عادیشدنمنومیترسونه
عادیشدنذوقیکهبرایکارداری
عادیشدنقشنگیهایکوچیکِاطراف
عادیشدنروابط
عادیشدنحسها
عادیشدنزندگی...
عادیشدنذوقیکهبرایکارداری
عادیشدنقشنگیهایکوچیکِاطراف
عادیشدنروابط
عادیشدنحسها
عادیشدنزندگی...
Forwarded from 藍色的 (阿文)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from گوربه سیاه🐈⬛ (iliya)
درک = شاید اون درگیر جَنگیه که از مال منم بزرگتره.
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن
Forwarded from دریا زده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم،که بمیرم...
یا تنگ در آغوش بگیرم،که بمیرم...