○
شقایق،،،
سرخیِ چشمانِ عاشق
شقایق،،،
بوسه هایِ گرمِ خواهش
شقایق،،،
در ستیزِ درد و سازش
شقایق،،،
شعرِ عاشق؛ شور عاشق
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
شقایق،،،
سرخیِ چشمانِ عاشق
شقایق،،،
بوسه هایِ گرمِ خواهش
شقایق،،،
در ستیزِ درد و سازش
شقایق،،،
شعرِ عاشق؛ شور عاشق
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
* * * دیداری دوباره * * *
روزی
دوباره خواهم آمد ،
بی آنکه
از پای درخت سیب رانده شده باشم .
این بار مرا
در بوی خاک های باران خورده
و در آهنگ
رویش جوانه ها خواهید شنید.
مرا سوار بر ،
بال بادهای خرامان
و در پیچ و تاب
گیسوان علفزارهای رقصان
خواهید دید .
من در تاکستان های به غربت نشسته ،
پیاله ی غم هایتان خواهم شد
و جرعه ، جرعه بوسه
بر لب هایتان خواهم زد .
ما با هم
دیداری دوباره را
در آغوش خواهیم کشید .
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
روزی
دوباره خواهم آمد ،
بی آنکه
از پای درخت سیب رانده شده باشم .
این بار مرا
در بوی خاک های باران خورده
و در آهنگ
رویش جوانه ها خواهید شنید.
مرا سوار بر ،
بال بادهای خرامان
و در پیچ و تاب
گیسوان علفزارهای رقصان
خواهید دید .
من در تاکستان های به غربت نشسته ،
پیاله ی غم هایتان خواهم شد
و جرعه ، جرعه بوسه
بر لب هایتان خواهم زد .
ما با هم
دیداری دوباره را
در آغوش خواهیم کشید .
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
○
جشن آبانگاه یکی از جشنهای ایران باستان است که در 10 فروردین هر سال در میان ایرانیان باستان و بهخصوص زرتشتیان مرسوم بوده است. این جشن از جمله جشنهایی مانند: نوروز، مهرگان، جشنهای آتش، گاهنبارها، آبانگان و فروردگان است. جشن آبانگاه به مناسبت باران و آب در دهم هر ماه در جهت ستایش ایزد آب در میان مردم برگزار میشده است.
🍏🍎🍃
با آرزوی سالی سرشار از سبزی و
طراوت ، برکت و رحمت الهی ...
جشن آبانگاه یکی از جشنهای ایران باستان است که در 10 فروردین هر سال در میان ایرانیان باستان و بهخصوص زرتشتیان مرسوم بوده است. این جشن از جمله جشنهایی مانند: نوروز، مهرگان، جشنهای آتش، گاهنبارها، آبانگان و فروردگان است. جشن آبانگاه به مناسبت باران و آب در دهم هر ماه در جهت ستایش ایزد آب در میان مردم برگزار میشده است.
🍏🍎🍃
با آرزوی سالی سرشار از سبزی و
طراوت ، برکت و رحمت الهی ...
👍1
دلقک مهستی
هایده
🎼❤️🎼
🗣#بانو مهستی
🎼#دلقک
توي اين زندگيه ساکت و سرد
يه روزي يه دلقکي اومد و رفت
مثل يک پرنده ي غريبه بود
از کنار بوم من پر زد و رفت
دلقکي که عشق من براي او
مثل اون بازيه روي صحنه بود
اون منو براي قلبم نمي خواست
او دري تازه به روي من گشود
دلقکي که با تمومه گريه ها و خنده هاش
گريه هاي بي غمش ، خنده هاي پرصداش
من يه بازيچه ي شهر عشق اون
او تموم زندگيم ، با تموم بازياش ...
🍏🍎🍃
🗣#بانو مهستی
🎼#دلقک
توي اين زندگيه ساکت و سرد
يه روزي يه دلقکي اومد و رفت
مثل يک پرنده ي غريبه بود
از کنار بوم من پر زد و رفت
دلقکي که عشق من براي او
مثل اون بازيه روي صحنه بود
اون منو براي قلبم نمي خواست
او دري تازه به روي من گشود
دلقکي که با تمومه گريه ها و خنده هاش
گريه هاي بي غمش ، خنده هاي پرصداش
من يه بازيچه ي شهر عشق اون
او تموم زندگيم ، با تموم بازياش ...
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
تنها یک چیز را
از تو بیشتر دوست دارم
اینکه تو را دوست دارم ...
میخواهی بمان
میخواهی برو
رفتنِ تو
دل انگیزتر از آمدن دیگریست...
✍#محمد ابراهیم جعفری
🍏🍎🍃
تنها یک چیز را
از تو بیشتر دوست دارم
اینکه تو را دوست دارم ...
میخواهی بمان
میخواهی برو
رفتنِ تو
دل انگیزتر از آمدن دیگریست...
✍#محمد ابراهیم جعفری
🍏🍎🍃
○
من تمام روزهای هفته را، در کوچه پس کوچه های خاطراتت، در خنکای نسیم، در قابِ خیسِ پنجره ،،، در قطره قطره هایِ باران، یاد تو را در گونه هایِ سرخِ لاله زاران، در لابلایِ شاخه هایِ عریانِ افرایِ پیر، در نفسِ باد؛ در چشمِ آسمان، یاد تو را در آهِ شمع در پر پر شدن بالِ پروانه ، من یاد تو را؛ برسر سفره هفت سینِ خاطرات ام، در لابلایِ گندم هایِ تردِ سبز شده عید، در نفس نفس زدن هایِ ماهیِ کوچک تنگِ بلور، من یاد تو را، در سبزیِ بهاران در خنکایِ آب چشمه ساران در عصرِ گرمِ تابستان در برگ ریزان و در جای پایِ قدم هایم روی جاده یِ بی انتهایِ پوشیده از برف،،،
نه هر " پنج شنبه شب" که تمام روزهای هفته و سال، درشیارهای عمیق حافظه ام در تیک تاک ساعت دیواری و در ضرباهنگ قلبم قدم می زنم ..
تو را؛ نه در سنگ قبرِ خوابیده؛
در دل خاک ...
نه در شمع های مرده در باد ...
تو را؛ نه در خاطراتی رفته از یاد؛
من تو را ای عزیز سفر کرده ام؛
من تو را... در تو قدم می زنم و جای پایِ خاطراتت را عاشقانه می بوسم و احساس سبز تو را برگونه
هایِ خیس ام باور دارم ...
تو در یادی؛ نه در خاکی .....
#فرح_فریماااا📗معمای_عشق
🍏🍎🍃
من تمام روزهای هفته را، در کوچه پس کوچه های خاطراتت، در خنکای نسیم، در قابِ خیسِ پنجره ،،، در قطره قطره هایِ باران، یاد تو را در گونه هایِ سرخِ لاله زاران، در لابلایِ شاخه هایِ عریانِ افرایِ پیر، در نفسِ باد؛ در چشمِ آسمان، یاد تو را در آهِ شمع در پر پر شدن بالِ پروانه ، من یاد تو را؛ برسر سفره هفت سینِ خاطرات ام، در لابلایِ گندم هایِ تردِ سبز شده عید، در نفس نفس زدن هایِ ماهیِ کوچک تنگِ بلور، من یاد تو را، در سبزیِ بهاران در خنکایِ آب چشمه ساران در عصرِ گرمِ تابستان در برگ ریزان و در جای پایِ قدم هایم روی جاده یِ بی انتهایِ پوشیده از برف،،،
نه هر " پنج شنبه شب" که تمام روزهای هفته و سال، درشیارهای عمیق حافظه ام در تیک تاک ساعت دیواری و در ضرباهنگ قلبم قدم می زنم ..
تو را؛ نه در سنگ قبرِ خوابیده؛
در دل خاک ...
نه در شمع های مرده در باد ...
تو را؛ نه در خاطراتی رفته از یاد؛
من تو را ای عزیز سفر کرده ام؛
من تو را... در تو قدم می زنم و جای پایِ خاطراتت را عاشقانه می بوسم و احساس سبز تو را برگونه
هایِ خیس ام باور دارم ...
تو در یادی؛ نه در خاکی .....
#فرح_فریماااا📗معمای_عشق
🍏🍎🍃
سرگشته
عبدالحسین مختاباد
🎼❤️🎼
🗣#عبدالحسین مختاباد
🎼#سرگشته
من....
موجی، سرگردانم
بازیچه یِ طوفانم
در جاده ای بی آغاز
سفری بی پایانم.....
گمگشته ای...بی نشان
سرگشته ی، این جهان
وامانده....
رویِ ...این زمین
در حسرت آسمان.....
🍏🍎🍃
🗣#عبدالحسین مختاباد
🎼#سرگشته
من....
موجی، سرگردانم
بازیچه یِ طوفانم
در جاده ای بی آغاز
سفری بی پایانم.....
گمگشته ای...بی نشان
سرگشته ی، این جهان
وامانده....
رویِ ...این زمین
در حسرت آسمان.....
🍏🍎🍃