بزرگسالیاینجوریهکهازیهجابهبعددیگهنه
مثلقبلمیشینی
چیزیروبهکسیتوضیحمیدی
نهانتظارداریکسیبفهمهکهچیدارهتویدلت
میگذره
یهجاهاییحتیدیگهحوصلهاشرونداری
بخوایبهبقیهبفهمونیکهچیشدواصلاچرا
اینجوریشدی!
مثلقبلمیشینی
چیزیروبهکسیتوضیحمیدی
نهانتظارداریکسیبفهمهکهچیدارهتویدلت
میگذره
یهجاهاییحتیدیگهحوصلهاشرونداری
بخوایبهبقیهبفهمونیکهچیشدواصلاچرا
اینجوریشدی!
عادیشدنمنومیترسونه
عادیشدنذوقیکهبرایکارداری
عادیشدنقشنگیهایکوچیکِاطراف
عادیشدنروابط
عادیشدنحسها
عادیشدنزندگی...
عادیشدنذوقیکهبرایکارداری
عادیشدنقشنگیهایکوچیکِاطراف
عادیشدنروابط
عادیشدنحسها
عادیشدنزندگی...
Forwarded from 藍色的 (阿文)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from گوربه سیاه🐈⬛ (iliya)
درک = شاید اون درگیر جَنگیه که از مال منم بزرگتره.
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن
مهربونی = میفهمم خستهس. حق داره. زندگی واقعاً سخته.
درک + مهربونی = آدم امن