عادیشدنمنومیترسونه
عادیشدنذوقیکهبرایکارداری
عادیشدنقشنگیهایکوچیکِاطراف
عادیشدنروابط
عادیشدنحسها
عادیشدنزندگی...
عادیشدنذوقیکهبرایکارداری
عادیشدنقشنگیهایکوچیکِاطراف
عادیشدنروابط
عادیشدنحسها
عادیشدنزندگی...
Forwarded from 藍色的 (阿文)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from گوربه سیاه🐈⬛ (iliya)
درک = شاید اون درگیر جَنگیه که از مال منم بزرگتره.
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن
Forwarded from دریا زده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم،که بمیرم...
یا تنگ در آغوش بگیرم،که بمیرم...
منهیچوقتتسلیمنشدم،خستهچرا
اماتسلیمنه!
چهشباییکهازدردچشمامرونبستم،خاطرات
رومرورکردموتاصبحاشکریختماماصبحش
بالبخندبلندشدم.
انگارنهانگارکهاونآدمِدیشبیمنبودم.
کمآوردمولیجانزدمباتمومدرداادامهدادم
حتیوقتاییکهمیدونستمممکنهتهشهیچینباشه.
ادامهدادمتاسرمپیشخودمبالاباشه.
بخاطرهمینمهیچوقتنهپشیمونم،نهافسوس
میخورمنهمنتظرکسیهستمکهبیادونجاتم
بده!
اماتسلیمنه!
چهشباییکهازدردچشمامرونبستم،خاطرات
رومرورکردموتاصبحاشکریختماماصبحش
بالبخندبلندشدم.
انگارنهانگارکهاونآدمِدیشبیمنبودم.
کمآوردمولیجانزدمباتمومدرداادامهدادم
حتیوقتاییکهمیدونستمممکنهتهشهیچینباشه.
ادامهدادمتاسرمپیشخودمبالاباشه.
بخاطرهمینمهیچوقتنهپشیمونم،نهافسوس
میخورمنهمنتظرکسیهستمکهبیادونجاتم
بده!