دلنوشته های (مائده )
اشک عاشق چونکه میگردد روان
راز قلبش میشود ان دم عیان
زان سبب اتش زند برجان خود
گوشه ای خلوت گزیند درزمان
پر بگیرد یک شبی تا شهر عشق
تا بگردد کوچه شهری چون شبان
سازو اوازش به دل ماند به غم
تا برد دل را به هرسویی کشان
گربخواند نغمه ای با شور
If you have Telegram, you can view and join
دلنوشته های (مائده ) right away.