-𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝗰𝗲
47 subscribers
1.04K photos
231 videos
13 links
-خُ‍‌ف‍‍‍‍‍‌ت‍‌ه‌درپ‍‌ی‍‌لِ‍‌ه‌ی‌س‍‌ک‍‌‍‌‍‌وت‌خ‍‌ود!-
[•🐺🖤•]
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7613622282
Download Telegram
ی مغز به فاک رفته دیگه به هیچی فکر نمیکنه...!
مغزی‌ فرسوده‌‌ و متلاشی‌ از افکار پوچ!
لحظه‌هایی رو زندگی کردم که خودمم باورم نمیشه اینا زندگی من بودن.
‏من فکر میکردم سال‌ها باید یکی یکی سپری شوند تا هربار آدم یک سال بزرگتر شود.
اما اینطور نیست، این اتفاق یک شبه رخ میدهد.

-هاروکی موراکامی
زندگی من یه فیلمه که نقش اولشو کشتن!.
براتون کسیو ارزو میکنم که:
حامی باشه
کسی که بتونید بدون ترس از قضاوت همه چیو بهش تعریف کنید!
کسی که هیچوقت بهتون حس ناکافی بودن نده!
کسی که جوری نگاهتون کنه انگار خوشگلترین موجود دنیایید!
کسی که روزای خوب و‌ بد همیشه پیشتون باشه.
کسی که پناهگاه باشه، کسی که وقتی دنیا آوار میشه رو سرتون بگید خداروشکر که دارمش! کسی که اگه کار اشتباهی کنید اولین نفر به اون زنگ بزنید.. کسی که بودنش بچرب به نبودن همه...!.
هیچی تو این دنیا کامل نیست!
پوست هر نونی سوخته است..
هر میوه ای کرم خودشو داره.‌‌.
به خاطر همین هیچ عدالت کاملی وجود نداره!.
حتی کارهای خوبم پیامد های ناگواری دارن.
و بهترین انگیزه ها ممکنه ک منجر به مرگو شکست بشن...!.
بیا امید داشته باشیم، این خستگیا، این حال بدیا، این حسای بد، تهش به یه جای خوب میرسه، تهش هممون بلخره میخندیم.
امیدوارم هیچوقت این حس رو نداشته باشی که وقتی ی آدمی که خیلی دوسش داری و دیگه تو زندگیت نیست رو تو خواب ببینی، اینکه به آغوشش گرفتی و اون داره لبخند میزنه.
قشنگه ها، ولی وقتی از خواب پاشی اون حس دلتنگی و یادش ولت نمیکنه!.
کاش بشه ب ذره ای آرامش برسم...!
ولی فاکککک
آرامش کجا بود؟!
میخام فقط دور باشم...
از همه چی!.
من یه تشکر به یک سری از آدمهای زندگیم بدهکارم
واسه ی اونهایی که خودشون رو از چشمم انداختن
و باعث شدن ازشون دور شم
یا اونهایی که باعث شدن برنجم
و دلم بشکنه
شاید اون روزها این کارهاشون
خیلی ناراحتم می کرد اما الان نه،
الان از همشون ممنونم
اونها کاری کردن من عاشق خودم شم
،فقط روی خودم حساب کنم
و یاد بگیرم که به هرکسی باید
به اندازه ی لیاقتش بها بدم نه کمتر و نه بیشتر
و این شاید بزرگترین لطف ناخواسته ای بود که
می تونستن در حقم بکنن…!
Channel photo removed
من آدمای زیادی رو از دست دادم، موقع رفتنِ همشون سردم شد دست و پام یخ کرد و حالت تهوع گرفتم و دلم لرزید حس میکردم داخلِ مغزم یه جنگی رخ داده و هیچکس قرارنیس ازش سالم بیرون بیاد، موقع رفتن تک تک آدمای زندگیم آهنگ غمگین گذاشتم و رفتم زیر پنجره اتاقم و پتو رو دورم پیچیدم تا شاید گرم شم و دلم کمتر بلرزه همیشه هم وقتی مامانم میومد میگفتم "مامان تموم تنم درد میکنه،دارم میمیرم" هربار مطمئن بودم که دارم میمیرم، اما نمردم؛ ولی هر آدم یه تیکه از قلبمو با خودش برد الان فقط یه مقدار کمی از قلبم باقی مونده آخرین نفری که بره این مقدار کمم میبره با خودش و من برای آخرین بار میرم زیر پتو و میگم "مامان من مُردم" و اون موقعس که دیگه نه احساسی باقی مونده نه قلبی که کسی رو باهاش دوست داشته باشم، به یه فرد مغرور و بی اعتماد تبدیل میشم که فقط حرف مغزشو گوش میده.
لحظه‌ی مردن من لحظه‌ی رسیدنِ...!🚶🏿‍♂️
اونی که ازت ناراحته و میاد دلیلشو بهت میگه ، از نظر عقلی ده‌سال از اون احمقی که رفتارشو باهات عوض میکنه جلوتره!.
💯2
دانلود مرگی ک دردش حس نشه!.
همه چی میگذره ولی ردش میمونه...!.