Good Times
Vangelis
○
هر صبح
آسمانِ قلب ام
پرندکِ آفتابِ نگاهِ توست
تا شکوفه های بادام
بشکفند ،،، در باد
و چکاوک ها
به آشیان،،، بر گردند
و دست هایم...
در قلب تو،،، سبز شوند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍎🍏🍃
هر صبح
آسمانِ قلب ام
پرندکِ آفتابِ نگاهِ توست
تا شکوفه های بادام
بشکفند ،،، در باد
و چکاوک ها
به آشیان،،، بر گردند
و دست هایم...
در قلب تو،،، سبز شوند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍎🍏🍃
○
در مقابل تغییراتی که خداوند
در مسیرت قرار میدهد؛
به جای مقاومت تسلیم باش!
بگذار زندگی نه بر خلاف تو،
که همراهت جاری شود...
نگران نباش که، «زندگیام زیر و رو میشود...!»
از کجا میدانی زیر زندگیات ،
بهتر از روی آن نباشد...؟!
✍#الیف_شافاك
🍏🍎🍃
در مقابل تغییراتی که خداوند
در مسیرت قرار میدهد؛
به جای مقاومت تسلیم باش!
بگذار زندگی نه بر خلاف تو،
که همراهت جاری شود...
نگران نباش که، «زندگیام زیر و رو میشود...!»
از کجا میدانی زیر زندگیات ،
بهتر از روی آن نباشد...؟!
✍#الیف_شافاك
🍏🍎🍃
Adagio
Lara Fabian
🎼❤️🎼
من از لطافت صبح
من از طراوت نور
من از نوازش
آن مهربان
چنان سرمست
که گاه در
همه آفاق می گشودم بال
که مست
برهمه افلاک می فشاندم دست
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
من از لطافت صبح
من از طراوت نور
من از نوازش
آن مهربان
چنان سرمست
که گاه در
همه آفاق می گشودم بال
که مست
برهمه افلاک می فشاندم دست
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
○
گلوگاهت را به من بسپار و دهانت را حلال من کن
میخواهم آواز زلالی بخوانم برای کهورهای دشتستان
[در آفتاب میروند فصلها، و علفها
گر میگیرند از عطش خویش و شعله
به هم هدیه میدهند]
گیسوانت را به من بسپار
میخواهم آواز تابداری بخوانم که سایه بیفکند بر وطنم
که ببارد
بر دانهای - که مثل دلم -
در عمق این جهنم سوزان پنهان است
[در آفتاب میروند آبها
در آفتاب مینشیند دشت
و بذرها
در خاکههای خاکستر میپوسند]
چشمانت را به من بسپار
میخواهم که خیس ببینم گیتی را
و خیس و سبز برویانم آتش را
از گورهای مشتعلِ سرگردان
[در آفتاب میوزد زمین
در آفتاب میوزد جهان
و آدمیان
در آفتاب به مسلخ میروند]
قلبت را به من بسپار
میخواهم دهل بکوبم
در این ظلمات آفتابی
میخواهم دهل بکوبم.
✍#منوچهر_آتشی
🍏🍎🍃
گلوگاهت را به من بسپار و دهانت را حلال من کن
میخواهم آواز زلالی بخوانم برای کهورهای دشتستان
[در آفتاب میروند فصلها، و علفها
گر میگیرند از عطش خویش و شعله
به هم هدیه میدهند]
گیسوانت را به من بسپار
میخواهم آواز تابداری بخوانم که سایه بیفکند بر وطنم
که ببارد
بر دانهای - که مثل دلم -
در عمق این جهنم سوزان پنهان است
[در آفتاب میروند آبها
در آفتاب مینشیند دشت
و بذرها
در خاکههای خاکستر میپوسند]
چشمانت را به من بسپار
میخواهم که خیس ببینم گیتی را
و خیس و سبز برویانم آتش را
از گورهای مشتعلِ سرگردان
[در آفتاب میوزد زمین
در آفتاب میوزد جهان
و آدمیان
در آفتاب به مسلخ میروند]
قلبت را به من بسپار
میخواهم دهل بکوبم
در این ظلمات آفتابی
میخواهم دهل بکوبم.
✍#منوچهر_آتشی
🍏🍎🍃
❤1👏1
* * * شکوه بودن * * *
هر ظهر تابستان
در شرجی تفتیده از گرما
آن لحظه هایی که
حتی نسیم نیمروزی نیز
در او توان پر کشیدن نیست ،
برشاخه های ازنفس افتاده درجنگل
درسایه ساربرگ های سبزبی جنبش
هنگامه ای برپاست
زیرا در آن ساعت
کنسرت فصل سیرسیرک ها
در حال اجرا است :
اینجا کسی تنها نمی خواند
اینجا کسی تنها نمی میرد
اینجا همه با هم
جاری و پُر شورند
اینجا کنار هم
آواز می خوانند
تا آنکه می میرند
مسعودایمانی --صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
هر ظهر تابستان
در شرجی تفتیده از گرما
آن لحظه هایی که
حتی نسیم نیمروزی نیز
در او توان پر کشیدن نیست ،
برشاخه های ازنفس افتاده درجنگل
درسایه ساربرگ های سبزبی جنبش
هنگامه ای برپاست
زیرا در آن ساعت
کنسرت فصل سیرسیرک ها
در حال اجرا است :
اینجا کسی تنها نمی خواند
اینجا کسی تنها نمی میرد
اینجا همه با هم
جاری و پُر شورند
اینجا کنار هم
آواز می خوانند
تا آنکه می میرند
مسعودایمانی --صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
❤1👍1
°
درون هرکس نغمهای هست
که او را اینسو و آنسو میدواند
تا نیزنی بیاید
که نغمهٔ او را بنوازد
و او خودش را
در نغمهٔ خویش فراموش کند.
✍#بیژن_الهی
🍏🍎🍃
درون هرکس نغمهای هست
که او را اینسو و آنسو میدواند
تا نیزنی بیاید
که نغمهٔ او را بنوازد
و او خودش را
در نغمهٔ خویش فراموش کند.
✍#بیژن_الهی
🍏🍎🍃
❤1
○
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاهترکان فارغ است ازحال ما کورستمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آندل که با درد توخواهد مرهمی
✍ #حضرت_حافظ
🍎🍏🍃
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاهترکان فارغ است ازحال ما کورستمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آندل که با درد توخواهد مرهمی
✍ #حضرت_حافظ
🍎🍏🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
با اینکه میخواهم تورا سهمم از عشق ات چرا چیزی به جز باران نبود
مستی شب های من ماه من رویای من حسرت چشمان تو بارانی ام کرد
ماه بی تکرار من
بغض بی انکار من
با دل دیوانه ام میماندی ای کاش
عشق بی پایان من گرمی دستان من میروی اما کمی دلتنگ من باش ...
🍏🍎🍃
با اینکه میخواهم تورا سهمم از عشق ات چرا چیزی به جز باران نبود
مستی شب های من ماه من رویای من حسرت چشمان تو بارانی ام کرد
ماه بی تکرار من
بغض بی انکار من
با دل دیوانه ام میماندی ای کاش
عشق بی پایان من گرمی دستان من میروی اما کمی دلتنگ من باش ...
🍏🍎🍃
❤1
سینه مالامال درد است
محمد رضا شجریان
🎼❤️🎼
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش
بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو
خواهد مرهمی ...
✍ #حضرت_حافظ
🍎🍏🍃
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش
بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو
خواهد مرهمی ...
✍ #حضرت_حافظ
🍎🍏🍃
❤1