منم یه روز آدم خوبی بودم، ولی خوبیم، محبتم، دوست داشتنم، نوازشم، مهربونیم، همه و همه عواطف و احساسات مثبتم تلف شد و الان تبدیل به آدمی شدم که سرشار از احساساتی مثل خشم، درد، نفرت،کینه،عصبانیته و بی محلیه، من تلف شدم همین !
خسته شدم از فکر کردن زیاد...
از اینکه همش باید با فکرو خیال خوابم ببره
از اینکه واسه ی چیز کوچیک ساعت هاااااا باید فکر کنم
دلم ی زندگی راحت میخاد
واسه هر چی کوچیک ریدم به اعصاب خودم
وقتی میدونم حتی ذره ای اعصابم خورد بشه کلی به هم میریزم
چرا باید اعصابمو خورد کنم
وقتی میدونم واسه ی ذره اعصابم کیری شدن فشار عصبی ولم نمیکنه چرا باید فکر کنم
از این به بعد میخام فقط زندگی کنم...
کیرم تو آدمای رفته
کیرم تو آدمای مونده...!
نمیکشم دیگه..
از اینکه همش باید با فکرو خیال خوابم ببره
از اینکه واسه ی چیز کوچیک ساعت هاااااا باید فکر کنم
دلم ی زندگی راحت میخاد
واسه هر چی کوچیک ریدم به اعصاب خودم
وقتی میدونم حتی ذره ای اعصابم خورد بشه کلی به هم میریزم
چرا باید اعصابمو خورد کنم
وقتی میدونم واسه ی ذره اعصابم کیری شدن فشار عصبی ولم نمیکنه چرا باید فکر کنم
از این به بعد میخام فقط زندگی کنم...
کیرم تو آدمای رفته
کیرم تو آدمای مونده...!
نمیکشم دیگه..