°
از تو کبریتی خواستم
که شب را روشن کنم
تا پله ها و تو را گم نکنم
کبریت را که افروختم ، آغاز پیری بود
گفتم دستانت را به من بسپار
که زمان کهنه شود
و بایستد
دستانت را به من سپردی
زمان کهنه شد
و مُرد..
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
از تو کبریتی خواستم
که شب را روشن کنم
تا پله ها و تو را گم نکنم
کبریت را که افروختم ، آغاز پیری بود
گفتم دستانت را به من بسپار
که زمان کهنه شود
و بایستد
دستانت را به من سپردی
زمان کهنه شد
و مُرد..
✍#احمدرضا_احمدی
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم ❤️🌺❤️
با آرزوی هفته ای سرشار از لحظات شاد و پر امید 🍏🍎🍃
با آرزوی هفته ای سرشار از لحظات شاد و پر امید 🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
الهی!
جز تو كس ندارم
و چون تو را دارم همه را دارم ...
🍏🍎🍃
الهی!
جز تو كس ندارم
و چون تو را دارم همه را دارم ...
🍏🍎🍃
👍1🙏1
Dariush Soghoot [BibakMusic.com]
Dariush [BibakMusic.com]
🎼❤️🎼
پرنده پرید،،،🕊
قفس زیرِ بارانِ شب
خیس شد
و اندوهِ دستانِ یک پنجره
سکوتِ کبودِِ
قفس را
شکست!!.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
پرنده پرید،،،🕊
قفس زیرِ بارانِ شب
خیس شد
و اندوهِ دستانِ یک پنجره
سکوتِ کبودِِ
قفس را
شکست!!.....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
°
به خاطر تو
به جهان خواهم نگریست
به خاطر تو
از درختان
میوه خواهم چید
به خاطر تو
راه خواهم رفت
و به خاطر تو
با مردمان سخن خواهم گفت.
به خاطر تو
خودم را
دوست خواهم داشت ...
✍#بیژن_جلالی
🍏🍎🍃
به خاطر تو
به جهان خواهم نگریست
به خاطر تو
از درختان
میوه خواهم چید
به خاطر تو
راه خواهم رفت
و به خاطر تو
با مردمان سخن خواهم گفت.
به خاطر تو
خودم را
دوست خواهم داشت ...
✍#بیژن_جلالی
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
چه دانستم که این سودا, مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد, دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی, مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد, میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی, که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد, ز گردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر, خورد آن آب دریا را
چنان دریای بیپایان, شود بیآب چون هامون
شکافد نیز آن هامون, نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان, به دست قهر چون قارون
✍#غزل_مولانا
🗣#همایون_شجریان
🍏🍎🍃
چه دانستم که این سودا, مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد, دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی, مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام دراندازد, میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی, که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فروریزد, ز گردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر, خورد آن آب دریا را
چنان دریای بیپایان, شود بیآب چون هامون
شکافد نیز آن هامون, نهنگ بحرفرسا را
کشد در قعر ناگاهان, به دست قهر چون قارون
✍#غزل_مولانا
🗣#همایون_شجریان
🍏🍎🍃
👍1
°
منم آن زنی که تمامِ کشتیها
در او غرق گشته •••
و تنهایش گذاشتند
و آنگاه که هیچ بادبانی
جُز بالهایش برای او نمانده بود
آموخت که چگونه
از زن بودن رها شَود
و به پرندهیِ دریایی
تبدیل شود •••
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
منم آن زنی که تمامِ کشتیها
در او غرق گشته •••
و تنهایش گذاشتند
و آنگاه که هیچ بادبانی
جُز بالهایش برای او نمانده بود
آموخت که چگونه
از زن بودن رها شَود
و به پرندهیِ دریایی
تبدیل شود •••
✍#غادة_السمان
🍏🍎🍃
❤1
Najla
Erfan Tahmasbi
🎼❤️🎼
#عرفان_طهماسبی_نجلا
مثل کشتی زیر دریا نه می مونم
نه می میمیرم
تو چه جنگی داری با مو که تو شهر خوم
اسیرم ....
🍏🍎🍃
#عرفان_طهماسبی_نجلا
مثل کشتی زیر دریا نه می مونم
نه می میمیرم
تو چه جنگی داری با مو که تو شهر خوم
اسیرم ....
🍏🍎🍃
❤2
* * * پنجره ی التهاب * * *
از پشت غبار دلتنگی ها
سَرک می کشی هر روز
و نگاهت را ،
از من می دزدی .
باور کن ....!
من هنوز نفس می کشم .
بال هایم روزی
پروازم را خبر خواهند آورد .
اشک های پنجره ی التهاب را
پاک کن
نگرانی ات ، نگرانم میکند .
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
از پشت غبار دلتنگی ها
سَرک می کشی هر روز
و نگاهت را ،
از من می دزدی .
باور کن ....!
من هنوز نفس می کشم .
بال هایم روزی
پروازم را خبر خواهند آورد .
اشک های پنجره ی التهاب را
پاک کن
نگرانی ات ، نگرانم میکند .
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
❤1