○
قفس تنهاست؛
میانِ فوجی از انبوهِ
پرهایِ کبوترهایِ "بی پرواز"
قفس تنهاست؛
و من؛
در بال هایِ بسته یِ پرواز
به دنبالِ صدایِ برگ هایِ
زیرِ پاهایِ تو می گردم
قفس تنهاست و من؛
در حسرتِ رویایِ پروازم!!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
قفس تنهاست؛
میانِ فوجی از انبوهِ
پرهایِ کبوترهایِ "بی پرواز"
قفس تنهاست؛
و من؛
در بال هایِ بسته یِ پرواز
به دنبالِ صدایِ برگ هایِ
زیرِ پاهایِ تو می گردم
قفس تنهاست و من؛
در حسرتِ رویایِ پروازم!!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1
○
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها
تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها
تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب
✍#هوشنگ_ابتهاج
🍏🍎🍃
👏1
○
گرچه میگفتند و
میگفتم شب بلند و
زندگی در واپسينِ عمر کوتاه است!
اما در ضميرِ من، يقين فرياد میزد:
همتی کُن در صبوری،
#صبح در راه است...
صبح در راه است، باور داشتم اين را
صبح بر اسب سپيدش تند میتازد
وين شبِ شب، رنگ میبازد.
صبح میآيد و من،
در آينه موی سپيدم را
شانه خواهم کرد...
قصهٔ بيدادِ شب را با سپيدِ صبحدم
افسانه خواهم کرد...
✍#نصرت_رحمانی
🍏🍎🍃
گرچه میگفتند و
میگفتم شب بلند و
زندگی در واپسينِ عمر کوتاه است!
اما در ضميرِ من، يقين فرياد میزد:
همتی کُن در صبوری،
#صبح در راه است...
صبح در راه است، باور داشتم اين را
صبح بر اسب سپيدش تند میتازد
وين شبِ شب، رنگ میبازد.
صبح میآيد و من،
در آينه موی سپيدم را
شانه خواهم کرد...
قصهٔ بيدادِ شب را با سپيدِ صبحدم
افسانه خواهم کرد...
✍#نصرت_رحمانی
🍏🍎🍃
❤1
○
صبحی ژالهبار است،
که میبارد بر من.
بیدارم میکند.
و آفتاب
چشم گشوده به من،
صبح به خیر میگوید ...
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
صبحی ژالهبار است،
که میبارد بر من.
بیدارم میکند.
و آفتاب
چشم گشوده به من،
صبح به خیر میگوید ...
✍#شمس_لنگرودی
🍏🍎🍃
❤1
○
دوشم جنون دوباره به تن تازیانه زد
باز این درخت ریشه دواند و جوانه زد
دیدم درون آینه شوریدهمنظری
باز از درونم آتش حسرت زبانه زد
نازم به چشم یار که تیرِ نگاه را
بیجا هدر نکرد و به قلبم نشانه زد
جز در هوای عشق، دگر پر نمیزنم
هرچند عشقم اینهمه آتش به لانه زد
باد این درخت گو نتکاند، که مرغِ دل
آنجا به آرزوی گلی آشیانه کرد
ای مَه! مباش بیخبر از کَیدِ مشتری
ارزان خرد متاع، حریفی که چانه زد
دوش، انعکاس نالهی «امّید» از این غزل
آتش به چنگِ زهرهی شیرینترانه زد...
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
دوشم جنون دوباره به تن تازیانه زد
باز این درخت ریشه دواند و جوانه زد
دیدم درون آینه شوریدهمنظری
باز از درونم آتش حسرت زبانه زد
نازم به چشم یار که تیرِ نگاه را
بیجا هدر نکرد و به قلبم نشانه زد
جز در هوای عشق، دگر پر نمیزنم
هرچند عشقم اینهمه آتش به لانه زد
باد این درخت گو نتکاند، که مرغِ دل
آنجا به آرزوی گلی آشیانه کرد
ای مَه! مباش بیخبر از کَیدِ مشتری
ارزان خرد متاع، حریفی که چانه زد
دوش، انعکاس نالهی «امّید» از این غزل
آتش به چنگِ زهرهی شیرینترانه زد...
✍#مهدی_اخوان_ثالث
🍏🍎🍃
👍1
○
تو از آن مردمی هستی که به خودت واقف شده ای و خودت را یافتهای.فرق تو با آن جماعتی که ریششان را به دم گاوشان گره زدهاند، همین است؛ تو خودت را شناختهای و به خودت یقین داری، تو باور کردهای که آدمی.
این را هم باور کردهای که بزرگی به ارث و آوازه نیست؛ " تو خود هستی "، اینست که از میان برداشته میشوی. نمیتوانی از میان برداشته نشوی... تو خودت را در شمار آوردهای و به خودت باور پیدا کردهای؛ در چشم آنها که بر خلایق، حاکمند گناهی بزرگتر از این نیست.
حاکمان آن جماعتی را میتوانند قبول داشته باشند که گاوشان از خودشان جلوتر راه میرود ...
#محمود_دولت_آبادی
کتاب: کلیدر
🍏🍎🍃
تو از آن مردمی هستی که به خودت واقف شده ای و خودت را یافتهای.فرق تو با آن جماعتی که ریششان را به دم گاوشان گره زدهاند، همین است؛ تو خودت را شناختهای و به خودت یقین داری، تو باور کردهای که آدمی.
این را هم باور کردهای که بزرگی به ارث و آوازه نیست؛ " تو خود هستی "، اینست که از میان برداشته میشوی. نمیتوانی از میان برداشته نشوی... تو خودت را در شمار آوردهای و به خودت باور پیدا کردهای؛ در چشم آنها که بر خلایق، حاکمند گناهی بزرگتر از این نیست.
حاکمان آن جماعتی را میتوانند قبول داشته باشند که گاوشان از خودشان جلوتر راه میرود ...
#محمود_دولت_آبادی
کتاب: کلیدر
🍏🍎🍃
❤1
* * * صدای آشنا * * *
چشم های بی قرار
از پچ پچ
لولای درب خانه شنید :
رنج تلخ تنهایی!
شیرین تر از
یک هیا هوی تو خالیست .....
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
چشم های بی قرار
از پچ پچ
لولای درب خانه شنید :
رنج تلخ تنهایی!
شیرین تر از
یک هیا هوی تو خالیست .....
#مسعود_ایمانی_صورت
🍏🍎🍃
👏1
دیوانهتر شدم- پرواز همای
@Kooche_bathe_sher
🎼❤️🎼
🗣#پرواز_همای
🎼دیوانه تر شدم
گفتم ببینمت شاید که از سرم دیوانگی رود
زان دم که دیدمت دیوانه تر شدم ...
🍏🍎🍃
🗣#پرواز_همای
🎼دیوانه تر شدم
گفتم ببینمت شاید که از سرم دیوانگی رود
زان دم که دیدمت دیوانه تر شدم ...
🍏🍎🍃
❤1
13سرزمین گوجه های سبز,نویسنده هرتا مولر, مترجم غلامحسین میرزا صالح…
@behtarinhayesoti
📕✨📕
13 #سرزمین_گوجه_های_سبز
نویسنده: #هرتا_مولر
مترجم: غلامحسین میرزاصالح
گوینده: آنالی طاهریان
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: انتشارات مازیار
🍏🍎🍃
13 #سرزمین_گوجه_های_سبز
نویسنده: #هرتا_مولر
مترجم: غلامحسین میرزاصالح
گوینده: آنالی طاهریان
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: انتشارات مازیار
🍏🍎🍃
○
"هرتا مولر در دهه های مختلف زندگی"
#هرتا_مولر
زاده ۱۷ اوت ۱۹۵۳
وی هم اکنون در آلمان زندگی میکند.
نویسنده، شاعر و مقالهنویس رومانیایی, آلمانی تبار
نویسنده ایی که با تمرکز بر شعر و نثر ساده ,دور نمای زندگی کسانی را که زندگیشان مصادره شده است را به تصویر کشیدهاست.
"هرتا" سال ۱۹۵۳ در یک روستای آلمانیزبان در غرب رومانی به دنیا آمد و خانوادهاش جزو اقلیت آلمانی کشور رومانی بود. مادرش پس از جنگ جهانی دوم توسط نیروهای نظامی شوروی به اردوگاه کار اجباری اعزام شد.
پدربزرگش زمانی کشاورز و تاجر ثروتمندی بود که داراییاش به دست حکومت کمونیستی رومانی
ضبط شد؛
مولر به خاطر توصیف اثرات خشونت، ستم و ترس اغلب در فضای کمونیست رومانی تحت سلطه رژیم سرکوبگر #نیکلای_چائوشسکو که خود،
آن را تجربه کرده، شناخته میشود.
بسیاری از آثار وی از نقطهنظر اقلیت آلمانها در رومانی بیان میشود و همچنین توصیفی از تاریخ مدرن آلمانها در منطقه ترانسیلوانیا و بنات است.
🍏🍎🍃
"هرتا مولر در دهه های مختلف زندگی"
#هرتا_مولر
زاده ۱۷ اوت ۱۹۵۳
وی هم اکنون در آلمان زندگی میکند.
نویسنده، شاعر و مقالهنویس رومانیایی, آلمانی تبار
نویسنده ایی که با تمرکز بر شعر و نثر ساده ,دور نمای زندگی کسانی را که زندگیشان مصادره شده است را به تصویر کشیدهاست.
"هرتا" سال ۱۹۵۳ در یک روستای آلمانیزبان در غرب رومانی به دنیا آمد و خانوادهاش جزو اقلیت آلمانی کشور رومانی بود. مادرش پس از جنگ جهانی دوم توسط نیروهای نظامی شوروی به اردوگاه کار اجباری اعزام شد.
پدربزرگش زمانی کشاورز و تاجر ثروتمندی بود که داراییاش به دست حکومت کمونیستی رومانی
ضبط شد؛
مولر به خاطر توصیف اثرات خشونت، ستم و ترس اغلب در فضای کمونیست رومانی تحت سلطه رژیم سرکوبگر #نیکلای_چائوشسکو که خود،
آن را تجربه کرده، شناخته میشود.
بسیاری از آثار وی از نقطهنظر اقلیت آلمانها در رومانی بیان میشود و همچنین توصیفی از تاریخ مدرن آلمانها در منطقه ترانسیلوانیا و بنات است.
🍏🍎🍃
❤2👍1
○
شن هایِ ساحل
گواهی خواهند داد؛
که جایِ پایِ
قدم هایت را؛ موج ها
با خود؛ خواهند برد
اما؛
خاطره یِ اشک هایت را
باران؛ هرگز نخواهد شست
چترها؛
همیشه می گریند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
شن هایِ ساحل
گواهی خواهند داد؛
که جایِ پایِ
قدم هایت را؛ موج ها
با خود؛ خواهند برد
اما؛
خاطره یِ اشک هایت را
باران؛ هرگز نخواهد شست
چترها؛
همیشه می گریند!!!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👍1
○
با من خوب بود.
با او خوب بودم.
اما
درها و پنجرههایمان بسته ماندند.
مبادا یکدیگر را ببوییم.
✍#هرتا_مولر
🍏🍎🍃
با من خوب بود.
با او خوب بودم.
اما
درها و پنجرههایمان بسته ماندند.
مبادا یکدیگر را ببوییم.
✍#هرتا_مولر
🍏🍎🍃
Stay with me (english version Ostani) @Avayemosighi
Goran Karan
stay with me . . .
با من بمان . . .
تو را دوست دارم؛
چون آخرین بستهی سیگار
در تبعید
✍#غلامرضا_بروسان
🍏🍎🍃
با من بمان . . .
تو را دوست دارم؛
چون آخرین بستهی سیگار
در تبعید
✍#غلامرضا_بروسان
🍏🍎🍃
Spanish Guitars and Night Plazas
Loreena McKennitt
🎼❤️🎼
چشمان تو
معنای
تمام جملههای ناتمامیست
که عاشقان جهان
دستپاچه
در لحظه دیدار
فراموشی گرفتند
و از گفتار بازماندند..
✍#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
چشمان تو
معنای
تمام جملههای ناتمامیست
که عاشقان جهان
دستپاچه
در لحظه دیدار
فراموشی گرفتند
و از گفتار بازماندند..
✍#عباس_معروفی
🍏🍎🍃
👏1