○
فصل ها می گذرند؛
و پرندکِ
بامِ لحظه ها؛
چون قاصدکی بیقرار
در باد گم می شود؛
پنجره یِِ آرزوهایت را
بروی هر طلوع، باز بگذار
و چهار فصل سال را؛
عاشقانه در آغوش بگیر
آدم ها؛
بادبادک هایِ رها شده در بادند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
فصل ها می گذرند؛
و پرندکِ
بامِ لحظه ها؛
چون قاصدکی بیقرار
در باد گم می شود؛
پنجره یِِ آرزوهایت را
بروی هر طلوع، باز بگذار
و چهار فصل سال را؛
عاشقانه در آغوش بگیر
آدم ها؛
بادبادک هایِ رها شده در بادند!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
○
و در دلتنگی ما؛
هیچ دستی دخیل نبود
و در دوری
هزاران دست دخیل بود
سلام بر تو...
که تو را بسیار ندارم
و سلام بر من...
در هر آنچه از دست دادهام
✍#محمود_درویش
🍏🍎🍃
و در دلتنگی ما؛
هیچ دستی دخیل نبود
و در دوری
هزاران دست دخیل بود
سلام بر تو...
که تو را بسیار ندارم
و سلام بر من...
در هر آنچه از دست دادهام
✍#محمود_درویش
🍏🍎🍃
👏1
* * * موریانه های فاتح * * *
بیزار است
خدای من
از خدایانی که ،
دارهای نفرت برافراشته اند
و گوش
به آوای مادرانه ی زمین ،
و هق هق دلتنگی آسمان
نمی سپارند .
دیر نخواهد رسید
روزی که
صدای موریانه های فاتح را
در هزار توی کاخ ایمان خویش ،
بشنوند .
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
بیزار است
خدای من
از خدایانی که ،
دارهای نفرت برافراشته اند
و گوش
به آوای مادرانه ی زمین ،
و هق هق دلتنگی آسمان
نمی سپارند .
دیر نخواهد رسید
روزی که
صدای موریانه های فاتح را
در هزار توی کاخ ایمان خویش ،
بشنوند .
#مسعود_ایمانی_صورت
@soorat_im
🍏🍎🍃
❤1
Audio
🎶❤️🎶
🎤#هژیر_مهرافروز
🎼#زائر
می بريم کوی به کوه
می کشیم جای به جای
حوصله از صبر بشد
دلبر عیار کجاست ...
🍏🍎🍃
🎤#هژیر_مهرافروز
🎼#زائر
می بريم کوی به کوه
می کشیم جای به جای
حوصله از صبر بشد
دلبر عیار کجاست ...
🍏🍎🍃
❤1
○
عمران صلاحی یکم اسفند سال 1325 در تهران به دنیا آمد. او نخستین شعرش در 15 سالگی در اطلاعات کودکان به چاپ رسید اما کار نوشتن را به گونهای جدی و پیگیر از 20 سالگی در نشریه فکاهی توفیق آغاز کرد. عمران صلاحی در کنار نوشتن و سرودن به تحقیق و پژوهش درباره طنز روی آورد و در سال 1349 کتاب طنزآوران ایران را با همکاری بیژن اسدیپور منتشر کرد. نخستین شعر از اشعار نیمایی عمران صلاحی در سال 1347 در مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو انتشار یافت. صلاحی در عرصه شعر و در قلمرو طنز جدی و فعال بود. از سال 1352 تا 1375 در استخدام رادیو و تلویزیون بود و سالها با شورای عالی ویرایش صدا و سیما همکاری داشت. صلاحی آثار خود را در عرصه طنز از جمله با نام مستعار آقای شکرچیان به چاپ میرساند.
"زاد روزش فرخنده و گرامی"🌹
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق!!
✍#عمران_صلاحی
🍏🍎🍃
عمران صلاحی یکم اسفند سال 1325 در تهران به دنیا آمد. او نخستین شعرش در 15 سالگی در اطلاعات کودکان به چاپ رسید اما کار نوشتن را به گونهای جدی و پیگیر از 20 سالگی در نشریه فکاهی توفیق آغاز کرد. عمران صلاحی در کنار نوشتن و سرودن به تحقیق و پژوهش درباره طنز روی آورد و در سال 1349 کتاب طنزآوران ایران را با همکاری بیژن اسدیپور منتشر کرد. نخستین شعر از اشعار نیمایی عمران صلاحی در سال 1347 در مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو انتشار یافت. صلاحی در عرصه شعر و در قلمرو طنز جدی و فعال بود. از سال 1352 تا 1375 در استخدام رادیو و تلویزیون بود و سالها با شورای عالی ویرایش صدا و سیما همکاری داشت. صلاحی آثار خود را در عرصه طنز از جمله با نام مستعار آقای شکرچیان به چاپ میرساند.
"زاد روزش فرخنده و گرامی"🌹
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن
درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق!!
✍#عمران_صلاحی
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
هرچه بیشتر میگریزم
به تو نزدیکتر میشوم
هر چه رو برمیگردانم
تو را بیشتر میبینم
جزیره ای هستم
در آبهای شیدایی
از همه سو
به تو محدودم
هزار و یک آینه
تصویرت را میچرخانند
از تو آغاز میشوم
در تو پایان میگیرم!!
✍#عمران_صلاحی
یادش گرامی، زاد روزش،فرخنده 🎂
🍏🍎🍃
هرچه بیشتر میگریزم
به تو نزدیکتر میشوم
هر چه رو برمیگردانم
تو را بیشتر میبینم
جزیره ای هستم
در آبهای شیدایی
از همه سو
به تو محدودم
هزار و یک آینه
تصویرت را میچرخانند
از تو آغاز میشوم
در تو پایان میگیرم!!
✍#عمران_صلاحی
یادش گرامی، زاد روزش،فرخنده 🎂
🍏🍎🍃
❤1
○
. شیطان در این کتاب به یادماندنی موجودی باهوش، خلاق، خوش رفتار، خوش پوش و گاهی اوقات بیرحم معرفی میشود.
میخائیل بولگاکف (Mikhail Bulgakov) نگارش کتاب مرشد و مارگریتا را در سال 1928 آغاز کرد و پس از دو سال به دلیل شرایط سیاسی خاص آن دوران، دست نوشتههایش را به آتش کشید؛ به این موضوع در متن رمان نیز اشاره شده است. او بعد از نابودی نوشتههایش، در سال 1931 با کمک گرفتن از حافظهاش تلاش کرد تا دوباره این داستان را بنویسد و ماحصل آن در سال 1935 به پایان رسید.
🍏🍎🍃
. شیطان در این کتاب به یادماندنی موجودی باهوش، خلاق، خوش رفتار، خوش پوش و گاهی اوقات بیرحم معرفی میشود.
میخائیل بولگاکف (Mikhail Bulgakov) نگارش کتاب مرشد و مارگریتا را در سال 1928 آغاز کرد و پس از دو سال به دلیل شرایط سیاسی خاص آن دوران، دست نوشتههایش را به آتش کشید؛ به این موضوع در متن رمان نیز اشاره شده است. او بعد از نابودی نوشتههایش، در سال 1931 با کمک گرفتن از حافظهاش تلاش کرد تا دوباره این داستان را بنویسد و ماحصل آن در سال 1935 به پایان رسید.
🍏🍎🍃
❤1
👏1