Elissa
Caffeeshno
🎼❤️🎼
🗣#الیسا
بوی قهوه را از ذهن کوچههای بیروت، شعرهای نزار را از چهره تب گرفته دمشق و صدای الیسا را از ساحل بیقرارِ مدیترانه نمیتوان پاک کرد!
🍏🍎🍃
🗣#الیسا
بوی قهوه را از ذهن کوچههای بیروت، شعرهای نزار را از چهره تب گرفته دمشق و صدای الیسا را از ساحل بیقرارِ مدیترانه نمیتوان پاک کرد!
🍏🍎🍃
○
باد نجوایی؛
چه عاشقانه داشت ...
برگ ها؛ در سجده بودند
مرغِ شب؛ مرثیه می خواند
و غوک ها؛ دعایِ باران...
و من به شوقِ مهتابِ چشمانِ تو
تمامِ شب را؛ در آسمان
قدم زدم!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
باد نجوایی؛
چه عاشقانه داشت ...
برگ ها؛ در سجده بودند
مرغِ شب؛ مرثیه می خواند
و غوک ها؛ دعایِ باران...
و من به شوقِ مهتابِ چشمانِ تو
تمامِ شب را؛ در آسمان
قدم زدم!!...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
🔆
عاشقم....
عاشق ستارهے صبح
عاشق ابرهاے سرڪَردان
عاشقروزهاےبارانی
عاشق هر چہ نام توست بر آن...
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
عاشقم....
عاشق ستارهے صبح
عاشق ابرهاے سرڪَردان
عاشقروزهاےبارانی
عاشق هر چہ نام توست بر آن...
✍#فروغ_فرخزاد
🍏🍎🍃
❤1
✨
ستمگران زمانی بیرحم و مستبد میشوند که یک سپاه آماده، مطبوعات بَرده و یک ملت خلع سلاح شده داشته باشند.
👤#جیمز_مدیسون
🍏🍎🍃
ستمگران زمانی بیرحم و مستبد میشوند که یک سپاه آماده، مطبوعات بَرده و یک ملت خلع سلاح شده داشته باشند.
👤#جیمز_مدیسون
🍏🍎🍃
👍1
#آنتوان_چخوف
زاده ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در شهر تاگانروگ، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف
درگذشته: ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۴
پزشک، داستاننویس، طنزنویس و نمایشنامهنویس برجستهٔ روس
پدربزرگ پدری "آنتوان" در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود. او آزادی خود و خانواده خود را خرید. پدرش دکان خاروبار فروشی داشت. او مردی خشک و خشن بود و فرزندانش را کتک میزد.
در روزهای یکشنبه ۵ فرزند پسرش را که دومین آنها آنتوان بود مجبور میکرد به کلیسا بروند و برای گروه همسرانش آواز بخوانند و اگر مخالفت میکردند آنها
را با چوب کتک میزد.
پدر چخوف عاشق موسیقی بود و این علاقه باعث شد از کار و کاسبی کنار بکشد و ورشکسته شود.
او در سال ۱۸۷۶ بخاطر فرار از دست طلبکاران به همراه خانواده به مسکو گریخت ولی آنتون تنها در تاگانروگ ماند تا دوران دبیرستانش به اتمام رسد.
در اواخر دوره تحصیلات دبیرستانش در تاگانروگ به تئاتر میرفت و در آنجا اولین نمایشنامه خود را به نام “بیپدری” و بعد از آن کمدی “آواز مرغ بیدلیل نبود” را نوشت.
🍏🍎🍃
زاده ۲۹ ژانویهٔ ۱۸۶۰ در شهر تاگانروگ، در جنوب روسیه، شمال قفقاز، در ساحل دریای آزوف
درگذشته: ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۴
پزشک، داستاننویس، طنزنویس و نمایشنامهنویس برجستهٔ روس
پدربزرگ پدری "آنتوان" در مِلک کُنت چرتکف، مالک استان وارنشسکایا، سرف بود. او آزادی خود و خانواده خود را خرید. پدرش دکان خاروبار فروشی داشت. او مردی خشک و خشن بود و فرزندانش را کتک میزد.
در روزهای یکشنبه ۵ فرزند پسرش را که دومین آنها آنتوان بود مجبور میکرد به کلیسا بروند و برای گروه همسرانش آواز بخوانند و اگر مخالفت میکردند آنها
را با چوب کتک میزد.
پدر چخوف عاشق موسیقی بود و این علاقه باعث شد از کار و کاسبی کنار بکشد و ورشکسته شود.
او در سال ۱۸۷۶ بخاطر فرار از دست طلبکاران به همراه خانواده به مسکو گریخت ولی آنتون تنها در تاگانروگ ماند تا دوران دبیرستانش به اتمام رسد.
در اواخر دوره تحصیلات دبیرستانش در تاگانروگ به تئاتر میرفت و در آنجا اولین نمایشنامه خود را به نام “بیپدری” و بعد از آن کمدی “آواز مرغ بیدلیل نبود” را نوشت.
🍏🍎🍃
01دشمنان,نویسنده آنتوان چخوف, مترجم سیمین دانشور,گوینده مهبد قناعت…
@behtarinhayesoti
📕✨📕
#دشمنان
قسمت نخست
گوینده: مهبد قناعت پیشه
نویسنده: #آنتوان_چخوف
مترجم: سیمین دانشور
تهیه کننده: دامون آذری
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: نگاه
🗨این کتاب صوتی در سی و نه فایل تقدیم میشود.
🍏🍎🍃
#دشمنان
قسمت نخست
گوینده: مهبد قناعت پیشه
نویسنده: #آنتوان_چخوف
مترجم: سیمین دانشور
تهیه کننده: دامون آذری
ناشر صوتی: آوانامه
ناشر متنی: نگاه
🗨این کتاب صوتی در سی و نه فایل تقدیم میشود.
🍏🍎🍃
Sarboland-(SONG95.IR)
Naser Abdollahi
🎼❤️🎼
🗣#ناصر_عبدالهی
🎼#سربلند
✍#قیصر_امین_پور
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم !
اگر خنجر دوستان، گرده ایم !
گواهی بخواهید، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم ...
🍏🍎🍃
🗣#ناصر_عبدالهی
🎼#سربلند
✍#قیصر_امین_پور
سراپا اگر زرد پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم !
اگر خنجر دوستان، گرده ایم !
گواهی بخواهید، اینک گواه :
همین زخمهایی که نشمرده ایم !
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم ...
🍏🍎🍃
❤1
📕
آدمها از ترس وحشی میشوند،
از ترس به قدرت رو میآورند که چرخ آدمهای دیگر را از کار بیندازند؛
و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست.
اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟
چرا کتاب نمیخوانند؟
چرا هیچچیز از تاریخ نمیدانند؟
چرا ما این همه در تیره بختی تکرار میشویم؟
این همه جنگ...
این همه آدم برای چه چیزی کشته شدهاند!
که آن چیز حالا دستشان نیست،
و دست بچههاشانم نیست..؟!
📓#سال بلوا
👤#عباس معروفی
🍏🍎🍃
آدمها از ترس وحشی میشوند،
از ترس به قدرت رو میآورند که چرخ آدمهای دیگر را از کار بیندازند؛
و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست.
اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟
چرا کتاب نمیخوانند؟
چرا هیچچیز از تاریخ نمیدانند؟
چرا ما این همه در تیره بختی تکرار میشویم؟
این همه جنگ...
این همه آدم برای چه چیزی کشته شدهاند!
که آن چیز حالا دستشان نیست،
و دست بچههاشانم نیست..؟!
📓#سال بلوا
👤#عباس معروفی
🍏🍎🍃
Royaye Ma
Ebi & Shadmehr Aghili
🎼❤️🎼
🗣#ابی&شادمهر
🎼#رویای_آزادی
من؛
رویایی دارم
رویای آزادی
رویای یک رقص بی وقفه از شادی
رویایی دارم
از جنس بیداری
رویای تسکین این درد تکراری
درد جهانی که از عشق ، تهی میشه
درد درختی که می خشکه از ریشه
درد زنایی که محکوم آزارن
یا کودکایی که تو چرخه ی کارن
تعبیر این رویا
درمون دردامه
درمون این دردا
تعبیر رویامه
رویای من اینه
دنیای بی کینه ...
🍏🍎🍃
🗣#ابی&شادمهر
🎼#رویای_آزادی
من؛
رویایی دارم
رویای آزادی
رویای یک رقص بی وقفه از شادی
رویایی دارم
از جنس بیداری
رویای تسکین این درد تکراری
درد جهانی که از عشق ، تهی میشه
درد درختی که می خشکه از ریشه
درد زنایی که محکوم آزارن
یا کودکایی که تو چرخه ی کارن
تعبیر این رویا
درمون دردامه
درمون این دردا
تعبیر رویامه
رویای من اینه
دنیای بی کینه ...
🍏🍎🍃