°
ماه من باش و ماه را بگذار
گل من شو، گیاه را بگذار
ماه من شو، ولی همیشه بتاب
قصه ابر و ماه را، بگذار
با من از داستان عشق بگو
قصه شیخ و شاه را بگذار
این که تمکین سرخ با لب تست
ناز چشم سیاه را بگذار
طربش را بگیر و قسمت کن
اضطراب گناه را بگذار ...
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
ماه من باش و ماه را بگذار
گل من شو، گیاه را بگذار
ماه من شو، ولی همیشه بتاب
قصه ابر و ماه را، بگذار
با من از داستان عشق بگو
قصه شیخ و شاه را بگذار
این که تمکین سرخ با لب تست
ناز چشم سیاه را بگذار
طربش را بگیر و قسمت کن
اضطراب گناه را بگذار ...
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤1
عاشقانه
حمید غلامعلی
🎼❤️🎼
🗣#حمید_غلامعلی
🎼#عاشقانه
بمون ای فصل خوب قصه های عاشقانه
بنویس درد بخوان عشق
موسیقی باچشمان بسته ...
🍏🍎🍃
🗣#حمید_غلامعلی
🎼#عاشقانه
بمون ای فصل خوب قصه های عاشقانه
بنویس درد بخوان عشق
موسیقی باچشمان بسته ...
🍏🍎🍃
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب خوش دوستانم 💙 تیک تاک نبض زمان به عشق و شادی و آرامش ...
🍃🍏🍎
🍃🍏🍎
○
الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی، نه کس بتو ماند و نه به کسی مانی، پیداست که در میان جانی،
بلکه جان زنده به چیزی است؛
که تو آنی...
👤#خواجه_عبداله_انصاری
🍏🍎🍃
الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی، نه کس بتو ماند و نه به کسی مانی، پیداست که در میان جانی،
بلکه جان زنده به چیزی است؛
که تو آنی...
👤#خواجه_عبداله_انصاری
🍏🍎🍃
👏1
هوای زمزمههایت همایون شجریان
@sherroghazal
🎼❤️🎼
🗣#همایون_شجریان
🎼#هوای زمزمه هایت
کجاست؟
بارشی از ابر مهربان صدایت
که تشنه مانده دلم
در هوای زمزمه هایت
تهیست دستم اگر نه برای هدیه به عشقت
آخ چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت ...
به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت
هوای روی تو دارم ... نمیگذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم ...
✍#حسین_منزوی
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
🗣#همایون_شجریان
🎼#هوای زمزمه هایت
کجاست؟
بارشی از ابر مهربان صدایت
که تشنه مانده دلم
در هوای زمزمه هایت
تهیست دستم اگر نه برای هدیه به عشقت
آخ چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت ...
به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت
هوای روی تو دارم ... نمیگذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم ...
✍#حسین_منزوی
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
هر صبح ، در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم ، او همه من ، من همه اویم !
او ، روشنی و گرمی بازار وجود است
در سینه من نیز ، دلی گرم تر از اوست
او یک سرآسوده به بالین ننهادست
من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
هر صبح ، در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم ، او همه من ، من همه اویم !
او ، روشنی و گرمی بازار وجود است
در سینه من نیز ، دلی گرم تر از اوست
او یک سرآسوده به بالین ننهادست
من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
°
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را
بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه
غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را
دور از چاک گریبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گریبانی را
آه از این درد که زندان قفس خواهد کشت
مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را
لیلی من ! غم عشق تو بنازم که کشی
به خیابان جنون ، قیس بیابانی را
اینک آن طرف شقایق ، دل من مرکز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را
همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، کو ؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را...
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
عشقت آموخت به من رمز پریشانی را
چون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را
بوی پیراهنی ای باد بیاور ، ور نه
غم یوسف بکشد ، عاشق کنعانی را
دور از چاک گریبان تو آموخت به من
گل من غنچه صفت ، سر به گریبانی را
آه از این درد که زندان قفس خواهد کشت
مرغ خو کرده به پرواز گلستانی را
لیلی من ! غم عشق تو بنازم که کشی
به خیابان جنون ، قیس بیابانی را
اینک آن طرف شقایق ، دل من مرکز سوزش
داغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را
همه ، باغ دلم آثار خزان دارد ، کو ؟
آن که سامان بدهد این همه ویرانی را...
✍#حسین_منزوی
🍏🍎🍃
❤1
°
کار شاقی نکردهام
فقط به زانو در نیامدهام
فقط تاریکی را از تکلم بیهودگی بازداشتهام
دشوار نیست
شما هم
بگویید نور
بگویید امید
بگویید عشق
آدمی چیزی شبیه بوی خوش باران است...
✍#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
کار شاقی نکردهام
فقط به زانو در نیامدهام
فقط تاریکی را از تکلم بیهودگی بازداشتهام
دشوار نیست
شما هم
بگویید نور
بگویید امید
بگویید عشق
آدمی چیزی شبیه بوی خوش باران است...
✍#سیدعلی_صالحی
🍏🍎🍃
👏1
کلاغ دم سیاه
شهره صولتی
🎼❤️🎼
🗣 #شهره_صولتی
🎼#کلاغ_دم_سیاه
خورشید چه می خنده
از ابر سپید تو آسمون مرواری بنده
انگار که هوا مست بهاره
صدای پای گل میاد دوباره
کلاغ دم سیاه قارقارو سر کن
مسافرم میاد شهرو خبر کن
برم باغ بچینم سبد سبد گل
سر راش راه و نیم راه بزنم پل ...
🍏🍎🍃
🗣 #شهره_صولتی
🎼#کلاغ_دم_سیاه
خورشید چه می خنده
از ابر سپید تو آسمون مرواری بنده
انگار که هوا مست بهاره
صدای پای گل میاد دوباره
کلاغ دم سیاه قارقارو سر کن
مسافرم میاد شهرو خبر کن
برم باغ بچینم سبد سبد گل
سر راش راه و نیم راه بزنم پل ...
🍏🍎🍃
👏1
°
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است،
اما از دید آنها این دلایل هرگز
برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند.
آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند؛
. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید
کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصاا واقعیت را ترجیح می دهم؛
یعنی همان خطر.
🗒بخشی از نامه ی ✍#ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🍏🍎🍃
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است،
اما از دید آنها این دلایل هرگز
برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند.
آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند؛
. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید
کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصاا واقعیت را ترجیح می دهم؛
یعنی همان خطر.
🗒بخشی از نامه ی ✍#ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🍏🍎🍃
❤1
Sensiz Kaldım (Official Video)
Hülya Avşar
🎼❤️🎼
🗣#هلیا_افشار
🎼 #بی_تو_مانده ام
تنهای تنهاام
به من بگو بی تو بودن
چرا اینقدر سختِ ؟
روزهام نمیگذره
زندگی کردن خیلی سختِ
عشقی که در قلبم مونده
رویایی از توست ...
بی تو مانده ام
باور کن؛ که در دنیای من روز جدیدی شروع نمیشه ...
🍏🍎🍃
🗣#هلیا_افشار
🎼 #بی_تو_مانده ام
تنهای تنهاام
به من بگو بی تو بودن
چرا اینقدر سختِ ؟
روزهام نمیگذره
زندگی کردن خیلی سختِ
عشقی که در قلبم مونده
رویایی از توست ...
بی تو مانده ام
باور کن؛ که در دنیای من روز جدیدی شروع نمیشه ...
🍏🍎🍃
❤1
📕
ترجمهشده از انگلیسی-"یک گل سرخ برای امیلی" داستان کوتاهی از نویسنده آمریکایی ویلیام فاکنر است که اولین بار در 30 آوریل 1930 در شماره ای از The Forum منتشر شد. داستان در جفرسون تخیلی فاکنر، می سی سی پی، در منطقه ای به همان اندازه خیالی یوکناپاتاوفا رخ می دهد. این اولین داستان کوتاه فاکنر بود که در یک مجله ملی منتشر شد.
🍏🍎🍃
ترجمهشده از انگلیسی-"یک گل سرخ برای امیلی" داستان کوتاهی از نویسنده آمریکایی ویلیام فاکنر است که اولین بار در 30 آوریل 1930 در شماره ای از The Forum منتشر شد. داستان در جفرسون تخیلی فاکنر، می سی سی پی، در منطقه ای به همان اندازه خیالی یوکناپاتاوفا رخ می دهد. این اولین داستان کوتاه فاکنر بود که در یک مجله ملی منتشر شد.
🍏🍎🍃
01یک گل سرخ برای امیلی,نویسنده ویلیام فاکنر,مترجم نجف دریا بندری…
@behtarinhayesoti
📕✨📕
قسمت//اول
📕#یک گل سرخ برای امیلی
نویسنده: #ویلیام_فاکنر
مترجم: #نجف_دریابندری
ناشر: نیلوفر
گوینده پریسا جمالی
🍏🍎🍃
قسمت//اول
📕#یک گل سرخ برای امیلی
نویسنده: #ویلیام_فاکنر
مترجم: #نجف_دریابندری
ناشر: نیلوفر
گوینده پریسا جمالی
🍏🍎🍃