-𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝗰𝗲
47 subscribers
1.04K photos
231 videos
13 links
-خُ‍‌ف‍‍‍‍‍‌ت‍‌ه‌درپ‍‌ی‍‌لِ‍‌ه‌ی‌س‍‌ک‍‌‍‌‍‌وت‌خ‍‌ود!-
[•🐺🖤•]
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7613622282
Download Telegram
- دوسال‌پیش‌یه‌نفربرگشت‌بهم‌گفت :
توجزوِدسته‌ی‌آدمایی‌هستی‌که
وقتی‌هستی ، نیستی ،
ولی‌وقتی‌نیستی ،‌ هستی !
گفتم‌یعنی‌چی ؟! گفت‌وقتی‌هستی‌ ‌
انقد‌رفکرِ‌دغدغه‌های‌آدمی‌
که‌حضور‌خودت‌گم‌میشه‌لایِ‌همه‌چی‌
نمیزاری‌آب‌تودل‌آدم‌تکون‌بخوره
حواست‌به‌همه‌چی‌هست‌جز‌خودت‌
و‌نمیزاری‌حواس‌کسی‌به‌تو‌باشه
دغدغه‌هاتونمیدی‌دست‌مردم‌
ولی‌دغدغه‌های‌آدمودست‌میگیری ! وقتی‌آدم‌ازت‌فاصله‌میگیره‌
تازه‌جایِ‌خالیِ‌بودنت‌حس‌میشه‌ . .
انقد‌رقوی‌حس‌میشه‌
که‌آدم‌طاقت‌نمیاره‌نبودنتو . . !
مُردن ک ترس نداره،اینکه زنده باشی و زندگی نکنی این ترسناکه:)
حالمون خوب میشه ی روز...
ولی شاید اون روز من نباشم!
اگ ت بودی جای من بلند بخند...!:)💔
آدما روز به روز بیشتر بهم ثابت میکنن.
ک باید ازشون متنفر بود...!
من درست دست گذاشتم رو آدمایی که عوضی بودن😅
وزخمِ‌هرشکستِ‌من،حضوریک‌جوانه‌شد.
عجیب نیس زندگی؟!
هیچ خبری از آدمایی که پارسال این موقع تو زندگیم بودن ندارم.
هیچ تصوری نسبت به حضور آدمایی ک الان تو زندگیم هستن نداشتم،رویای پارسالم امسال واسم کمه!
غم الانم سال دیگه همین موقع واسم خنده داره...
زخم از آدمایی خوردم ک فکرشو نمیکردم زخم بزنن:)
مهر از آدمایی دیدم که حدس نمی‌زدم انقد قلبشون کنارم باشه...
عجیب نیست زندگی؟!
آدما میانو میرن،لحظه ها میگذرن،حالت خوب میشه،حالت بد میشه،به همه ی اینا میگن گذر عمر‌...!
مث ی بازیه ک مرحله ی جدید داره.
بازی کن زندگی رو...
تهش بردو باخت نداره،مهم اینه که چطوری بازی کردی،مهم اینه که چطور از هر مرحله عبور کردی...!🚶🏿‍♂️
من به اندازه که باید میشنیدم شنیدم میشه گفت زیاد تر از اون چیزی که میخواستم شنیدم بعضی وقتها صدای این جهان مملو از درد و رنج بود و من هیچکاری نمیتونسم انجام بدم.
الان یک سکوت خیلی طولانی با صدای بلند میخوام , یک آرامش.
افتادم توی تله نمیخوره تکون بدنم
چی میگذره توی سرت،سیخ شده مو به تنم
هردومون پر زخمیم من و تو رز وحشی.
اگه حالمو بپرسی
میگم خوبم چون حوصله توضیح دادن ندارم، اما اگه بغلم کنی میتونم تا صبح گریه کنم..!
کاشکی کلمات؛
برای فریاد زدن تمام آن چیزی که قلبم میخاهد بزند کافی بود ..
دلم میخاد بخابم
و وقتی بلند میشم،
به کل یه ادمِ دیگه باشم.
یه زندگیِ جدید،
یه صورت جدید،
یه ملیت جدید،
یه ذاتِ جدید،
انقدر همه چی جدید باشه
که اصلا یادم نیاد کی بودم..
و با همون آدم زندگیمو از نو شروع کنم..
مغازه خودکشی.
خاطرات دارن تو مغزم خونریزی میکنن.
🖤....(؛
💔2
تصورم از مغزم ی صفحه ایه که خط خطی شده و هیچ نقطه ی سفیدی روش باقی نمونده.
‏از لحاظ روحی نیاز دارم که برم تو بغل مامانم و بگم مامان!
تمام زندگیم درد می‌کنه:)💔🚶🏿‍♂️
شازده كوچولو...!
همه چیز میگذره ولی چیزی فراموش نمیشه..!
من میدونم نباید خسته شد،میدونم نباید برید،میدونم زندگی ادامه داره.
فقط دلم می‌خواست یوقتایی ی جایی،ی گوشه ای وایسم بگم خستم و یکی بفهمه چی میگم نه ک بشنوه ها،بفهمه..!
ما خواستیم ولی نشد!
خواستیم لبخند بزنیم،نشد
خواستیم عاشق بشیم،نشد
خواستیم زندگی کنیم،اونم نشد...!
شایدم ما حق نداشتیم چیزی بخایم...(: