آنجا که آسمانم اَبری نیست.
من آن قصهگوی ماهام که هنوزِ لحظهها را تبدیل به همیشههای زندگی میکند، برایم نور شب را تسخیر و در تیلهی نگاه واژهای حبس کن. آن زمان صدایم را از بطن یک آبیِ عمیق، خواهی شنید. 📮 :
@Lumiaybot
If you have Telegram, you can view post
and join آنجا که آسمانم اَبری نیست. right away.