خسته شدم از فکر کردن زیاد...
از اینکه همش باید با فکرو خیال خوابم ببره
از اینکه واسه ی چیز کوچیک ساعت هاااااا باید فکر کنم
دلم ی زندگی راحت میخاد
واسه هر چی کوچیک ریدم به اعصاب خودم
وقتی میدونم حتی ذره ای اعصابم خورد بشه کلی به هم میریزم
چرا باید اعصابمو خورد کنم
وقتی میدونم واسه ی ذره اعصابم کیری شدن فشار عصبی ولم نمیکنه چرا باید فکر کنم
از این به بعد میخام فقط زندگی کنم...
کیرم تو آدمای رفته
کیرم تو آدمای مونده...!
نمیکشم دیگه..
از اینکه همش باید با فکرو خیال خوابم ببره
از اینکه واسه ی چیز کوچیک ساعت هاااااا باید فکر کنم
دلم ی زندگی راحت میخاد
واسه هر چی کوچیک ریدم به اعصاب خودم
وقتی میدونم حتی ذره ای اعصابم خورد بشه کلی به هم میریزم
چرا باید اعصابمو خورد کنم
وقتی میدونم واسه ی ذره اعصابم کیری شدن فشار عصبی ولم نمیکنه چرا باید فکر کنم
از این به بعد میخام فقط زندگی کنم...
کیرم تو آدمای رفته
کیرم تو آدمای مونده...!
نمیکشم دیگه..