در جستجوی یک چیز
در زندگی هستیم،
که از آن لبریز شویم
که بوسهی یک نور را در قلب
یخزدهمان، دریافت کنیم
ملایمت عشقی فناناپذیر را؛
تجربه کنیم!
✍#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
همهی ما تنها در جستجوی یک چیز
در زندگی هستیم،
که از آن لبریز شویم
که بوسهی یک نور را در قلب
یخزدهمان، دریافت کنیم
ملایمت عشقی فناناپذیر را؛
تجربه کنیم!
✍#کریستین_بوبن
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم قلب زندگی تپنده به عشق و امید و آرامش ...
🍏🍎🍃
🍏🍎🍃
○
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
✍#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم
ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
✍#قیصر_امین_پور
🍏🍎🍃
👍1